تهران در چرخه آلودگی هوای پایتخت: از آمار تا واقعیتهای اجرایی
در هجدهمین روز پیاپی آلودگی هوای تهران، پایتخت با وضعیتی روبهرو است که نه تنها از منظر آمارهای لحظهای، بلکه از منظر قابلیت اجرای سیاستهای کنترلی با سوالاتی جدی مواجه میشود. گزارش حاضر به بررسی موشکافانه این شرایط میپردازد؛ با بازسازی عناصر خبری به شیوهای ساختارمند و خبری، اما حفظ دقیق حقایق موجود در گزارشهای قبلی. به گزارش تیم آرشیو کامل، بحران آلودگی هوای تهران همچنان با وجود فراز و فرودهای کوتاه مدت، به نظر میرسد از منظر عملیاتی همچنان با فقدان یک برنامه منسجم و اجرایی قابل اندازهگیری مواجه باشد.
آمارهای مربوط به مرگومیر مرتبط با آلودگی هوا در تهران به شکل گستردهای در گزارشها مطرح میشود. در فاصله زمانی کوتاهی، افزایش مرگومیر مرتبط با این پدیده به اطلاعرسانیها افزوده میشود و پژوهشهای مختلف به این نکته اشاره میکنند که شدت بحران تا چه اندازه در بُعد سلامت عمومی اثرگذار است. با وجود این، حرکت قابل توجهی در سیاستگذاری یا اقدامات اجرایی کلان برای خروج از این چرخه دیده نمیشود؛ موضوعی که کارشناسان آن را یک «چرخه مرگ خاموش» توصیف میکنند و اکنون با شیوع گسترده آنفلوآنزا، این همخوانی شدت بیشتری مییابد.
در این میان، وضعیت مدارس، ادارات و حملونقل عمومی همچنان مشابه قبل است و به نظر میرسد بحران آلودگی به عنوان موضوعی اولویتدار ملی یا اجرایی به اندازه کافی مدنظر قرار نگرفته است. مهاجرتی از نگرش به تحلیلهای سطحی و گزارشهای روزانه به سمت برنامههایی با چارچوب زمانی و منابع مشخصتر، میتواند تفاوت ملموسی ایجاد کند. این فاصله میان میزان بحران و پاسخ عملی، به پرسش اصلی این روزهای تهران تبدیل شده است: چه مدت زمان دیگری لازم است تا مسئولان با مسئولیتپذیری و شفافیت بیشتر به این وضعیت پاسخ دهند؟
یک نکته کلیدی در گزارشهای تحلیلی اخیر، پیرامون سازوکارهای کنترل آلودگی است: از نوسازی ناوگان حملونقل تا مدیریت منابع انتشار و پایش صنایع، تا شفافسازی در اعلام دادهها. بررسیها نشان میدهد که برخی از سازوکارهای قانونی و اجرایی هنوز به شکل مناسب به کار گرفته نشدهاند یا بهطور کامل از دور خارج شدهاند. در ادامه، به مرور روندها و ملاحظات اجرایی و قانونی در این حوزه میپردازیم.
الهه موحدی، کارشناس محیط زیست، به این نکته اشاره میکند که بررسیهای مرکز پژوهشهای مجلس پیرامون روند اجرای قانون هوای پاک نشان میدهد که اجرای 22 ماده از این قانون به صورت ضعیف، 17 ماده در سطح متوسط و تنها 17 ماده به عنوان مطلوب ارزیابی شده است. به گفته او، این موضوع نشان میدهد که مجموعهای از قوانین و آییننامههای مرتبط با آلودگی هوا، به رغم وجود سابقه قانونی، به درستی اجرا نشدهاند. این کارشناس اضافه میکند که از سالها قبل، تصویب قوانینی برای کنترل آلودگی وجود داشته و در عمل، بسیاری از این مصوبات به شکل کامل اجرایی نشدهاند.
در این گفتوگوها تاکید میشود که یکی از محورهای اصلی آلودگی، سوختهای بیکیفیت و بهرهبرداری از مازوت در صنایع و نیروگاهها است. این موارد به شدت عامل تولید دیاکسید گوگرد و ذرات معلق هستند و از منظر فنی، استفاده از فناوریهای کنترل آلودگی در واحدهای صنعتی و نیروگاهها ضروری است. بهگفته این کارشناس، برای مهار آلودگی باید نه تنها به حضور فیلترهای کاهش ذرات معلق، بلکه به استفاده از سیستمهای کاتالیستی برای کاهش NOx توجه جدی داشت. با این حال، در حال حاضر فناوریهای لازم در برخی از واحدهای صنعتی کشور وجود ندارد و پیگیریهای اجرایی برای نصب فیلترها و سامانههای کنترل آلودگی باید با شدت بیشتری دنبال شود.
یکی از نکات مطرحشده در گزارشها این است که تفاوت بین مازوت با سولفور بالا و پایین در میزان تولید ذرات معلق اولیه تفاوتی ندارد؛ اما در شدت ذرات ثانویه تفاوتی وجود دارد که به بهبود وضعیت با استفاده از فیلترهای مناسب منجر میشود. به گزارش تیم آرشیو کامل، پیشگیری از ساطعشدن NOx به کمک فناوریهای کاتالیستی و نظارت دقیق بر واحدهای صنعتی، به دلیل محدودیتهای اجرایی، همچنان به عنوان چالش باقی مانده است. همچنین، خسارتهای اقتصادی و اجتماعی آلودگی هوا در دورههای اخیر افزایش یافته و این هزینهها نشاندهنده اهمیتی است که رسیدگی به این بحران باید بهطور جدیتر در اولویت قرار گیرد.
در پایان این بخش، با توجه به شواهد موجود و تجربههای اخیر، میتوان گفت که بهبود کیفیت هوا نیازمند ترکیبی از الزامات قانونی، پایش مستمر، نوسازی ناوگان، و پیشبرد فناوریهای فیلترینگ است. این رویکرد باید با شفافیت دادهها، گزارشدهی منظم به مردم و پاسخگویی مؤثر به تصمیمسازان متمرکز شود تا بتوان به نتیجهای پایدار در زمینه هوای پاک دست یافت.
به گزارش تیم آرشیو کامل، تحلیلهای مختلف حاکی از آن است که نظام آلودگی هوای تهران همچنان به دلیل کمبودهای اجرایی و ضعفهای ساختاری در حوزه مدیریت هوای پاک، با چالشهای عمیقتری روبهرو است. این چالشها شامل عدم جمعآوری خودروهای فرسوده، کمبود حملونقل قابل اتکا، کانونهای گردوغبار داخلی و خارجی، و نبود نظارت کافی بر روند اجرایی قوانین است. با این وجود، این نکته نیز بارز است که تابحال هیچ گشایشی قابل توجه در این زمینهها در عمل دیده نشده و انتظار میرود تصمیمات سیاسی و اجرایی به گونهای طراحی شوند که منافع سلامت عمومی را به شکل پایدار تضمین کنند.
در پایان این بخش، به دنبال ارائه تصویری روشن از وضعیت موجود، به بررسی دقیقتر جنبههای قانونی و اجرایی در مواجهه با آلودگی هوای تهران میپردازیم تا بتوان از طریق تحلیلهای منسجم، گامهای عملی برای بهبود وضعیت هوای پایتخت برداشت.
تحلیل اجرایی-قانونی: چارچوب قانونی، موانع اجرایی و مسیرهای بهبود
بر اساس بررسیهای انجامشده، قانونی که به عنوان «قانون هوای پاک» شناخته میشود، از سال 1396 به تصویب رسیده است و تاکنون با وجود بیش از چهل قانون و مصوبه مرتبط با آلودگی هوا، اجرای برخی از مواد آن با چالش مواجه بوده است. مرکز پژوهشهای مجلس در گزارشهای سالهای اخیر خود اعلام کرده است که از میان 56 ماده قانون و آییننامه فنی، تنها 17 ماده به عنوان مطلوب ارزیابی شده و 22 ماده ضعیف و 17 ماده متوسط تشخیص داده شدهاند. این آمار به وضوح نشان میدهد که حتی وجود بنیان قانونی قوی، برای بهبود شرایط کافی نبوده است و نیازمند سازوکارهای اجرایی دقیقتر و همگام با فناوریهای نوین است.
بنابراین، اجراییسازی این قوانین باید با چند محور کلیدی دنبال شود: نخست، نوسازی ناوگان حملونقل و تشویق به استفاده از وسایل پاک و عمومی؛ دوم، اصلاح فرایندهای صنعتی و نصب فناوریهای کنترل آلودگی در واحدهای صنعتی و نیروگاهها؛ سوم، افزایش شفافیت دادههای پایش آلودگی و انتشار آنها به صورت عمومی؛ چهارم، نظارت دقیق بر عملکرد دستگاههای اجرایی و بازنگری مداوم در سیاستهای مرتبط با هوای پاک. بهویژه، استفاده از فیلترهای ذرات معلق در زمان مازوتسوزی و همچنین بهکارگیری فناوریهای کاهنده NOx در صنایع، میتواند به کاهش چشمگیر آلودگی منجر شود. این مسیرها بدون حضور فعال و پایدار سازمانهای نظارتی و ردیابی نتیجهای پایدار نخواهند داشت.
در کنار این موارد، نقش زیرساختهای پژوهشی و دادهای نیز پررنگ است. شفافیت در اعلام دادههای کیفیت هوا، افزایش دسترسی به دادههای بهروز و قابل اتکا، و همچنین آموزش عمومی در زمینه مدیریت آلودگی هوا میتواند به بهبود سیاستهای اجرایی کمک کند. در این راستا، مطالبه عمومی برای پیگیری مستمر و نظارت همگانی بر اجرای قوانین هوای پاک و آییننامههای فنی آن، یک ضرورت محسوب میشود.
از منظر فنی، یکی از نکات کلیدی این است که هیچگاه نباید صرفاً به سوخت کمگوگرد بسنده کرد؛ بلکه باید فناوریهای کنترل آلودگی در نیروگاهها و واحدهای صنعتی بهکار گرفته شوند تا خروجی NOx و ذرات معلق به سطح قابل قبولی کاهش یابد. همچنین، در مورد مازوت، اگرچه تفاوت در سولفور پایین یا بالا میتواند در برخی شاخصها تأثیرگذار باشد، اما برای همه نوع مازوت، سیستمهای فیلتر و تجهیزات پیشرفته نیاز است تا بتوان از میزان آلودگی کاست. در اینجا، نقش سازمانهای محیط زیست و دستگاههای نظارتی برای پیگیری اجرای استانداردها و فیلترهای لازم بسیار حیاتی است.
در نهایت، این تحلیل نشان میدهد که بحران هوای تهران تنها با ازدیاد قوانین بهبود نمییابد؛ بلکه نیازمند اجرای مؤثر این قوانین، شفافیت دادهها، و راهبردهای فناوری محور است. این فرایند، با وجود چالشهای اجرایی، میتواند از طریق همسویی میان مجلس، دولت و ذینفعان، بهبود پایدار را برای هوای پایتخت به ارمغان آورد.
در پایان، به خاطر اهمیت سلامت عمومی و اثرات گسترده آلودگی هوا، لازم است هر گام اجرایی با نظارت دقیق و گزارشگیری منظم همراه باشد تا بتوان نتیجهای پایدار در بهبود کیفیت هوا داشت. همچنین ضروری است که منابع مالی و فنی لازم برای اجرای طرحهای کنترل آلودگی در صنایع و نیروگاهها تأمین شود تا بتوان به اهداف هوای پاک دست یافت.
