مقدمه
جریان گردشگری در پایتخت ایران به عنوان یکی از محورهای مهم توسعه شهری همواره با ارتقای سطح خدمات و یکپارچهسازی ظرفیتها مطرح بوده است. اما واقعیت میطلبد که تا کنون ساختار بخشی به این ظرفیتها و تبدیل آن به یک موتور اقتصادی کارآمد برای شهر، آنطور که انتظار میرفت، محقق نشده بود. در این زمینه، تجربه سالهای اخیر نشان میدهد که مسیر از شعار تا واقعیت نیازمند شفافسازی وظایف، هماهنگی نهادی و اراده جمعی است. این گزارش به بازتاب تجربه چهار ساله شورای شهر تهران در راستای ایجاد یک شرکت تخصصی گردشگری شهری میپردازد و با تحلیل فاکتورهای کلیدی، دستاوردها و موانع این فرایند را مرور میکند.
زمینههای شکلگیری ایده
دو دهه اخیر در تهران شاهد طرحهای متعددی برای بهرهبرداری از ظرفیتهای گردشگری بودهایم؛ اما واقعیت اجرا و بهرهبرداری از این ظرفیتها به شکل متمرکز و با چشماندازی بلندمدت شکل نگرفته بود. از نگاه مدیران شهری و اعضای شورای شهر، هدف فراتر از راهاندازی فقط یک واحد اجرایی بود. آنها به دنبال ایجاد یک مجموعه تخصصی بودند که بتواند پروژهها و برنامهها را از طریق یک ساختار واحد هماهنگ کند و با صرفهجویی در مدیریت منابع، خدمات بهتری را به شهروندان ارائه دهد. این رویکرد از منظر اقتصاد شهری، میتواند به رونق گردشگری، بهبود شاخصهای فرهنگی و تقویت تولید ناخالص محلی منجر شود.
مسیر اجرایی و تحولات نهادی
پس از بررسیهای اولیه، فرایند اجرایی به سه فاز اصلی تقسیم شد: آغاز با مطالعات پیگیری در قالب یک سازمان، تبدیل آن به شرکت و سپس شکلگیری یک شرکت مستقل. هر کدام از این مراحل دشواریهای خاص خود را داشتند؛ فشارهای خارج از چارچوب برنامهریزی، تغییرات ذینفعان و مقاومتهای ناشی از رویکردهای مختلف مدیریتی از جمله این چالشها بودند. با وجود این موانع، همدلی شورای شهر و مدیریت شهری به همراه تیمهای متناظر، مسیر را هموار کردند تا پروژه به شکل نهایی یک شرکت مستقل به انجام برسد. دستاورد این تغییر ساختاری، تعریف دقیقتر نقشهای اجرایی، تخصیص بودجههای مربوطه و تمرکز بر پروژههای با اولویت بالا بود.
موانع و چالشهای مسیر
در طول چند سال اخیر، موانع متعددی بر سر راه وجود داشت: مخالفتها و نگرانیهایی از سوی برخی بخشها که منتظر نتیجهای متفاوت بودند؛ فشار برای حفظ روال قدیمی مدیریت فضای گردشگری؛ و مسائلی که مربوط به هماهنگی با بافتهای میراثی و گسست اجرا بود. این موانع، بحرانی برای تسریع فرایند بهنظر میآمدند اما با وجود این، تیم مدیریتی و همراهی خبرنگاران و فعالان حوزه میراث فرهنگی، توانستند نسخه بهتری از مدل اجرایی را ارائه دهند. کیفیت تصمیمگیری در هر مرحله و تکیه بر شفافیت عملکرد باعث شد تا مسیر از انفعال خارج و به سمت اجرا حرکت کند.
دستاوردها و پروژههای کلیدی
در چنین فرایند بلندمدت و چالشی، سه پروژه شاخص به عنوان گرههای اصلی توسعه گردشگری تهران معرفی شدند. یکی از این پروژهها، مجموعههای مربوط به خانهموزهها است که با سرمایهگذاریهای همافزا، به بهبود دسترسی و ساعات کاری مناسب برای عموم شهروندان منجر شد. پروژه دیگر، باغراه حضرت زهرا (س) است که با همکاری چندین مجموعه میراثی و تاریخی به تشکیل یک شبکه ارتباطی میان فضاهای گردشگری در سطح شهر کمک کرد. سومین پروژه، متمایز از پیشبردهای مستقیم در حوزه میراث، پروژه بام ری است که به عنوان نمادی از همکاریهای بینسازمانی شناخته میشود و نشان میدهد که با مدیریت متمرکز، میتوان از ظرفیتهای شهری برای ارائه خدمات متنوع استفاده کرد. هر یک از این پروژهها با چالشهای اجرایی، هزینههای مرمتی و زمانهای تأخیر مواجه شدند؛ با این حال نتیجه آنها، برای تهران و کل کشور اهمیت دارد و برای کسانی که به دنبال توسعه گردشگری استراتژیک هستند، درسآموز است.
اقتصاد سرمایهگذاری و اثرات اجتماعی
در طول فرایند، سرمایهگذاریهای قابل توجهی در حوزه فضاهای تاریخی و فرهنگی شکل گرفت. گزارشها حاکی از این است که میلیاردها تومان برای خرید، مرمت و نگهداری خانهموزهها و فضاهای تاریخی هزینه شده است. با تمرکز مدیریت و استفاده بهینه از این سرمایهگذاریها، انتظار میرود اثرگذاری بالاتری در دسترسپذیری و کیفیت خدمات گردشگری در سطح شهر ایجاد شود. با این وجود، بدون یک راهبرد متمرکز و بدون ساختار مدیریتی واحد، چنین سرمایهگذاریها به شکل کارآمد به نتیجه نخواهد رسید و ممکن است تأثیر مطلوب بر جامعه شهری را به دلیل محدودیت ساعات باز یا نبود یک نقشه راه عملی از دست بدهد. بنابراین، تأکید بر وجود یک شرکت مستقل و مدیریت متمرکز برای بهرهبرداری از ظرفیتها، از جمله الزامات اصلی این فرایند تلقی میشود.
نقش مردم و روابط اجتماعی در پروژههای شهری
تأکید اصلی این مسیر، گنجاندن مردم در فرایند تصمیمگیری و اجرا بود. وقتی مردم در تصمیمگیری مشارکت میکنند، ملاحظات اجتماعی-فرهنگی نیز به نحو بهتری مدیریت میشود و در نتیجه پروژهها تأثیرات مطلوبتری بر زندگی شهروندان خواهند داشت. این رویکرد، به ویژه در پروژههای میراثی یا فضاهای گردشگری از اهمیت بیشتری برخوردار است، زیرا استفاده گسترده از این فضاها به نفع تمامی اقشار جامعه است و از ایجاد منازعات اجتماعی جلوگیری میکند. با این نگاه، پروژهها نه فقط به عنوان زیرساختهای تفریحی، بلکه به عنوان فرصتهایی برای بهبود کیفیت زندگی شهری تلقی میشوند.
نگاه آینده و نتیجهگیری
برنامههای جاری و چشمانداز آینده بر ادامه اجرای پروژههای با محوریت مدیریت متمرکز و هماهنگی بین دستگاهی تأکید دارند. هدف این است که با استمرار همکاریهای ملی-محلی و جلب حمایتهای مردمی، تهران بتواند به عنوان یک الگوی نمونه در زمینه گردشگری شهری عمل کند. همچنین، ارزشهای میراثی و فرهنگی شهر با رویکردی هوشمند و مبتنی بر مشارکت مردمی تقویت میشوند تا بهرهوری از فضاهای گردشگری به سطح قابل قبولی برسد. این فرایند، اگرچه با موانع و گاه تأخیرهای زمانی مواجه بوده، اما همواره با پشتکار و همراهی جامعه خبری، مسیر را روشنتر نشان داده و نسبت به آینده امیدبخش است. به گزارش تیم محتوای آرشیو کامل.
خلاصه و نتیجهگیری
در طول چهار سال اخیر، تهران از شعارها به سمت واقعیت گردشگری شهری حرکت کرده است؛ مسیری که با ایجاد یک شرکت تخصصی گردشگری به عنوان محور اصلی، امکان هماهنگی اجرای پروژهها، مدیریت منابع و بهبود خدمات را فراهم میکند. هر چند که موانع متعددی وجود داشت، اما دستاوردهای ملموسی در قالب پروژههای خانهموزهها، باغراه حضرت زهرا و پروژه بام ری، نشاندهنده پتانسیل بالای مدیریت شهری در تبدیل ظرفیتهای گردشگری به یک موتور اقتصادی و فرهنگی است. با ادامه این مسیر و با تأکید بر مشارکت گسترده مردمی، انتظار میرود گردشگری تهران به عنوان یکی از ستونهای اصلی توسعه شهری در آینده مطرح شود.
برای پژوهشهای بیشتر و دنبال کردن گامهای آینده، با تیم خبرآنلاین همراه باشید تا گزارشهای تازه و تحلیلهای عمیق درباره گردشگری شهری تهران منتشر شود.
