سه بار از نو شروع کردم — این‌ها را از آن آموختم

آموخته‌های کلیدی

شروع دوباره به معنای شکست نیست — بلکه آزادی استراتژیک برای بازسازی هوشمندانه‌تر و قوی‌تر است. مهارت‌های شما، نه شرکت‌تان، شبکه ایمنی واقعی شما در طول زندگی است. تاب‌آوری بر تلاش پیروز است؛ ثبات به آرامی در زمانی که همه چیز از هم می‌پاشد، جمع می‌شود.

چرا شروع دوباره؟

کارآفرینی همیشه یک داستان پریان با خروجی‌های میلیارد دلاری، سخنرانی‌های TED و جشن‌های شامپاینی نیست. گاهی اوقات، این درباره شروع دوباره است. و سپس دوباره شروع کردن، و دوباره. من مجبور شدم که شغف خود را نه یک بار، نه دو بار، بلکه سه بار بازسازی کنم. نه به این دلیل که شکست خوردم، بلکه به این دلیل که زندگی یک پیچش داستانی به من داد. و در تمام این مدت، چند حقیقت کلیدی را آموختم که هر کارآفرینی باید در جیب خود داشته باشد، به ویژه زمانی که راه سخت می‌شود.

شروع اول: ساخت یک آژانس PR از صفر

در سال 2016، من شغل خود را در بزرگ‌ترین آژانس PR کشورم ترک کردم و یک شرکت PR کوچک راه‌اندازی کردم. من در PR تازه‌کار نبودم، اما مدیریت یک شرکت کاملاً یک بازی متفاوت است. من باید یاد می‌گرفتم که چگونه کسب‌وکار را ثبت کنم، تیمی استخدام کنم، مشتریان را مدیریت کنم و به رسانه‌ها پیشنهاد دهم، در حالی که سعی می‌کردم منفجر نشوم. در روزهای اولیه، من برای جلب توجه می‌جنگیدم، زیرا شرکت‌های بزرگ نام‌های شناخته‌شده را ترجیح می‌دادند و من یکی از آن‌ها نبودم. اما سپس یک تغییر ذهنی داشتم و متوجه شدم که با جمعیت اشتباهی صحبت می‌کنم. استارتاپ‌ها بودند که به PR نیاز داشتند. آن‌ها به دیدگاه نیاز داشتند اما نمی‌توانستند هزینه آژانس‌های بزرگ را بپردازند، بنابراین آنجا بود که من به نیش خود رسیدم. وقتی مخاطب درست را پیدا کردم، اوضاع به آرامی پیش رفت، با دو مشتری در شش ماه، اما از آنجا، شتاب شروع به ساختن کرد.

شروع دوم: فرصت‌ها من را جابجا کردند

در سال 2018، من به ایالات متحده نقل مکان کردم. با این جابجایی، فرصتی برای گسترش کسب‌وکارم پیدا کردم. آنچه انتظار نداشتم، شکاف فرهنگی و لجستیکی بود. مناطق زمانی تماس‌های مشتری در کشورم را دردناک می‌کرد و فرهنگ کار از راه دور هنوز جا نیفتاده بود. بنابراین، پس از شش ماه تلاش، باید اعتراف می‌کردم که این کار نمی‌کند. من در یک کشور جدید بودم، بدون شبکه، و دوباره از نو شروع کردم. من به مهارتی که در PR تقویت کرده بودم، یعنی نوشتن، تکیه کردم. من در یک پلتفرم فریلنسری ثبت‌نام کردم و هر کاری که می‌توانستم انجام دادم. از نوشتن محتوای وب‌سایت و بیوگرافی‌های شرکتی تا نوشتن رزومه و وبلاگ‌ها. این کار از نظر ظاهری دور از زرق و برق بود، اما هزینه‌های زندگی را پرداخت می‌کرد و در نهایت، بیشتر از آنچه انتظار داشتم، پرداخت کرد. سپس یک ضربه دیگر آمد. پلتفرمی که در آن کار می‌کردم بسته شد. سال‌ها بررسی، امتیاز و کار با مشتریان از بین رفت. من هیچ راهی برای اثبات اینکه کار را انجام داده‌ام نداشتم، زیرا بیشتر آن کارها نویسندگی پنهانی بود و به همین سادگی، دوباره به صفر برگشتم.

شروع سوم: شعله‌ای که دوباره روشن می‌شود

در این مرحله، اکثر مردم تسلیم می‌شدند، اما تسلیم شدن هرگز برای من گزینه‌ای نبود. من همیشه خودم را به جلو می‌رانم، نه به این دلیل که مد روز است، بلکه به این دلیل که این تنها راه بقا من است. بنابراین، به چیزی که همیشه در ذهنم به آرامی زندگی می‌کرد، بازگشتم. همیشه می‌خواستم یک مجله راه‌اندازی کنم تا برندها و بنیان‌گذاران کمتر نمایان را که کارهای واقعی و معناداری انجام می‌دهند، بدون توجه به رسانه‌های اصلی، معرفی کنم. راه‌اندازی یک نشریه کامل به نظر می‌رسید که برای اکنون خیلی زیاد است. اما من داستان‌هایی برای گفتن داشتم و برخی از پلتفرم‌ها به من صدایی دادند. من به طور منظم شروع به نوشتن کردم و درباره کارآفرینان، استارتاپ‌ها و داستان‌هایی که نیاز به شنیده شدن داشتند، نوشتم. من همچنین دوباره به PR برگشتم، اما این بار، من این کار را به روش خودم با صدای قوی‌تر، دیدگاه واضح‌تر و تحمل صفر برای مشتریانی که بعد از تماس‌های کشف ناپدید می‌شدند، انجام می‌دهم.

آموخته‌های من از شروع دوباره

  • صفر به معنای شکست نیست؛ بلکه به معنای آزادی است.
  • زمانی که همه چیز از هم می‌پاشد، آسیب می‌زند، اما همچنین صفحه را پاک می‌کند.
  • شروع دوباره به شما این فرصت نادر را می‌دهد که دوباره انتخاب کنید — این بار، با دقت بیشتری.
  • مهارت‌های شما شبکه ایمنی شما هستند.
  • نیش همه چیز است. سعی نکنید همه چیز برای همه باشید.
  • این درباره تلاش نیست، بلکه درباره تاب‌آوری است.
  • شما مجاز به تکامل هستید.

کارآفرینی خطی نیست. این کار messy، غیرقابل پیش‌بینی و به ندرت طبق برنامه پیش می‌رود، اما نکته این است که هر بار که از صفر شروع کردم، چیزی بهتر ساختم. من با حکمت و قدرت بیشتری برگشتم. اگر شما هم امروز با نسخه خود از صفر مواجه هستید، از من بپرسید — این پایان نیست. ممکن است فقط آغاز بهترین فصل شما باشد.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا