تورم خوراکی و امنیت غذایی ایران: حذف اقلام ضروری سفره مردم و کارایی کالابرگ در برابر بحران هزینه‌ها

بازتاب اقتصادی تورم خوراکی در سفره خانوارها

بحران قیمت‌ها در بازار مواد غذایی روزبه‌روز تشدید می‌شود و خانوارهای ایرانی با فشار هزینه‌های زندگی روبه‌رو هستند. گزارش‌های رسمی نشان می‌دهد که میانگین تورم موردی در ماه‌های اخیر به شکل بی‌سابقه‌ای بالا رفته است و گزارش‌های میدانی نیز از کاهش توان خرید خانوارها خبر می‌دهد. به گزارش تیم آرشیو کامل، در آذرماه نرخ تورم میانگین نقطه‌ای به حدود ۵۲ درصد و تورم خوراکی‌ها به حدود ۷۲ درصد رسیده است؛ ترکیب این دو شاخص، سبد مصرفی خانوار را به سمت کاهش مصرف اقلام غذایی تبدیل کرده است. این وضعیت به‌طور آشکاری بر کمیت و کیفیت تغذیه خانوارها اثر می‌گذارد و به‌ویژه گروه‌های فقیر و متوسط رو به پایین را با خطر کمبودهای تغذیه‌ای و سوءتغذیه مواجه کرده است. یکی از محورهای بحث، خروج بی‌وقفه گوشت و لبنیات و میوه از برنامه غذایی به دلیل گرانی است؛ امری که از نظر برخی فعالان اجتماعی و پزشکی به عنوان شاخص اصلی بحران اقتصادی شناخته می‌شود.

دکتر سیمین کاظمی، پزشک و جامعه‌شناس، در گفت‌وگو با خبرآنلاین به پیامدهای اجتماعی، جسمی و روانی این وضعیت اشاره می‌کند و می‌گوید خروج گوشت و لبنیات و میوه از رژیم غذایی به‌تنهایی شاخص اصلی بحران است. او اضافه می‌کند که بخشی از بیماران تهیدست و طبقه متوسط اکنون برای تامین نیازهای تغذیه‌ای خود به جایگزین‌ها و محصولات مشابه روی آورده‌اند؛ به‌عنوان نمونه به‌جای گوشت از پای مرغ یا سویا استفاده می‌شود. همچنین کاهش مصرف لبنیات و میوه به‌ویژه با بازه‌های مصرف هفتگی یا ماهانه مشاهده می‌شود و این تغییرات به‌طور مستقیم بر سلامت و کیفیت زندگی اثر می‌گذارد.

در کنار این موارد، آمارها نشان می‌دهند که با افزایش تورم، هزینه‌های مسکن، سلامت، آموزش و حمل‌ونقل نیز بالا می‌رود و جمع‌بندی همه این موارد، فشار مضاعفی را بر تصمیم‌گیری‌های خانوارها درباره اولویت‌های مصرف ایجاد می‌کند. گزارش‌های رسمی نشان می‌دهد که تورم میانگین نقطه‌ای ۵۲ درصد و تورم مواد غذایی ۷۲ درصد طی ماه آذر افزایش یافته است و این روند، به تشدید ناامنی غذایی و گرسنگی مزمن در جامعه ایران منجر می‌شود. ادامه این گفت‌وگوها و گزارش‌های رسمی نشان می‌دهد که خانوارها چگونه با این بحران کنار می‌آیند و چه تغییراتی در رفتار مصرفی ایجاد می‌شود. در میان این توضیحات، به‌طور مشخص مشاهده می‌شود که مردم برای مدیریت هزینه‌ها، به کاهش مصرف برخی اقلام ضروری روی می‌آورند و این مسأله پیامدهای گسترده‌ای در سلامت جسمانی و روانی به همراه دارد.

سخنان مستوره برادران نصیری، پژوهشگر حوزه اقتصاد غذایی، نیز به همین نکته برمی‌گردد که با افزایش شتابان تورم خوراکی‌ها، در کنار فشار هزینه‌های مسکن و سایر خدمات، امنیت غذایی بخش وسیعی از جامعه به‌شدت تهدید می‌شود. او با اشاره به این نکته که “خروج گوشت و لبنیات و میوه از برنامه غذایی به‌تنهایی مهم‌ترین شاخص این بحران اقتصادی است”، از ضرورت بازنگری در سیاست‌های تغذیه‌ای و اقتصادی می‌گوید تا بتوان به جمع‌بندی جامع‌تری درباره وضعیت غذایی خانوارها رسید. در کنار این مطالب، آمارهای به‌روز نشان می‌دهد که گرایش به مصرف محصولاتی جایگزین، به‌ویژه در میان گروه‌های آسیب‌پذیر، به‌صورت گسترده‌ای مشاهده می‌شود.

یکی از محورهای گفت‌وگو در این گزارش، نقش کالابرگ به‌عنوان یک ابزار حمایتی موقتی است که با توجه به نرخ تورم بالا، کارایی کمتری پیدا می‌کند. تحلیلگران اقتصادی بر این باورند که کالابرگ در محیطی با ثبات اقتصادی به‌عنوان یک ابزار حمایتی می‌تواند کارکرد مناسبی داشته باشد؛ اما در شرایط بحران فعلی، تغییر ارزش کالابرگ با افزایش تورم، به‌طور جدی کارایی آن را کاهش می‌دهد. این نگرانی‌ها در گزارش‌های رسمی و مطالعات پژوهشی نیز منعکس شده و برخی از تحلیلگران به‌نوعی از نیاز به بازتعریف یا تقویت این ابزار سخن می‌گویند.

سبد غذایی خانوار در حال تغییر است: از گوشت تا جایگزین‌ها

در وضعیتی که قیمت‌ها افزایشی بی‌وقفه دارند، خانواده‌ها به شکل گسترده به جایگزین‌هایی روی می‌آورند که دسترسی و قیمت‌های کمتری دارند. پای مرغ و سویا به‌عنوان دو نمونه رایجِ جایگزین گوشت معرفی می‌شوند و در برخی موارد لبنیات و میوه‌ها نیز به‌مرور از رژیم مصرفی کاهش می‌یابند. این تغییرات به‌ویژه در میان کودکان و سالمندان پرخطرتر است، چرا که نیازهای تغذیه‌ای این گروه‌ها به‌طور خاص حساس است و کمبود املاح و ویتامین‌ها می‌تواند پیامدهای بلندمدتی بر سلامت آنها داشته باشد. متخصصان تغذیه و بهداشت عمومی هشدار می‌دهند که کاهش مصرف منابع حیاتی مانند پروتئین باکیفیت، ویتامین‌ها و مواد معدنی می‌تواند منجر به عوارض کوتاه‌مدت و بلندمدت شود؛ از جمله افت تمرکز، اختلالات یادگیری و افزایش خطر ابتلا به بیماری‌های روانی در کودکان، یا کاهش ظرفیت‌های شناختی در بزرگسالان. علاوه بر این، وضعیت روانی افراد به‌خاطر فشارهای اقتصادی و ناامنی غذایی نیز تحت تأثیر قرار می‌گیرد و شیوع اضطراب و افسردگی در دسته‌های آسیب‌پذیر افزایش می‌یابد. در این بخش به‌روشنی مشخص می‌شود که بحران غذایی فقط یک مسألهٔ اقتصادی نیست، بلکه مسأله‌ای اجتماعی-بهداشتی است که با ابعاد گسترده‌ای در زندگی روزمره افراد جامعه درمی‌آمیزد.

کالابرگ: ابزار حمایتی یا مانعی در مسیر ثبات غذایی؟

کالابرگ به‌عنوان طرح پشتیبانی معیشتی برای اقشار آسیب‌پذیر مطرح است، اما ارزیابی‌های اولیّه نشان می‌دهد که در شرایط تورم بالا، این ابزار نمی‌تواند به‌طور کامل نیازهای تغذیه‌ای را پوشش دهد. برخی کارشناسان می‌گویند کالابرگ می‌تواند در زمان بحران، به‌عنوان یک ابزار موقت و حمایتی به‌کار رود؛ اما با ادامه بحران و افزایش نرخ تورم، ارزش واقعی کالابرگ کاهش می‌یابد و به‌نوعی این ابزار از کارایی می‌افتد. در این میان، برخی از کارشناسان پیشنهاد می‌دهند که به‌جای تکیه صرف بر کالابرگ، باید سازوکارهای حمایتی جامع‌تری در راستای تقویت نظام تولید، تامین و توزیع مواد غذایی ایجاد شود تا دست سودجویان از بازار غذایی کوتاه شود و دسترسی عادلانه‌تری به مواد غذایی پایه فراهم شود. همچنین عملکرد دولت در مدیریت بازار داخلی، تنظیم صادرات مواد غذایی اساسی و جلوگیری از خام‌فروشی و تمرکز بودجه در راستای تأمین نیازهای داخلی، از محورهای اصلی این گفت‌وگوهاست. راستی‌آزمایی‌های مستقل اما به نتیجه‌گیری مشابهی منجر می‌کند: تا زمانی که ثبات اقتصادی وجود ندارد، ابزارهای موقتی مانند کالابرگ نمی‌توانند به‌طور پایدار از بهبود سبد غذایی خانوارها حمایت کنند.

پیامدهای اجتماعی و سلامت اقتصادی-اجتماعی

این بحران فقط معطوف به قیمت‌ها نیست؛ بلکه به سلامت و کیفیت زندگی نیز ارتباط دارد. سوءتغذیه در کودکان، کمبود آهن و ویتامین‌ها و افزایش خطر ابتلا به مشکلات روانی از جمله دغدغه‌های جدی است که با تداوم ناامنی غذایی تشدید می‌شود. در میان گروه‌های سنی، کودکان زیر پنج سال و سالمندان بیشترین آسیب را می‌بینند و زنان، به‌ویژه زنان باردار، نیز با چالش‌های تغذیه‌ای بیشتری مواجه هستند. آمارها نشان می‌دهد که شیوع کم‌خونی فقر آهن در زنان ۱۵ تا ۴۹ ساله به میزان قابل‌توجهی بالا است و در گروه‌های سنی دیگر نیز مشکلات تغذیه‌ای به‌طور گسترده‌تری دیده می‌شود. در چنین شرایطی، ارائه یک سبد غذایی جامع، پایدار و به‌صرفه برای همه اقشار جامعه اهمیت پیدا می‌کند؛ چراکه ادامه این وضعیت می‌تواند به افزایش فقر، کاهش سطح سلامت عمومی و ایجاد نابرابری‌های اجتماعی منجر شود. بسیاری از خانواده‌ها برای حفظ توان مصرفی خود، به صرفه‌جویی در مصرف غذاهای مغذی و کاهش دفعات مصرف برخی گروه‌های غذایی روی می‌آورند. این رویه، در بلندمدت می‌تواند به بروز مشکلات مزمن تغذیه‌ای و محدودیت‌های رشد کودکان منتهی شود. همچنین، نابرابری‌های دسترسی به غذای سالم به‌ویژه در مناطق روستایی و محروم کشور، به دلیل ضعف زیرساخت‌ها و ناکارآمدی‌های بازار، تشدید می‌شود.

راهکارها: نقش دولت، بخش خصوصی و اجتماع

در این بخش، اساساً به دو محور اصلی می‌پردازیم: بهبود ثبات اقتصادی و اصلاح سیاست‌های تغذیه‌ای. برای بهبود ثبات اقتصادی، باید از ابزارهای سیاستی که به نفع بازار داخلی عمل می‌کنند استفاده کرد، از جمله تقویت تولید داخلی مواد غذایی اساسی و جلوگیری از صادرات بی‌رویه که به کمبود داخلی منجر می‌شود. سهم دولت در مدیریت بازارهای داخلی و توزیع غذا باید با تمرکز بر عدالت و کرامت انسانی انجام شود؛ به‌طوری که سودجویی‌های بازار و بازارهای غیرشفاف کنترل شوند و دسترسی عادلانه به مواد غذایی اصلی فراهم آید. از منظر توزیع درآمد، بازنگری در قیمت‌های پایه، حمایت هدفمند و مستمر از اقشار آسیب‌پذیر و گسترش برنامه‌های اجتماعی مبتنی بر شفافیت و حسابرسی از جمله اقداماتی است که می‌تواند به کاهش ناامنی غذایی کمک کند. با وجود مشکلات، باید به تقویت سیاست‌های تولید متوازن با نیازهای جامعه و همچنین اصلاح ساختارهای توزیع کالاهای اساسی توجه کرد تا از فشار وارد بر سبد مصرف خانوار کاست. در این راستا، تقویت نظام کشاورزی داخلی، افزایش بهره‌وری و کاهش هزینه‌های حمل‌ونقل و سردخانه‌ای می‌تواند به کاهش قیمت‌ها و افزایش دسترسی به غذاهای سالم منجر شود. همچنین، بهبود آموزش‌های تغذیه‌ای و ارائه راهکارهای عملی برای مصرف بهینه و متوازن، به‌ویژه در بین کودکان و زنان باردار، از ضرورت‌های فوری است.

پیامدها و نتیجه‌گیری کلان

با وجود این که کالابرگ به‌عنوان یک ابزار حمایتی موقتی مطرح می‌شود، چالش‌های اجرایی، کاهش ارزش واقعی و نبود ثبات اقتصادی می‌تواند کارایی آن را در بسیاری از شرایط کم کند. از این رو، لازم است مجموعه‌ای از اقدامات هماهنگ و پایدار در سطح ملی عملیاتی شود: افزایش شفافیت قیمت‌ها، کنترل مناسب بازارهای داخلی، هدایت سرمایه و منابع به تولید مواد غذایی پایه، و اصلاحات ساختاری در توزیع کالاهای اساسی. به‌رغم این چالش‌ها، تلاش برای حفظ سلامت عمومی، از جمله کاهش ناامنی غذایی، همواره باید در اولویت قرار گرفته و با سیاست‌های اجرایی روشن و پایدار دنبال شود. دینامیک مشکلات غذایی در ایران نشان می‌دهد که تنها راه حل واقعی، ترکیبی از ثبات اقتصادی، اصلاحات در نظام توزیع و تقویت اقتصاد خانوارها است تا از کاهش کیفی و کمی تغذیه جلوگیری شود. در پایان، لازم است به ملاحظات اجرایی توجه شود تا از این بحران عبور کنیم و کودکان و سایر گروه‌های آسیب‌پذیر را در برابر تبعات منفی حفظ کنیم.

تحلیل حقوقی-اجرایی با تمرکز بر قوانین جمهوری اسلامی ایران

در این مقطع تحلیلی یک پاراگرافی، کارایی و محدودیت‌های اجرایی سیاست‌های غذایی در ایران را با چارچوب حقوقی-اجرایی بررسی می‌کنیم: با توجه به اصول فقهی و قوانین عادی جاری، دولت مسئولیت تأمین امنیت غذایی و تنظیم بازار کالاهای اساسی دارد و این نقش از طریق بودجه ملی، سیاست‌های حمایتی و اختیارات تنظیم بازار به‌کار می‌رود؛ اما به‌دلیل محدودیت‌های بودجه‌ای و وابستگی بازار داخلی به نوسانات ارزی و قیمت‌های جهانی، دسترسی پایدار به غذاهای اساسی همچنان به‌عنوان چالشی بلندمدت باقی می‌ماند. راهکارهای عملی شامل تقویت سازوکارهای نظارت قانونی بر قیمت‌ها، جلوگیری از خام‌فروشی و صادرات بی‌رویه کالاهای اساسی تا اطمینان از تأمین بازار داخلی، و افزایش شفافیت در تخصیص یارانه‌ها و بودجه‌های حمایتی است. همچنین اصلاحات ساختاری در ساختار تولید، توزیع و بازرسی کالاهای ضروری ضروری است تا از سوء‌استفاده‌های احتمالی جلوگیری شود و عدالت در توزیع مواد غذایی پایه به‌صورت قابل اندازه‌گیری و پاسخگو فراهم گردد. در نهایت، قوانین و رویه‌های اجرایی باید به‌گونه‌ای باشند که از طریق یک مدل جامع، شفاف و پاسخگو، ناامنی غذایی کاهش یابد و به اصول حکمرانی خوب و حمایت از حقوق عمومی در زمینه غذا و تغذیه احترام گذاشته شود.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا