توبه داوطلبانه از حزب توده و همکاری با بازجوها: روایت مستند با سند

کلیک‌خوانی: چارچوب داستانی و منابع تاریخی

به گزارش خبرآنلاین به نقل از مرکز اسناد انقلاب اسلامی، عبدالله شهبازی اخیرا در کلاب‌هاوس، بخشی از خاطرات و تجربیات زیسته خود را پیش از انقلاب تا سال‌های پس از آن بیان کرده است. این بازگوها در چارچوب پرونده‌های مربوط به ضربات به حزب توده در سال‌های ۱۳۶۱ و ۱۳۶۲ مطرح شده‌اند و مرکز اسناد انقلاب اسلامی با مرور اوراق و اسناد، بخشی از این خاطرات را صحت‌سنجی کرده است. متن حاضر، بازنویسی‌ای خبری است که با حفظ منابع تاریخی و بدون دخل و تصرف معنایی، به شکل ساختاری خبری بازگو می‌کند. به گزارش تیم آرشیو کامل، برخی ادعاهای طرح‌ شده توسط شهبازی با نقد و بررسی اسناد موجود همخوانی ندارد، اما بخش مهمی از روایت او را در کنار مستندات موجود ارائه می‌دهد تا مخاطب بتواند با تصویر گسترده‌تری از رویدادها آشنا شود.

ادعای اصلی و بررسی صحت‌سنجی اسناد

براساس گزارش‌ها، شهبازی می‌گوید پس از ۶۲ و در جریان بازداشت مربوط به ضربه دوم حزب توده (اردیبهشت ۱۳۶۲)، با احسان طبری در یک فضای بازداشت مشترک هم‌نشین شده و این حضور را به معنای نوعی همکاری فکری یا هم‌سویی در مواجهه با گذشته توصیف می‌کند. با این حال، مرکز اسناد انقلاب اسلامی توضیح می‌دهد که این برداشت با واقعیات تاریخی منطبق نیست. با استناد به اوراق پرونده، شهبازی در اعترافات اسفند ۶۱ و فروردین ۶۲، صریحاً اعلام کرده بود که از مارکسیسم رویگردان شده و قصد جبران داشته است. برخی از این متن‌ها از نامه‌های او در ماه‌های ابتدایی بازجویی چنین تصویری ارائه می‌دهند: “من هیچ‌گاه واقعاً به مارکسیسم ایمان صادقانه نبوده‌ام… مارکسیسم برای من ایدئولوژی بود که در عمق وجود من جای نگرفته بود.” با وجود این، او بعدها ادعا کرده است که پس از ملاقات با طبری، به تدریج به این مسیر بازگشت و خوانش دوباره گذشته را آغاز کرده است. در مقابل، دست‌نوشته‌ها و گزارش‌های دفتر بازجویی نشان می‌دهد که تمایل به «توبه داوطلبانه» در برخی اسناد از سال ۶۱ وجود داشته و حتی در قالب درخواست‌هایی برای آزادی و نفوذ در تشکیلات حزب در سال‌های بعد مطرح شده است. این تناقضات، به کم و کیف روایت‌ها درباره نقش و جایگاه شهبازی و طبری در دوران بازداشت و تشکیلات حزب توده باز می‌گردد و محور اصلی این گزارش را شکل می‌دهد.

در ادامه، متنی از پرونده شهبازی وجود دارد که نشان می‌دهد وی در بهمن ۱۳۶۱ و فروردین ۱۳۶۲ به صورت صریح از مارکسیسم فاصله گرفته و تمایل به جبران و خروج از این منظر ایدئولوژیک را بیان کرده است. اما در گزارش‌های بعدی، به ویژه در سال‌های بعد از آزادی، روایت‌هایی مطرح شد که می‌گوید همراه با طبری مطالعه و نقد گذشته را دنبال کرده و به تدریج از موضع قبلی فاصله گرفته است. مرکز اسناد انقلاب اسلامی با ارزیابی دقیق این دو دوره زمانی، این دو روایت را در کنار هم قرار داده و نتیجه می‌گیرد که ادعاهای شهبازی درباره “هم‌نشینی با طبری و تغییر ناگهانی موضع” نیازمند بازنگری مستقل از متن صرف گفت‌وگوهای سال‌های بعد است. با این وجود، آنچه برای مخاطب اهمیت دارد، وجود رویکردی منظم در رابطه با ارزیابی خاطرات و انطباق آنها با مدارک است تا از تحریف احتمالی آینده جلوگیری شود. به گزارش تیم آرشیو کامل، بررسی‌های اسناد نشان می‌دهد که هر دو دوره زمانی از موقعیت‌ها و بازخوردهای متفاوتی برخوردار بوده‌اند و الزامی برای پذیرش کامل یا رد قطعی هر دو روایت وجود ندارد.

ابعاد تاریخی- حقوقی بازداشت و نقش افراد کلیدی

در این بخش، تمرکز بر برخی از چهره‌های مطرح در آن مقطع تاریخی است. از جمله احسان طبری، از اعضای با سابقه حزب توده که در ضربه دوم به حزب دستگیر شد و بعدها با تشدید برخی مشکلات به بیمارستان منتقل شد. شهبازی، بر اساس متن‌های موجود در پرونده، در زمان بازداشت نخست، به عنوان یکی از اعضای فعال دسته‌های پژوهش و جوانان حزب شناخته می‌شد. بررسی‌ها نشان می‌دهد که روند بازجویی دارای اجزای مختلفی است و هر تیم بازجویی در هر دوره با تعداد متهمان و پرونده‌های نو ظهور روبه‌رو بوده است. در این زمینه، ادعای حضور هم‌زمان شهبازی و طبری در دوران بازداشت و همکاری فکری، به دلیل وجود سوابق مطالعات مشترک و مباحث فکری درباره آینده حزب، قابل توجه است، اما با توجه به مستندات ارائه‌شده، نمی‌توان به سادگی وجود یک «هم‌نشینی متمرکز» و تغییر موضع از مارکسیسم را به عنوان یک واقعیت واحد تایید کرد. نکته مهم این است که پرونده‌های مربوط به این دو دوره نشان می‌دهد که برخی از اظهارات شهبازی قبل از دستگیری طبری نیز وجود داشته و در نتیجه، نسبت دادنش به «همکاری با بازجوها» یا «توبه کامل» به سانتی‌مانت‌های تاریخی، نیازمند تحلیل دقیق‌تری است. به گزارش تیم آرشیو کامل، این رویکرد به دنبال پرهیز از تعمیم‌های ساده و ارائه تصویری منسجم از روابط و گشودگی‌های فکری در آن بازه زمانی است.

تفصیل نامه‌ها و سوابق اعترافات اولیه

در متن پرونده‌های سال‌های اولیه بازجویی، شهبازی صراحتاً از تمایل خود برای خروج از مارکسیسم و بازنگری عمیق در باورهایش سخن گفته است. یکی از نامه‌های او به تاریخ ۱۶ اسفند ۱۳۶۱ که به خوبی نشان می‌دهد که او از «سکوت فکری نسبت به گذشته» و جست‌وجوی راهی برای بازگشت به جامعه سخن می‌گوید، در قالب درخواست‌ها برای دریافت فرصت برای جبران و بازگشت به جامعه مطرح شده است. در این نامه، او با صراحت شرح می‌دهد که مسیر نادرست را تشخیص داده و قصد دارد با همکاران و شاگردانش در حزب، از طریق بازنگری و نقد گذشته، به یک انسان مفید تبدیل شود. این بخش از پرونده، به رغم وجود روایت‌های گوناگون در سال‌های بعد، اهمیت زیادی در تحلیل دقیق آینده‌نگری و انگیزه‌های شخصی افراد دارد و باید با مراقبت از سوی پژوهشگران تاریخی بررسی شود. با وجود این، در تناقض‌نامه‌های بعدی، برخی از اظهارات به شدت تغییر یافته یا با نگاه‌های تازه‌ای همراه شده‌اند که نشان می‌دهد روایت شخصی از توبه، از منظر زمانی و شرایط بازجویی و فشارهای محیطی می‌تواند تغییر کند. به گزارش تیم آرشیو کامل، چنین تغییرات زمانی و بازنویسی‌های بعدی، باید با ارزیابی دقیق اسناد و سوابق اولیه همراه شود تا تصویر جامع‌تری از رویدادها ارائه دهد.

نتیجه‌گیری پژوهشی و جایگاه روایت در فضای تاریخی-حقوقی

این گزارش تلاش دارد با حفظ فاصله تحلیل و ارائه روایتی منسجم از مستندات، تصویر روشن‌تری از تعامل‌ها و تغییرات فکری در آن دوره ارائه دهد. با این وجود، همواره لازم است که ادعاهای گفت‌وگوهای سال‌های پس از بازداشت با اسناد اولیه مقایسه شود تا از بهره‌برداری سیاسی یا جهت‌دهی به روایت تاریخی جلوگیری گردد. نکته اصلی برای پژوهشگران این است که speculative narratives را با مدارک عینی تطبیق دهند و بر پیشفرض‌های غیرمستند فاصلہ بکشند. در این راستا، مرکز اسناد انقلاب اسلامی و سایر مراجع تاریخی باید با شفافیت، امکان تکرار و بازبینی را برای پژوهشگران فراهم کنند و هرگونه تفاوت یا تردید را در گزارش‌های رسمی منعکس نمایند. این رویکرد، به ویژه برای پرونده‌هایی که موضوعی حساس همچون توبه، بازجویی و همکاری با بازجوها را دربر می‌گیرد، امری ضروری به نظر می‌رسد. به گزارش تیم آرشیو کامل، این محتوا گامی در راستای ملاحظات تاریخی و حقوقی است تا بتوان با حفظ اعتماد عمومی، از بازنمایی دقیق‌تر و منصفانه‌تری از رویدادها بهره‌مند شد.

تحلیل حقوقی-اجرایی از روایت‌های تاریخی و الزامات امنیتی

در تحلیل این روایت و هر پرونده مشابه، مهم‌ترین نکته حفظ صحت تاریخی با استفاده از مدارک اولیه است و هرگونه بازنویسی باید بدون افزودن اتهامات تازه یا تغییر جهت پیام‌ها صورت گیرد. همچنین، انتشار چنین متن‌هایی باید با رعایت اصول حفظ امنیت و ارتباط با قوانین جمهوری اسلامی ایران باشد و از انتشار هرگونه اظهارنظر امنیتی یا سیاسی برخلاف مصالح عمومی پرهیز کند. در نتیجه، پژوهشگران برای جلوگیری از تحریف و سوءبرداشت، باید به بررسی تطبیقی دقیق اسناد، تاریخچه بازداشت‌ها، روابط اعضای حزب و نحوه بازجویی‌ها بپردازند و از هرگونه نتیجه‌گیری قطعی بیرون از مبنای مستند پرهیز کنند. این رویکرد، به تقویت اعتماد مخاطبان، به‌ویژه نسل‌های جدید، در فهم رویدادهای تاریخی کمک می‌کند و از ایجاد فضاهای گفتمانی ناسالم در حوزه تاریخ‌نگاری سیاسی جلوگیری می‌کند.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا