زبان حماسه سجادیه در محمل نقد: بررسی نقش زبان در روایت و برداشت‌های منتقدان

زبان حماسه سجادیه در محمل نقد: بررسی نقش زبان در روایت و برداشت‌های منتقدان

در یکی از بحث‌های داغ ادبی معاصر پیرامون مجموعه حماسه سجادیه و به ویژه نگارش «از بوی گل آهسته‌تر» اثر سیدمهدی شجاعی، نمودهای گوناگونی از نقدهای داخلی و گفت‌وگوهای رسانه‌ای به چشم می‌خورد. در این چارچوب، روایت‌ها حول تأثیر زبانِ به کار رفته در این اثر بر درک مخاطب و در نتیجه جهت‌گیری او در مواجهه با مضامین دینی و تاریخی مطرح می‌شود. این بازنویسی با حفظ واقعیت‌های مندرج در منابع عمومی و بدون ورود به هرگونه اظهار نظر شخصی درباره سیاست‌گذاری‌ها یا مسائل امنیتی، به بررسی و بازنویسی ساده‌سازی‌شده این بحث می‌پردازد تا نکته‌های کلیدی برای خواننده روشن‌تر شود.

به گزارش تیم آرشیو، در چهارمین مجلد از مجموعه «حماسه سجادیه» که با عنوان «از بوی گل آهسته‌تر» منتشر شده، نویسنده به روایتی مستند از دوران پرآشوب زندگی امام سجاد (ع) می‌پردازد و تلاش می‌کند با بهره‌گیری از زبان روایی برای مخاطب، به جنبه‌هایی از واقعیت تاریخی و دینی نزدیک شود که در برخی منابع تاریخی یا متون مذهبی به آن‌ها کمتر توجه می‌شده است. این مجموعه از منظر برخی منتقدان، با استفاده از دیالوگ‌نویسی قوی شخصیت‌های منفی، به بررسی پیچیدگی‌های اخلاقی و فکری پرداخته است تا خواننده را در مواجهه با مرزهای فهم و برداشت خود شکوفا سازد.

در یادداشت‌های انتشار یافته، حسین مهکام، کارگردان و فیلمنامه‌نویس، در نقدی با عنوان «روشنگری درباره حماسه سجادیه» به برداشت‌هایی اشاره می‌کند که برخی منتقدان در فضای مجازی از زبان و رویکرد نویسنده ابراز کرده‌اند. او در این یادداشت به این سوال پاسخ می‌دهد که آیا زبان به کار رفته در رمان می‌تواند مخاطب را به سمت همراهی با مضامین شیطانی یا گمراهی سوق دهد یا نه؟ در بخش‌هایی از متن، تأکید می‌شود که شیطان به عنوان موجودی که غالباً در متون دینی جایگاه مهمی دارد، در جایگاه یک عنصر روایی حضور دارد و این حضور می‌تواند به فهم عمیق‌تری از مسیر گمراهی یا هدایتی که شخصیت‌ها با آن برخورد می‌کنند کمک کند. با این توضیح، منتقدان و پژوهشگران همچنان به بحث درباره میزان و نحوۀ اثرگذاری زبان بر خوانش مخاطب می‌پردازند. به گزارش تیم آرشیو کامل، این مناظره نشان می‌دهد که منظور نویسنده از استفاده از زبان دیالوگ‌ها و طراحی شخصیت‌های منفی می‌تواند سطحی از پیچیدگی را در درک خواننده ایجاد کند و این یک ویژگی فنی و ادبی در سطحی بالاتر از صرف روایت است.

در این میان، برخی از منتقدان با اشاره به بازنمایی مفهوم شیطان در کتاب، ادعا می‌کنند که زبان تصویری نویسنده خواننده را به سمت همراهی با این موجود یا پذیرش گمراهی نسبت به آموزه‌های دینی هدایت می‌کند. اما در پاسخ، نویسندگان و پژوهشگران دیگر معتقدند که چنین برداشت‌هایی نتیجهٔ نقص در فهم روایی نیست؛ بلکه این زبانِ روایی است که به نمایش تضادها و فرآیندهای فکری دراماتیک می‌پردازد و از این راه می‌تواند به روشن‌تر شدن منطق شخصیت‌ها و کشمکش‌های اخلاقی بیانجامد. به نظر این دسته از منتقدان، نتیجهٔ گیری از دیالوگ‌های منفی و پیچیدگی‌های آن‌ها بدون در نظر گرفتن بافت روایت و زمینه‌های تاریخی ممکن است به سطحی‌نگری ختم شود. فضای نقد از این منظر، به تقویت زبان ادبی، به جای تقلیل آن به یک پیام واحد، کمک می‌کند و نقدهای صرفاً سطحی را به چالش می‌کشد.

در بخش‌های بعدی، نویسندگان نقدی و پژوهشگران دربارهٔ نحوۀ نگارش فصول دیالوگ‌محور توضیح می‌دهند که چگونه زبان به کار رفته در این فصول می‌تواند نقش تعیین‌کننده‌ای در روشن کردن یا مخفی ماندن لایه‌های اخلاقی بازیگران ایفا کند. برخی از این نکته‌ها تأکید می‌کنند که در مواجهه با زبانِ گفت‌وگوهای منفی، باید به بافت شخصیت‌ها، انگیزه‌های آن‌ها و موقعیت‌های داستانی توجه کرد؛ زیرا در صورتی که زبان به شکل راستی‌آزماییِ اخلاقی عمل نکند، ممکن است خواننده برداشت نادرستی از واقعیت ارائه‌شده بدست آورد. این نکته‌ها در عین حال نشان می‌دهد که نگارشِ دیالوگ‌های حساس با دقتِ فنی و با رعایت اصول ادبی می‌تواند به ارتقای سطح فهم مخاطب از مباحث تاریخی و دینی کمک کند و هیچ‌گاه نباید تنها به‌عنوان ابزار تبلیغی یا تبلیغیِ یک دیدگاه خاص تعبیر شود.

در ادامه، بخش‌های پژوهشیِ نقد ادبیِ مذهبی به بررسی تفاوت میان روایت تاریخی و روایت ادبی می‌پردازد و تأکید می‌کند که هدف نویسنده از به کارگیری زبانِ خاص، ایجاد تعادل میان سرگرمی و فهم محتوا است. در این چارچوب، هرگونه برداشت گمراه‌کننده از ترجمهٔ زبان یا از نحوهٔ نمایش شخصیت‌ها بدون در نظر گرفتن ترکیبِ کلِ روایت، می‌تواند به نادرست بودن نتیجه‌گیری منجر شود. به گزارش تیم آرشیو کامل، این بحث‌ها به روشن شدن تفاوت میان کنش ادبی و کنش دینی در قالب داستان‌گویی کمک می‌کند و به خواننده امکان می‌دهد تا با آگاهی بیشتری با متن تعامل کند.

در پایانِ این بخش از گفت‌وگوها، تأکید می‌شود که وجود فصوصی با محوریت شیطان در روایت، به هیچ وجه به معنای پذیرش یا تبلیغ یک نگرش ضدِ دینی نیست؛ بلکه می‌تواند به شکلِ دیالوگیِ اخلاقی و نمایشِ تضادها درونیِ کاراکترها دیده شود. نویسندگان نقد و پژوهشگران همواره بر این نکته تأکید دارند که فهمِ درست از این فصول نیازمند مطالعهٔ دقیق بافت‌های تاریخی، فرهنگی و دینی است تا برداشت‌های سطحی کاهش یابد و جایگزینِ تحلیل عمیق شود. به گزارش تیم آرشیو کامل، این نکته‌ها می‌تواند به ارتقای سطح نقد ادبی و ارتقای توانِ مخاطب برای تفکیک میان واقعیت تاریخی و بازنماییِ ادبی کمک کند.

تحلیل نهایی؛ برخورد با زبان در«حماسه سجادیه» و چارچوب‌های نقد در ایران

این تحلیل به صورت یک پاراگراف ارائه می‌شود تا جنبه‌هایی از نقد ادبی درباره زبانِ به کار رفته در این اثر را روشن سازد. از منظر حقوقی و اجتماعی، اهمیت دارد که نقدهای ادبی با رعایت موازینِ اخلاقی و قانونی صورت گیرد و هم‌زمان به اصول علمیِ پژوهش پایبند باشد. زبانِ به‌کاررفته در «از بوی گل آهسته‌تر» به رغم جنبه‌های رواییِ قدرتمند، می‌تواند به شکل‌های مختلفی توسط خوانندگان درک شود. برخی از منتقدان با ارزیابی دقیقِ نحله‌های فکری و تاریخی، این زبان را وسیله‌ای برای ارائهٔ تصویرِ چندوجهی انسان‌ها و تضادهای اخلاقی می‌دانند که به عمق فهم خواننده از روایت منجر می‌شود. از منظر دیگر، برخی نیز با نگاهی محافظه‌کارانه‌تر نسبت به دیالوگ‌ها، یا به اصطلاح برخی مباحث اجراییِ نگارش، به حفظِ خطوطِ قرمز و پرهیز از هرگونه تفسیرِ ناپایدار اشاره می‌کنند. در هر دو دسته، هدف اصلی حفظ سلامتِ فرهنگ مطالعه، ارتقای فهمِ عمومی و پرهیز از تحریفِ مفاهیم دینی است. این گفت‌وگوها، اگر با دقت انجام شوند، می‌تواند به ایجاد یک فضای نقدِ علمیِ سالم و بدون جهت‌گیری‌های سیاسی کمک کند و خوانندگان را به تفکرِ نقادانه تشویق کند. به گزارش تیم آرشیو کامل، این رویکردِ نقدِ ادبی با حفظِ حقیقت‌های تاریخی و دینی می‌تواند به تقویتِ فرهنگِ کتابخوانی و توسعهٔ نقدِ ادبیِ مدرن در ایران کمک کند.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا