زمینه بحران داوری ایران پس از خروج علیرضا فغانی
سطح داوری ایران در دهه اخیر به مجموعهای از چالشهای متراکم بدل شده است که فراتر از اشتباهات فردی است. پس از خداحافظی علیرضا فغانی، که به عنوان تنها داور بینالمللی تراز اول ایران در سالهای آخر دهه اخیر شناخته میشد، هیچ جانشین روشن و مورد اعتماد برای قضاوت بازیهای بزرگ ارائه نشد. نتیجه این نابسامانی، کماعتمادی رو به گسترش فوتبال ایران به قضاوتهای داوران است و بهویژه در مسابقات حساس، سوال درباره سطح داوری و قابلیتهای تصمیمگیریها مطرح میشود. به گزارش تیم آرشیو کامل، اتمام دوران فغانی به معنای پایان یک دوره نبود بلکه آغاز دورهای با نیازمند بازنگریهای عمیق و ساختاری در فرآیند داوری است که شامل تربیت، ارزیابی و شیوههای پاسخ به خطاها میشود.
VAR که در سالهای اخیر به عنوان ابزار ارتقای عدالت در قضاوتهای فوتبالی مطرح شده است، در ایران با وجود برخی مزایا، به شدت با کاستیهای اجرایی دست و پنجه نرم میکند. تا امروز، استفاده از این فناوری به طور مستمر با زمانبندی مناسب، همکاری میان تیم داوری و فناوری و همچنین آموزش پیوسته اپراتورها همراه نبوده است. نتیجه این وضع، گاهی تصمیمهایی است که با وجود بازبینی ویدئویی، همچنان به سوالات بیپاسخی منجر میشود و در برخی موارد موجب شکلگیری ابهامات تازهای میشود. در نتیجه، این وضعیت بیش از هر چیز به ناکارآمدی ساختاری و نبود وحدت رویه در رویههای داوری مرتبط است که از طراحی آموزشی تا شیوههای ارزیابی و کنار گذاشتن داوران را در بر میگیرد.
فشار رسانهای، سیاستزدهشدن مدیریت داوری و کمبود نسل داوران با تجربه
مساله تنها یک داور یا یک بازی نیست. بحران داوری ایران از حاکمیت یک ساختار معیوب در فدراسیون و کمیته داوران نشأت میگیرد. نیروهای انسانی برای حضور در سطح بینالمللی و قضاوت مسابقات حساس، به آموزش مستمر، بازآموزی و فرصتهای برابر نیاز دارند. با رفتن فغانی، نسل جدید داوران با فاصله قابل توجهی از سطح بینالمللی فاصله گرفتهاند و این فاصله به فقدان تجربه در مسابقات بزرگ منجر شده است. در چنین فضایی، داوران با فشار رسانهای و دغدغههای مدیریتی روبهرو میشوند و این شرایط به شکلگیری شایعات و نگرانیهای بیشازپیش از قضاوتهایشان دامن میزند. این مشکلات تنها با تغییرات فردی حل نمیشود بلکه نیازمند اصلاحات گستردهای در برنامههای آموزشی، فرایندهای ارزیابی و همچنین شفافسازی در مورد عملکرد داوران است.
ساختار داوری پس از فغانی: چه تغییراتی لازم است؟
برای بهبود وضعیت داوری در ایران، اصلاحات اساسی در چند محور کلیدی ضروری است. اولاً، تقویت سیستم آموزشی داوران از پایه تا قله، با رویکرد شایستهمحور و ارزیابیهای منظم و شفاف. آموزش باید بهطور مستمر بهروز شود و از تجربیات داوران با سابقه استفاده شود تا نسل جدید با استانداردهای جهانی همگام شود. دوماً، ارتقاء سطح تخصصی اعضای کمیته داوران و استقلال در تصمیمگیریها، بهخصوص در مدیریت اشتباهات و پوشش این خطاها. سوماً، بهبود فرآیندهای بازبینی با تأکید بر تفسیر دقیق صحنهها و برخورد بدون جانبداری با تیمها و بازیکنان، با لحاظ کردن اصول پنهاننشدن و پاسخگویی عمومی. علاوه بر این، ایجاد یک رویکرد واحد و روشن در استفاده از VAR و بهکارگیری تیمهای پشتیبان با آموزش دقیق میتواند به کاهش اختلاف نظرهای تیم داوری کمک کند. در نهایت، حفظ اعتماد عمومی به داوری با انتشار گزارشهای شفاف از تصمیمگیریها و فرآیندهای اصلاحی، به تدریج میتواند به کاهش فشارهای غیرمنصفانه بر داوران بیانجامد و فضای بازی را سالمتر سازد.
مسیر آینده داوری ایران: از حاشیهها تا استانداردهای حرفهای
پیشزمینه بهبود، اما تنها به گفتوگو محدود نمیشود. مسیر عملی باید با اجرای یک برنامه آموزشی پیوسته، ارزیابیهای منظم و استانداردهای بینالمللی همسو شود. اجرای این برنامه باید به صورت مرحلهای انجام شود تا امکان ارزیابی اثرات هر گام وجود داشته باشد. در کنار این، گشودن فصلی تازه در رابطه با تعامل با رسانهها و کارکرد رسانهای داوری، میتواند به افزایش شفافیت، کاهش سوءتفاهمها و تثبیت جایگاه داوران در ذهن مخاطبان کمک کند. همچنین، ایجاد یک سامانه گزارشدهی مستقل برای خطاهای داوری و پاسخگویی مسئولانه به نظرات کارشناسان، مربیان و ناظران مسابقات میتواند به تقویت حس عدالت و اعتماد عمومی بینجامد. در نهایت، آینده داوری ایران مستلزم ترکیبی از تجربه، آموزش، پاسخگویی و شفافیت است تا بتوان از راهبردهای فناوری جدید بهره برد و از مشکلات گذشته فاصله گرفت.
تحلیل حقوقی-اجرایی درباره داوری ایران
در مواجهه با این بحران، رعایت چارچوبهای قانونی جمهوری اسلامی ایران به عنوان پایهای برای بهبود مدیریت ورزشی و تعالی فوتبال ضروری است. بهعنوان یک موضوع اجرایی، اصلاحات باید با حفظ اصول قانونمداری، شفافیت و پاسخگویی اجرایی دنبال شود؛ بدین معنا که روندهای مدیریت داوری، ارزیابیها و صدور تصمیمات باید قابل پاسخگویی و مستند به اصول حرفهای باشد و در عین حال از ملاحظات امنیتی یا سیاسی غیرضروری پرهیز گردد. این تحلیل بر این باور است که با ایجاد شفافیت در فرایندها و تقویت استقلال تصمیمگیریها، میتوان از تکرار اشتباهات جلوگیری کرد و اعتماد عمومی را دوباره احیا کرد. همچنین، توجه به جنبههای اجرایی همچون آموزش مداوم، ایجاد تیمهای پشتیبان با تخصص دقیق و فرهنگ پاسخگویی به خطاها، میتواند با حفظ چارچوبهای قانونی، به بهبود کارایی و کارکرد داوری ایران کمک کند. هدف از این تحلیل گذر به سمت یک سیستم داوری حرفهای، عادلانه و پاسخگو است که فارغ از جنبههای سیاسی و امنیتی غیرضروری، صرفاً به بهبود کیفیت قضاوت و اعتماد مخاطبان میانجامد.
