کنایهای صرفاً با هدف تحلیل و نقد عملکرد اجرایی در فضای مجازی و رسانهای
در روزهای اخیر، انتشار یک یادداشت از سوی احمد زیدآبادی به واکنشهای گسترده در فضای رسانهای ایران انجامید. این یادداشت به دستور اخیر مسعود پزشکیان مبنی بر «سیاهکردن سیمکارتهای سفید» واکنش نشان میدهد و نوشتار او تلاشی برای روشنسازی اهمیت توجه به منظرهای متفاوت درباره نحوه اجرای دستورات و تأثیر آنها بر دسترسی مردم به خدمات ارتباطی است. به گزارش تیم آرشیو کامل، تحلیلگر و نویسنده در یادداشت خود با نگاه طنزآمیز و در عین حال نکتهسنجی به این موضوع پرداخت و از وضعیت کنونی فضای ارتباطی کشور سخن گفت. فرآیند بازنویسی این متن با هدف ارائه خبر و تحلیل در قالبی سازگار با ساختار خبری انجام میشود تا هیچگونه تغییر معنایی در محتوای اصلی رخ ندهد.
زیدآبادی در یادداشت خود با تمرکز بر دو محور اصلی، به طور صریح به این نکته اشاره میکند که اگر اختیار تبدیل سیمکارتهای سفید به سیاه در اختیار رئیسجمهور باشد، به همان اندازه باید قدرت معکوس آن نیز برای بازگرداندن وضعیت وجود داشته باشد. این سخنان به طور متقابل نشاندهندهٔ یک پرسش مهم دربارهٔ شیوهٔ بهکارگیری قدرت و نحوهٔ اجرای تصمیمات در سطحی است که میتواند بر دسترسی مردم به اینترنت و خدمات ارتباطی اثرگذار باشد. او در ادامه با نگاهی لطیف اما صریح، اشاره دارد که مسائل اجرایی اینچنینی در نهایت باید به پاسخی روشن برای حقوق کاربران و ضرورت حفظ بیطرفی در انتشار محتوا منتهی شود. همچنین از منظر زبان ادبی و فرهنگی خود یادآور میشود که در عرصهٔ سیاستها و تصمیمات بزرگ، تلخی تبعیضگونهای که برخی تصمیمات میتواند برای بخشهای مختلف جامعه ایجاد کند، همواره باید با دید نقادانه بررسی شود، هرچند این بررسی در چارچوب حفظ شأن نهادهای مرتبط انجام میشود. ضمن این نکات، در متن آمده است که با وجود مشکلات دسترسی به اینترنت، برخی از کنشگران رسانهای به دنبال مسیرهای جایگزین برای تداوم اتصال و پوشش خبری هستند تا شاهد فقدان کامل اطلاعات نباشیم. به گزارش تیم آرشیو کامل، این نکات با لحن طنزآمیز اما دقیق مطرح شده است تا مخاطبان دربارهٔ کارآیی و پیامدهای اجرایی این دستورات به تفکر بنشینند.
در این یادداشت همچنین مولانا با بیان انگیزهای از عشق به آزادی و یکپارچگی انسانها، به نحوی نمادین به دشواریهای اجتماعی اشاره میکند؛ اشارهای که از نظر نویسنده به معنی وجود چالشهای بیشتری است که برخوردهای تبعیضآمیز با دسترسی به فناوری میتواند برای جامعه ایجاد کند. بهرغم استفادهٔ نمادین از این مقطع ادبی، هدف اصلی روشن و صریح است: تشویق به بازنگری در شیوهٔ استفاده از ابزارها و ابزارهای کنترل در فضای دیجیتال و احترام به حقوق عمومی در دسترسی به خدمات پایهای است. متن از زبان طنز بهره میبرد تا موضوعی حساس را به شکلی قابلقبول برای مخاطبان بیان کند، اما همواره با حفظ حریم اصولی و پرهیز از هرگونه تطبیق با جهتگیریهای سیاسی خاص.
- هدف اصلی نویسنده از کنایه، بررسی کارایی و پاسخگویی به طرحهای اجرایی است که میتواند بر دسترسی عمومی اثر بگذارد.
- یک نکتهٔ کلیدی در یادداشت، تأکید بر ضرورت پاسخگویی روشن برخی نهادها نسبت به تصمیمات اجرایی و تبعات آن است.
- سیر تفکر نویسنده با نگاهی نقادانه به ترکیب زبان ادبی و واقعیتهای اجرایی میرسد تا از زاویهای انسانی به قضیه نگاه کند.
در پایان یادداشت، نویسنده با ارجاع به منظرهای اخلاقی و خانوادگی دربارهٔ عدالت خدمات عمومی، تلاش دارد بحث را از دایرهٔ بازیهای سیاسی خارج و به مسائل اجراییِ قابلاندازهگیری مانند کیفیت و دسترسی به اینترنت و ابزارهای ارتباطی نزدیک کند. به گزارش تیم آرشیو کامل، این تحلیل به شکل یک گفتگوی روشن با مخاطب ارائه میشود تا تفاوت بین برداشتهای مختلف و اثرات عملیِ تصمیمات اجرایی روشن شود.
تحلیل حقوقی-اجرایی درباره اثرات این رویداد
این تحلیل با توجه به قوانین جمهوری اسلامی ایران نگاشته شده است و هدف از آن نقدی سازنده است که بر جنبههای اجرایی و عملیاتی متمرکز است، نه بحثهای سیاسی یا امنیتی. در این راستا میتوان گفت که هر دستور اجرایی دربارهٔ مسائات مربوط به دسترسی عمومی به خدمات زیرساختی، به ویژه اینترنت و ارتباطات، باید با اصول شفافیت، پاسخگویی و حفظ حقوق کاربران همراه باشد. به طور خاص، تصمیمات در زمینهٔ تغییر وضعیت سیمکارتها یا محدودیتهای دسترسی نباید به طور یکجانبه و بدون سازوکارهای نظارتی اجرا شوند؛ بلکه ضرورت دارد سازوکارها و معیارهای روشن برای ارزیابی شیوهٔ اجرای آنها تعریف شده باشد. به علاوه، شفافیت در ابلاغ و تبیین دلایل فنی، کارکردِ سیستمهای پایش و گزارش منظم از تبعات سرویسهای ارتباطی از جمله نکات کلیدی است که باید به آن توجه شود. با توجه به اینکه دسترسی به اینترنت میتواند بر حقوق شهروندی در اطلاعرسانی و آزادی بیان تأثیرگذار باشد، هر اقدام اجرایی باید با چارچوب حقوقی و اخلاقی سازگار باشد و از منظر اجرایی-فنی بهبودهای عملی و قابل اندازهگیری را مد نظر قرار دهد تا از ایجاد تبعیض یا تفسیرهای نادرست جلوگیری شود. این تحلیل، بهعنوان یک نکتهٔ آخر، تأکید میکند که بهبود دسترسی عمومی به اینترنت و خدمات پایهای، بهخصوص در محیطهای خبری و رسانهای، بیش از هر چیز به کارایی زیرساخت و شفافیت مدیران میانجامد و تا زمانی که چنین ابزارهایی در مسیر درست استفاده شوند، میتوان از تأثیرات مثبت قابلملاحظهای انتظار داشت.
