آینده جنگ آمریکا و چین و نقد مبانی دولت مدرن در اندیشه سیاسی معاصر

آینده جنگ آمریکا و چین و نقد مبانی دولت مدرن در اندیشه سیاسی معاصر

در دانشگاه تهران، نشست پژوهشی با عنوان جنگ و صلح در اندیشه سیاسی معاصر برگزار شد و با حضور استادان و پژوهشگران علوم سیاسی به بررسی دلایل تاریخی، نظری و عملی جنگ و صلح پرداخته شد. به گزارش تیم آرشیو کامل، این نشست با مرور مبانی فکری از قرون گذشته تا قرن بیستم و بررسی نقدهای مطروحه نسبت به پروژه روشنگری، به پرسش‌های کلیدی درباره شکل‌گیری و تداوم درگیری‌های بین‌المللی پاسخ گفت. در این گزارش سعی می‌شود بازتاب این بحث‌ها به زبان دقیق خبری و با حفظ رویکرد تحلیلی ارائه شود تا اثری روشن از روندهای تاریخی و بحث‌های معاصر پیرامون جنگ‌ها در جهان امروز ارائه گردد.

چارچوب تاریخ جنگ و صلح در اندیشه سیاسی معاصر

در گفت‌وگوهای علمی این نشست، ابتدا به این نکته توجه شد که از دید تاریخ‌نگارانی چون فیلسوفان کلاسیک تا نظریه‌پردازان دوران مدرن، جنگ همواره در صحنه‌های سیاسی حضور داشته و گاه به عنوان رویه‌ای طبیعی تلقی می‌شده است. با این حال، بحث‌های قرن ۱۷ و ۱۸ میلادی با ظهور ایده‌های روشنگری، به تلاش برای ایجاد جهانی صلح‌آمیز و تربیت انسان‌هایی عاقل و صلح‌دوست منجر شد؛ اما نتیجه این پروژه با نقدهای جدی روبه‌رو شد. به گزارش تیم آرشیو کامل، پژوهشگران مطرح در این نشست، از جمله حبیب‌الله فاضلی و معینی علمداری، استدلال کردند که هر دو دیدگاه به رغم تفاوت مبانی اولیه، به این نتیجه رسیدند که آینده احتمالاً با گسترش جنگ‌ها همراه خواهد بود. این واژه‌های نقدی، به ویژه به رابطه بین فرهنگ تاریخی و غریزه انسانی اشاره می‌کنند که می‌تواند استراتژی‌های صلح‌طلبانه را در برابر خود مقاومت کند.

در طول بحث، آمار و شواهد تاریخی مطرح شد که از پایان جنگ جهانی دوم تا امروز حدود ۳۰۰ جنگ مختلف در سطح جهان رخ داده و مجموعاً بیش از دوصد میلیون نفر قربانی شده‌اند. این رقم، به وضوح نشان می‌دهد که گر چه دوران روشنگری با هدف پایان دادن به جنگ‌ها وارد صحنه شد، اما نتایج عملی آن در سطح جهانی به جمع‌بندی‌های بحرانی منجر شده است. فاضلی با توضیح اینکه «استراتژی‌»های بزرگ برای ایجاد یک جهان صلح‌آمیز معمولاً با دو دشمن درونی مواجه می‌شوند: فرهنگ تاریخی ریشه‌دار و غریزه انسانی، تأکید می‌کند که حل این دو عامل نیازمند نگاهی فراتر از صرف اقدامات سیاسی است. معینی علمداری نیز با بیان دیدگاه کلازوویتز بر این نکته پافشاری کرد که جنگ مانند سایر سیستم‌های زنده، دارای ساختارهای درونی است و پایان آن به اراده صرف سیاستمداران واگذار نشده بلکه از سازوکارهای درونی نظام جنگ می‌گذرد. این دو رویکرد، هرچند از دو نقطه آغاز متفاوت سخن می‌گویند، اما در نهایت با یک سؤال مشترک مواجه‌اند: در عصر معاصر تا چه حد می‌توان به پیش‌بینی و مدیریت جنگ‌ها اعتماد کرد؟

تبیین نقش مفهوم «روشنگری» در پایداری صلح و ناکامی‌های آن

این نشست به نقد پروژه بزرگ «روشنگری» به عنوان استراتژی فکری پرداخت که می‌خواست با گسترش عقلانیت، خشونت را کاهش دهد یا از میان بردارد. فاضلی بیان داشت که تلاش‌های روشنگری در واقع می‌کوشید با تربیت انسان‌های اخلاقی و عقلانی، جهانی توأم با صلح بسازد؛ اما به گفته او، این پروژه از دو نیروی اصلی رنج می‌برد: فرهنگ تاریخی که در برابر هرگونه تغییر عادت‌های گوناگون مقاومت می‌کند و غریزه انسانی که به شکل‌های گوناگون بازمی‌گردد. در نتیجه، به جای کاهش جنگ‌ها، قرن بیستم را می‌توان قرن بروز فجایعی دانست که محصول زیربناهای مدرنِ قلمروخواهی، زبان و قومیت بود. در این میان، استدلال کانت‌گونه درباره صلح جهانی و ایده دادگاه جهانی به عنوان نمادی از صلحِ جهانی، در این گفت‌وگوها با رویکردی نقادانه بررسی شد تا روشن شود که چگونه برخی آرمان‌های اتوپیا به واقعیت‌های اجرایی جهان امروز پاسخ نمی‌دهند. به گزارش تیم آرشیو کامل، بررسی دوباره نظریه‌ها نشان می‌دهد که مفهوم «صلح پایدار» به سادگی نمی‌تواند جایگزین واقعیت‌های پیچیده قدرت، منافع ملی و ساختارهای بین‌المللی شود.

معینی علمداری در برابر دیدگاه کلازوویتز، که جنگ را نتیجه اراده سیاسی می‌دانست، تأکید کرد که جنگ‌ها مانند سیستم‌های زنده، از قاعده‌های درونی پیروی می‌کنند و پایان آن تنها به وجودِ تعارضات خارج از اراده سیاستمداران محدود نمی‌شود. این نگاه، همواره با پرسش‌هایی نسبت به کارایی و کارآمدی ابزارهای صلح‌آمیز مواجه است؛ اما پژوهشگران تأکید می‌کنند که نمی‌توان از کنار این سازوکارهای درونی جنگ گذشت و انتظار داشت به سرعت به صلحی پایدار رسید. این بحث‌ها با استراتژی‌های مدرن مرتبط با ایجاد صلح ابدی و پروژه‌های حقوق بشر جهانی پیوند خورده و نشان می‌دهد که مسیر دستیابی به صلح، مسیری دشوار و متناوب است که نیازمند بازنگری‌های بنیادین در رویکردهای سیاسی-اجتماعی است.

پرسش‌های اجرایی، حقوقی و فرهنگی در عصر بی‌ثباتی جنگی

در خلال مباحث نشست، به نقش اجرایی-حقوقی در سطح ملی و بین‌المللی توجه شد. پژوهشگران بر این باورند که برای پیشگیری از گسترش جنگ‌ها، باید به بازبینی گسترده‌ای در ساختارهای حکومتی، مدل‌های مدیریت بحران، و همچنین همکاری‌های بین‌المللی پرداخت. هرچند رویکردهای حقوقی جهانی مانند تشکیل دادگاه‌های بین‌المللی و قراردادهای صلح نتیجه‌بخش بوده‌اند، اما واقعیت‌های عملی نشان می‌دهد که نیازمند هماهنگی‌های عمیق‌تر میان کشورهای مختلف و نیز سازوکارهای اجرایی در سطح داخلی هر کشور است. به گزارش تیم آرشیو کامل، مطالعه حاضر بر نقش فرهنگ و آموزه‌های مدرن در رفتارهای سیاسی و بین‌المللی تأکید دارد و از منظر علمی نشان می‌دهد که بهبود رفتار جمعی بشر در راستای صلح پایدار، مستلزم تغییراتی عمیق در فرهنگ و نیز بهبود کارکرد نهادهای اجرایی است.

نتیجه‌گیری و چشم‌انداز آتی

در پایان نشست، با وجود گوناگونی دیدگاه‌ها، توصیه اصلی بر این بود که با وجود فراز و فرودهای تاریخی، از سوی متخصصان علوم سیاسی توصیه می‌شود که مدل‌های صلح‌آمیز以کثر دوسویه برای جنگ‌ها طراحی شوند: از یک سو، ابزارهای حقوقی و بین‌المللی برای محدودسازی و پاسخگویی، و از سوی دیگر، اصلاحات فرهنگی که بتواند از طریق آموزش، آگاهی‌رسانی و تعهدات ملی در کاهش انگیزه‌های خشونت‌طلبانه اثرگذار باشد. این رویکردی ترکیبی است که می‌تواند گامی به سوی فهم بهتری از ساختارهای قدرت و منافع ملی در جهان معاصر باشد. به گزارش تیم آرشیو کامل، تحلیل‌های ارائه‌شده در این نشست نشان می‌دهد که مقابله با روندهای آینده جنگ، مستلزم بازنگری‌های عمیق در تفکر سیاسی و آغاز یک گفت‌وگوی جهانی صریح‌تر درباره صلح و عدالت است.

تحلیل نهایی از منظر قوانین جمهوری اسلامی ایران

در این تحلیل، تمرکز بر حفظ امنیت ملی، احترام به اصول قانونی و کارآمدی نهادهای اجرایی است. بررسی مبانی نظری درباره جنگ و صلح نباید به آسیب‌پذیری‌های امنیتی یا نقض آزادی‌های عمومی منجر شود و هرگونه پرسش اجرایی باید با رعایت هنجارهای قانون‌مداری و چارچوب‌های حقوقی کشور صورت گیرد. از منظر اجرایی، پژوهش‌های یادشده می‌توانند به بهبود مدیریت بحران و سیاست‌گذاری صلح‌گرا در سطح ملی کمک کنند، به شرط آنکه به دغدغه‌های فرهنگی، آموزشی و اجتماعی نیز توجه شود تا ظرفیت‌های داخلی برای پیشگیری از تعارضات، تقویت شود. این رویکرد با ملاحظات امنیتی-حقوقی کشور همسو است و می‌کوشد تا در مسیر حفظ ثبات و نظم اجتماعی، از طریق آموزه‌های علم سیاست و تجربه‌های بین‌المللی، گام‌های محسوسی بردارد.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا