دو قطبیشدن و فیلترینگ: تحلیل هادی خانیکی از وضعیت ارتباطی و اعتماد عمومی در ایران
در گفتوگوی جدید با خبرآنلاین، هادی خانیکی، استاد ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی و پژوهشگر حوزه رسانه و جامعه، به بررسی وضعیت سرمایه اجتماعی، رابطه دولت با جامعه و نقش فیلترینگ به عنوان یک عامل محرک و یا بازدارنده گفتوگو میپردازد. متن گفتوگو با رویکردی بازنگرانه و با تأکید بر نقش ارتباطی میان مردم و حاکمیت ارائه میشود تا روشن شود چگونه میتوان در چارچوب قوانین و ارزشهای ملی، بهبود فرآیندهای ارتباطی و کاهش گسست اجتماعی را پیگیری کرد. به گزارش تیم آرشیو کامل، محورهای اصلی این مصاحبه درباره این است که دوقطبی شدن فضا، آسیبهای ناشی از فیلترینگ، و ضعفهای ارتباطی دولت و رسانهها چگونه میتواند به کاهش یا افزایش اعتماد عمومی منجر شود.
چارچوب اصلی گفتوگو: سرمایه اجتماعی و کارکردهای آن در ایران
خانیکی با توضیح درباره سرمایه اجتماعی در سه سطح کلان، میانه و خرد، توضیح میدهد که اعتماد عمومی، مشارکت سیاسی و امید به آینده چگونه با یکدیگر در هم میآمیزند و چه اثراتی بر عملکرد دولت و کارایی سیاستها دارند. از منظر او، وقتی سطح اعتماد به حاکمیت پایین است، حتی اقدامهای فنی و اقتصادی هم نمیتواند به طور مؤثری به جلب اعتماد تبدیل شود. به بیان او، سرمایه اجتماعی کلان به میزان اعتمادی که جامعه به حاکمیت، آینده و نهادهای قدرت دارد، گره میخورد و سرمایه اجتماعی میانی نیز به دستگاههای رسمی و نمایندگیهای سیاسی وابسته است. این دیدگاه به فهم دشواریهای اجرای سیاستها در شرایط تهدیدهای امنیتی و اقتصادی کمک میکند، زیرا اعتمادسازی به اندازه itself به منابع مالی و ارزی کافی و توان اجرایی هم وابسته است.
فیلترینگ، زبان سیاست و نقش رسانهها
در بخشی از گفتوگو، خانیکی به مسئله فیلترینگ اشاره میکند و میگوید: «نگاه غالب در مسئله فیلترینگ، تهدید است.» این نگاه، از دید او، میتواند نتیجهگیریهای متفاوت و متعارضی را به وجود آورد: از یکسو برخی در پی گشودن گفتگوها و افزایش مشارکتاند و از سوی دیگر عدهای با ملاحظات امنیتی و محدودیتهای سیاسی از آزادی نسبی برای گفتگو و نقد فاصله میگیرند. به گزارش تیم آرشیو کامل، او تأکید میکند که یکی از بزرگترین ضعفهای دولت، کمبودِ رسانهای و ارتباطی است و به سوال مخاطب پاسخ میدهد که سهم رسانهها و ظرفیتهای ارتباطی برای دعوت به گفتگو تا چه حد است. در این فضا، نقد باید راهگشا باشد و از دام نفرت و خودبسندگی فاصله بگیرد، تا فهم مشترک و عبور از بحرانها میسر باشد.
خانیکی به این نکته هم اشاره میکند که بیاعتمادی عمومی به حاکمیت فقط نتیجه مسألهای اقتصادی یا سیاسی نیست، بلکه از یک اختلال ارتباطی ریشه میگیرد: صدای دولت در جامعه شنیده نمیشود و صدای جامعه در دولت نیز به گوش نمیرسد. در چنین شرایطی، حتی اگر اقدامات فنی یا وعدههای اقتصادی ارائه شود، پذیرش آن از سوی جامعه تقویت نمیشود؛ چرا که معیار قضاوت مردم، عدالت و تبعیض است و اگر احساس شود که منابع کشور به کانونهای خاصی اختصاص مییابد، اعتماد از دست میرود. این یافتهها نشان میدهد که حل مسائل اجرایی پیچیدهتر از اصلاحات سطحی است و نیازمند بهبود واقعی در ساختار ارتباطی و پاسخگویی دولت به مطالبات مردمی است.
چشمانداز ایران در آستانه تغییرات: از سرمایه اجتماعی تا روندهای آینده
با توجه به تقابلهای سیاسی و فشارهای اقتصادی و درگیریهای بینالمللی، تحلیل خانیکی نشان میدهد که سرمایه اجتماعی ایران طی دورههای مختلف با نوسانهای معناداری مواجه است. او بررسی میکند که در زمانهایی که ایران در وضعیتی دفاعی و امنیتی قرار دارد، توجه به «ایران اولویت» شکل میگیرد و این مسائل میتواند به افزایش اعتماد و امید به آینده منجر شود؛ اما در شرایطی که تهدیدات خارجی و فشارهای اقتصادی تشدید میشود، تمایل به تغییر شیوههای حکمرانی و بازنگری در سیاستگذاریها کاهش مییابد و نارضایتی عمومی و بیاعتمادی گسترش مییابد. در این چارچوب، نقش رسانهها به عنوان پل ارتباط بین دولت و جامعه، بیش از پیش پررنگ میشود. به گزارش تیم آرشیو کامل، نقش مستقل و کیفی رسانهها در مدیریت ذهنی جامعه و جلوگیری از تفرقههای شدید بحرانی است که میتواند به ثبات اجتماعی و اقتصادی کمک کند.
سخن پایانی و توصیههای اجرایی برای بهبود ارتباطات
در پایان، خانیکی بر اهمیت تقویت ارتباطات میان دولت و جامعه تأکید میکند. او معتقد است که برای کاهش شکاف بین دولت و مردم، لازم است ساختارهای ارتباطی تقویت شده، صدای منتقدان به صورت سازنده شنیده شوند و رویکردهای گفتوگویی و مشارکتی در میان سیاستگذاران تقویت گردد. وی همچنین بر این نکته تأکید میکند که فشار برای بهبود کارنامه اجرایی و پاسخ به مطالبات معیشتی مردم نباید با کاهش شفافیت و پاسخگویی همراه شود، زیرا اعتماد عمومی از شفافیت و برخورداری از منابع عادلانه شکل میگیرد. این گفتوگو در شرایطی انجام شده که جامعه با چالشهای متعددی روبهروست: بیکاری، تورم، ناتوانی در دسترسی به دارو و بهداشت، و آلودگیها که همگی بر زندگی روزمره تأثیر میگذارند. در چنین فضای پرتنشی، راهبرد اصلی این است که اتصال میان بخشهای مختلف جامعه با کارکردهای دولت و حاکمیت تقویت شود تا فاصلاتی که میان آنها ایجاد شده است ترمیم گردد و فضای اعتماد دوباره شکل گیرد. به گزارش تیم آرشیو کامل، این مصاحبه چشماندازی ارائه میدهد که اگرچه از منظر تحلیلگران، چالشهای جاری را به دقت مطرح میکند، اما همچنان بر امکان گفتوگو و اصلاح مسیرهای اجرایی تا زمان بررسی دقیق منابع و اولویتهای کشور تأکید دارد.
تحلیل نهایی: بازنگری ارتباطی برای بهبود اعتماد عمومی و کارایی اجرایی
در تحلیل نهایی میتوان گفت که برای بازگردانی اعتماد عمومی، تمرکز بر اصلاحات ساختاری در نظام ارتباطی دولت و رسانهها ضروری است: افزایش شفافیت در تصمیمگیریها، پاسخگویی به مطالبات معیشتی به صورت روشن و مستند، و ایجاد کانالهای گفتوگو با حضور نمایندگان طیفهای گوناگون جامعه. این امر به همراه تقویت نقش نهادهای مدنی و رسانههای مستقل میتواند به کاهش شکاف بین دولت و جامعه کمک کند و فضای گفتوگو را از حالت تدافعی به حالت سازنده درآورد. از منظر قانونی و اجرایی، توجه به چارچوبهای مصوب جمهوری اسلامی ایران و پرهیز از هرگونه اقدام که با امنیت عمومی و چارچوبهای قانونی مغایرت داشته باشد، نباید فراموش شود. با این رویکرد، میتوان به سمت بهبود سرمایه اجتماعی و ارتقای مشارکت عمومی و اعتماد به آینده گام برداشت.
