دوگانگی پیام فرهنگی فوتبال ایران از نگاه میثاقی: از تیزرهای قبل از بازی تا واکنشهای پس از آن
به گزارش تیم آرشیو کامل، در تازهترین اظهاراتش، محمدحسین میثاقی، مجری برنامه فوتبال برتر، به بررسی فضای حاکم بر فوتبال ایران پرداخت و از یک تضاد رفتاری آشکار میان پیامهای فرهنگی قبل از بازی و رفتارهای پس از پایان مسابقه سخن گفت. او با بیان اینکه باشگاهها قبل از دیدارها به شدت به تبلیغات فرهنگی رو میآورند و با استفاده از منابع ادبی و سینمایی، پیامهای اخلاقی و انسانی را برجسته میکنند، تأکید کرد که وقتی بازی به پایان میرسد، این فضا ناگهان تغییر میکند و اغلب به سمت فضاهای جدیتری مانند بیانیهها و نقدهای تند داوران، حملات زبانی و اتهامزنیها میرود. این گفتوگو، که با واکنشهای گسترده مخاطبان رو به رو شد، نشان میدهد که چگونه یک پیام فرهنگی میتواند در چارچوبی رسانهای قوی شکل بگیرد و همان پیام در میدان عمل پس از مسابقه به شکلی کاملاً متناقض تفسیر یا نقض شود؛ به گزارش تیم آرشیو کامل، این تضاد میتواند اعتبار پیامهای فرهنگی فوتبال را زیر سؤال ببرد و بر ذهن مخاطبان فشار وارد کند.
در بخشهای ابتدایی صحبتهای میثاقی، وی به نمونههای پیش از بازی اشاره کرد: تیزرهای سینمایی باشگاهها، ارجاع به چهرههای ادبی مانند حافظ و سعدی و همچنین یادداشتهایی از کارگردانان و آثار سینمایی که فضای فرهنگی را به صحنه فوتبال میآورند. او توضیح داد که در این فضا، فوتبال از منظر فرهنگی به یک پلتفرم آموزشی و اخلاقی تبدیل میشود؛ گویی پیامهای ارزشمند، از محیط استادیوم تا شبکههای مجازی گسترده میشوند و به مخاطبان القا میشود که ورزش میتواند فرهنگ را تقویت کند. این نکته، که با عبارت «به گزارش تیم آرشیو کامل» در بخشهای مختلف خبر همراه میشود، بهوضوح نشان میدهد که چطور پیامهای فرهنگی قبل از بازی در یک قالب پخش میشوند تا ذهن مخاطب را آماده پذیرش ارزشهای خاصی کنند.
روی دیگر سکه: رفتار پس از پایان بازی و تضاد با پیامهای قبلی
اما میثاقی توضیح میدهد که همان فضا و زبان فرهنگی که پیش از بازی عرضه میشود، پس از پایان بازی به شکل دیگری از معرض نمایش درمیآید. او به این نکته اشاره کرد که پس از سوت پایان، فضای رسانهای مسابقه به شدت تغییر میکند و ۹۰ درصد پوسترها و واکنشها به سمت داوری، بیانیهها، فحاشیها و اتهامزنیها هدایت میشود. این تغییر رفتار، از دید او، دوگانگی آشکاری را در رفتارها نشان میدهد: گفتوگو درباره اخلاق و فرهنگ قبل از میدان، اما ناتوانی در حفظ همین استانداردها در زمان تفسیر نتیجه بازی و واکنشهای پس از آن. این تضاد، به گفته او، به مرور زمان اعتبار پیامهای فرهنگی فوتبال را خدشهدار میکند و مخاطبان را به این سوال دعوت میکند که آیا ارادهای ثابت برای حفظ اصول اخلاقی و فرهنگی در طول رقابت وجود دارد یا نه.
در ادامه گفتگو، میثاقی تأکید کرد که مخالفت یا نقدی که نسبت به این رویهها مطرح میشود، فقط به منظور زیر سوال بردن پیامهای فرهنگی نیست، بلکه به چگونگی اجرای این پیامها و پایداری آنها در طول فصل مربوط میشود. از منظر او، اگر پیامهای فرهنگی قبل از بازی به عنوان چارچوب رفتار ورزشی معرفی میشود، پس از بازی باید همان چارچوب با همان اعتبار و صراحت حفظ شود تا از افزایش شکاف میان ادعا و عمل جلوگیری گردد. فی نفسه این نکتهای نیست که فقط به فوتبال مربوط باشد؛ بلکه به چگونگی مدیریت ارتباطی در حوزه ورزش و نحوه اعتمادسازی با تماشاگران و همچنین زنان و مردان علاقهمند به این ورزش مربوط است.
در واکنش به این بحث، برخی از مخاطبان به نقش رسانهها و مسئولیت آنها در ایجاد و تبیین چنین پیامهایی اشاره کردهاند. به روایت میثاقی، رسانهها باید با حفظ بیطرفی و دقت در انتقال موضوعات اخلاقی و فرهنگی، از انتشار نوعی روایت دوگانه جلوگیری کنند تا از بروز سردرگمی در مخاطبان جلوگیری شود. این نکته نیز بهطور خاص قابل توجه است زیرا ورزشهای تیمی به دلیل وجود رقابت شدید و جذابیتهای رسانهای، همواره در معرض خطر تبدیل شدن به یک میدان تبلیغاتی بزرگ هستند. بنابراین، همواره باید تعادل بین پیامهای فرهنگی و واقعیتهای بازی حفظ شود تا اعتبار هر دو بخش حفظ شود.
در پایان، میثاقی با اشاره به اینکه استفاده از پیامهای فرهنگی پیش از بازی باید با مسئولیتپذیری و شفافیت همراه باشد، پیشنهاد کرد که باشگاهها و تیمها برای حفظ اعتماد طرفداران، به جای ارائه پیامهای متناقض یا تبلیغاتی، به تقویت چارچوبهای آموزشی و اخلاقی پایبند باشند. این دیدگاه نه تنها به تقویت فرهنگ ورزشی کمک میکند، بلکه میتواند به ایجاد یک رویکرد بلندمدت و پایدار در ارتباط با مخاطبان منتهی شود. به گزارش تیم آرشیو کامل، این بحث نشان میدهد که چگونه گفتمان فرهنگی در ورزش میتواند به عنوان یک ابزار آموزشی قدرتمند عمل کند، به شرط اینکه در عمل نیز با همان اصول همسو باشد و از افتادن به دام تفاسیر گوناگون جلوگیری کند.
در نهایت، باید توجه داشت که این گفتگو تنها یک نقد از سوی یک چهره رسانهای نیست، بلکه بازتابی است از دغدغههای گستردهتری در میان اهالی فوتبال، هواداران و کارشناسان رسانه که به دنبال رویکردی هماهنگ میان پیامهای فرهنگی و رفتارهای واقعی در طول فصل هستند. این گفتگو میتواند مبنایی برای بحثهای آینده در مورد روشهای بهبود فرهنگسازی ورزشی باشد تا از تکرار دوباره رفتارهای ناسازگار پرهیز شود و از سوی دیگر همچنان به ارتباط مؤثر فوتبال با جامعه کمک کند.
تحلیل اجرایی-اجتماعی
در این بررسی، به رغم لزوم حفظ ارزشهای فرهنگی در فضایی مانند ورزش، به وضوح روشن میشود که همسویی بین پیامهای فرهنگی و رفتارهای پس از مسابقه، به عنوان یک اصل بنیادی در مدیریت ورزشی نیازمند بهبود است. این نکته میتواند با شفافیت بیشتر در برنامهریزی تبلیغاتی پیش از بازی و پایش دقیقتر رفتارهای پس از بازی تقویت شود. از منظر قانونی و اجرایی، سازمانهای مرتبط با ورزش باید سازوکارهایی طراحی کنند تا از هرگونه تضاد یا تضادهای ظاهری جلوگیری شود و پیامهای فرهنگی در تمامی فواصل زمانی ایمن، روشن و همسو با عملکرد میدان عمل باقی بمانند. چنین سازوکارهایی میتواند به ایجاد اعتماد عمومی، کاهش حاشیهپردازیهای غیرضروری و تقویت سرمایه اجتماعی فوتبال کمک کند و از منظر حقوقی نیز به رعایت اصول شفافیت و پاسخگویی کمک نماید.
