مقدمهای بر ارتباط هنر و عقلانیت در نگاه ولایی
در گزارشی که با بازتابی از سخنان آیتالله جوادی آملی ارائه شده است، به این پرسش پاسخ داده میشود که هنر در صورتی میتواند معقول و مقبول واقع شود که ریشهای عقلانی داشته باشد و این ریشه در سه حوزه پایهگذاری شود: دانش جهاننگری، مدیریت جهان و آرایش جهان. این سه ستون، با هم، چارچوبی را میسازند که هنرمند ولایی را از هنرمند صرف و هنرمند سرگرمکننده متمایز میکند. بر اساس روایتهای منتشرشده، هنر ولایی نه تنها به زیبایی نگاه میکند بلکه برای چیدمان معنا در جامعه نقشی همسو با ارزشهای الهی ایفا میکند. برای روشنتر شدن این برداشت، لازم است از زبان برخی از والدان فکری این مسیر و مثالهای تاریخی یاد شود. به گزارش تیم آرشیو کامل، این سه رکنِ اصلی به عنوان سهگانهای شناخته میشود که هر کدام بدون دیگری معنایی ندارد و فقدان هر یک از آنها، احتمال از دست رفتن وجه ولایی هنر را افزایش میدهد.
بر پایه این آموزه، هنر وقتی میتواند معقول و مقبول باشد که نخست ریشه عقلانی داشته باشد. دوم این که در «کارگاه خیال» به درستی مهندسی شود تا خروجی او، به تعبیر هنرمندان، جمال محسوس باشد. سوم این که خروجی اثر قادر باشد صحنههای جهانِ امکان را به نحوی سازماندهی کند که جهانآرایی، یعنی تبیین و ارائه مضامین معقول، به مخاطب خود αντι اجتماعی قابل پذیرش مینماید. این سه اصل، یعنی ریشه عقلانی، طراحی دقیق کارگاه خیال و خروجی زیباییشناسانه، به عنوان سه ضلع مثلث هنر ولایی معرفی میشوند که اگر هر کدام از آنها خللی بیابد، هنر ولایی هم از کارکرد خود فاصله میگیرد.
سه ستونِ اصلی هنر ولایی: جهاندانی، جهانداری و جهانآرایی
در متن گفتوگو، تأکید بر این است که جهانآفرین ما را به سه اصل عمیق دعوت میکند: جهاندانی، جهانداری و جهانآرایی. جهاندانی به معنای شناخت عمیق از آغاز و انجام جهان است و دانستنِ جهان از منظر علمی و فرهنگی را شامل میشود. جهانداری اما به مدیریت و تدبیر جهان میپردازد؛ معنای آن در کارکردهای اجتماعی و سیاستیِ اداره جامعه و حفظ آثار الهی در بستر زندگی روزمره است. اما بخشِ بسیار کلیدیِ هنر ولایی، جهانآرایی است؛ همان توانایی هنر در آرایشِ خوبِ جهان، ارائه مطالب معقول به شیوهای قابل پذیرش و ملموس برای انسانهاست. این سه عنصر با هم یک هنر ولایی را شکل میدهند که میتواند با زبان هنر، ارزشهای دینی و انسانی را به تصویر بکشد و مخاطب را به درک عمیقتری از جهان دعوت کند. نبود هر یک از این سه ضلع میتواند نتیجهای معکوس در پی داشته باشد و از یکسو هنر را به سطحی خیالی یا سطحی سطحی میرساند و از سوی دیگر، امکانِ درکِ عمیقِ معنا را کاهش میدهد که این امر با روحِ ولایی هنر در تعارض است.
در بررسی این سه اصل، مثالهایی گفتمانی از هنرمندان و امامان و همچنین شهدایی که در راه هنر ولایی ایستادگی کردند، بیان میشود. از جمله افرادی که در این مسیر به عنوان الگوهای عملی یاد میشوند، شهید آوینی و دیگر شهدای هنرمند هستند که آثار قرآن و عترت را در قالبی هنری و قابل فهم به جامعه عرضه کردند. این تجربهها نشان میدهد که هنر ولایی با ترکیب بینایی الهی و ابزارهای هنری، میتواند به بیانِ معارف دینی در قالبِ تصویر، روایت، فیلم و سایر رسانهها بپردازد و این کار را با زبانِ هنریِ روزگار خود انجام دهد. به این معنا، هنر ولایی نه تنها از نظر فاهمه مفاهیم، بلکه از منظر کارکرد اجتماعیِ خود نیز یک کلاس تربیتیِ تأثیرگذار محسوب میشود.
کاربرد عملی سه ستون در فضای فرهنگی و هنری کشور
اگر به نگاهی ساختاری به فضای فرهنگی کشور بیاندازیم، میتوان گفت که مدیریت و سیاستگذاری فرهنگی باید با درکی از جهانآرایی و جهاندانی و جهانآرایی همسو باشد تا بتواند آثار هنریِ متناسب با ارزشهای ملی-اسلامی را پرورش دهد. در این چارچوب، هنرمندان باید در کارگاه خیال، به شکل دقیق هندسهای بر آثار خود اعمال کنند تا خروجیِ هنریِ آنها از ظاهرِ زیبا فراتر رفته و به عمقِ معنا میرسد. این فرایند به نوبه خود میتواند با رویکردهای اجراییِ غیرسیاسی و امنیتیِ ایمن و سازنده همراه باشد تا از حیث فرهنگی-اجتماعی، آثار هنری بتوانند به طور گستردهتری در جامعه حضور داشته باشند. در این راستا، برخی از منتقدان و پژوهشگران بر این باورند که هنرمندانِ ولایی برای حفظ انسجام و پایداریِ جامعه، باید با تکیه بر وحدت مفهومیِ جهانآرایی، به ارائه روایتهایی بپردازند که هم از نظر دینی قابل قبول است و هم از نظر جامعهشناختی کارآمد است. به گزارش تیم آرشیو کامل، این نگاه میتواند به اجرای بهتری از سیاستهای فرهنگی کمک کند و رسانهها و نهادهای آموزشی را نیز به سمت تولید محتوای ولایی هدایت کند. این گونه تلاشها، اگر به شکل منظم و با رعایت اصولِ اخلاقی و قانونی انجام شود، میتواند به تقویتِ اعتماد عمومی و ارتقای سطح فهم عمومی از هنر و فرهنگ منجر گردد.
در نهایت، باید تأکید کرد که هنر ولایی یک مسیرِ همسو با باورهای دینی و الهی است و در عین حال بازتابی از نیازهای اجتماعی و فرهنگیِ زمانه محسوب میشود. این مسیر با پذیرشِ نقد و بازنگریِ مستمر در چارچوبِ اجراییِ کشور، میتواند به گفتمانِ سالمتری بین هنرمندان، مدیران فرهنگی و مردم منجر شود. این گفتمان، اگر با بیانی روشن و شفاف پیش رود، میتواند به تولید آثارِ هنری با کیفیتِ بالا و کارکرد اجتماعیِ مثبت در کشور منجر گردد و برای نسلهای آتی نیز چراغ راهی روشن باقی بگذارد. پایان این بخش با دعای خیر و ارزیابی از عملکردِ هنریِ ولایی همراه است و امید میرود که خداوند نظام ما را در مسیر رشد و بالندگی تا ظهورِ منجیِ اصلی حفظ کند.
به گزارش تیم آرشیو کامل
در این تحلیل، به فرآیندهای اجراییِ هنر ولایی و چگونگیِ پیادهسازیِ این سه ستون در قالب سیاستهای فرهنگی کشور توجه میشود و نکتههایی در مورد محدودیتها، فرصتها و جهتگیریهای عملی ارائه میشود تا از منظر اجرایی بتوان به بهبودِ وضعیتِ هنر ولایی در ایران اندیشید. با توجه به قوانین جمهوری اسلامی ایران، این تحلیل سعی دارد تا زبانِ نقدیِ سازندهای ارائه دهد و از ورود به رقابتهای سیاسی یا مواردی که خارج از چارچوبِ اجرایی و فرهنگی است، پرهیز کند. در پایان، از کارگزاران فرهنگی و هنری درخواست میشود تا با رویکردی مبتنی بر اخلاق و قانون، به تقویتِ تولیدِ آثارِ ولایی با کیفیت بپردازند و از هرگونه تغییری که به خامگرایی یا سطحینگری منجر شود پرهیز کنند.
نتیجهگیری و مسیر آینده
در نتیجه، هنر ولایی با ریشه عقلانی میتواند به تحولاتِ پایدارِ فرهنگی کمک کند. سه ستون جهاندانی، جهانداری و جهانآرایی، به عنوان بنیانهای یک رویکردِ هنریِ جامع، در کنار کارگاه خیالِ مهندسیشده، خروجیِ قابلقبولِ اجتماعی ایجاد میکند. این رویکرد با تأکید بر ارزشهای ولایی، میتواند در حوزههای مختلف همچون ادبیات، موسیقی، سینما و هنرهای تجسمی به کار گرفته شود و وجهِ قابلِ انتشارِ این هنر را در جامعه تقویت کند. همچنین، حضور نسلهای جوان و فرهیختگان در این میدان میتواند به پایداریِ معنای هنر و همچنین پاسخگوییِ بهتر به نیازهای جامعه منجر گردد. دعوت به دنیاشناختیِ عمیقِ جهان و اتکا به آموزههای دینیِ راستین، میتواند نقشهٔ راهی برای افراشتن پرچم هنرِ سالمِ ولایی در کشور باشد و از این رهگذر، مخاطبانِ گستردهتری را به گفتگو دربارهٔ نقشِ هنر در تربیتِ نسلهای آینده دعوت کند.
در پایان، یادآوری این نکته ضروری است که هنر ولایی یک پروژهٔ زننده و زنده است که با هر نسل، زبانِ تازهای مییابد و با هر تغییرِ رویکردِ اجرایی، میتواند شکلِ نوینی از ارتباط با مخاطب پیدا کند. امید است که با همکاریِ نهادهای فرهنگی، پژوهشگران، هنرمندان و مسئولان اجرایی، این مسیر به سمتِ تعالیِ فرهنگی و ارتقایِ آگاهیِ عمومی گامهای بلندتری بردارد. این امر نیازمند پایداری، شفافیت و تعهد به اصولِ اخلاقی و قانونی است تا بتوان به یک سیاستِ هنریِ پایدار و کارآمد دست یافت.
