چکیده
تخصص دیدگاه را محدود میکند؛ نوآوری زمانی گسترش مییابد که صداهای ناآشنا را به گفتگو دعوت کنید. پیشرفتها زمانی اتفاق میافتند که افرادی از خارج، ناهنجاریهایی را شناسایی کنند که متخصصان به آنها توجهی ندارند.
تخصص و محدودیتها
کارآفرینان به شدت به تخصص وابسته هستند. ما آن را استخدام میکنیم، دنبالش میدویم و بر روی پایههای آن قرار میگیریم. در جلسات خود پر از متخصصان میشویم و توصیفهای شغلی را به گونهای مینویسیم که انگار از دایرهالمعارف استخراج شدهاند. اما تخصص یک پارادوکس دارد. هرچه بیشتر به یک تخصص عمیقتر بروید، دیدگاه شما محدودتر میشود. شما قوانین را یاد میگیرید و سپس در آنها محصور میشوید. در این فرآیند، توانایی شنیدن هر چیزی خارج از آن را از دست میدهید.
نوآوری از حاشیهها
نوآوری به ندرت از مرکز یک صنعت میآید. بلکه از حاشیهها و افرادی میآید که به اندازه کافی قوانین را نمیشناسند تا تحت تأثیر آنها قرار بگیرند. این صداها معمولاً نادیده گرفته میشوند.
چرا ما سرنخهای درست در مقابل خود را از دست میدهیم
سالها پیش، دو کاردیولوژیست با مشکلی روبرو شدند که حتی نمیدانستند مشکل است. آنها صندلیهای اتاق انتظار داشتند که به طور عجیبی خراب میشدند. لبههای جلویی صندلیها سریعتر از آنچه باید فرسوده میشدند. آنها بارها و بارها آنها را تعویض کردند و این را به مواد ارزان یا استفاده زیاد نسبت دادند. اما هرگز از خود نپرسیدند چرا.
چشمانداز متفاوت
یک صنعتگر (یک روکشکار بدون آموزش پزشکی) به آنها گفت: «مردم اینطور نمینشینند. چیزی در مورد بیماران شما اشتباه است.» این مشاهده ساده به رفتار مرتبط با استرس و خطرات قلبی کمک کرد. کاردیولوژیستها دادهها، آموزش و اختیار داشتند، اما دیدگاه را نداشتند.
نوآوری و عدم دیدگاه
این عدم دیدگاه در صنایع مختلف شایع است. به عنوان مثال، یک تولیدکننده بزرگ چیپس سیبزمینی با مشکلی در تولید مواجه بود: روغن اضافی. تیمهای مهندسی منابع زیادی را صرف تلاش برای حل این مشکل کردند، اما هر بار نتیجه یکسان بود: چیپسهای شکسته و نتایج نامنظم.
ایدههای غیرمنتظره
شرکت تصمیم گرفت که مشکل را به یک پلتفرم نوآوری جهانی باز کند و از هر کسی خواست که راهحلی ارائه دهد. ایده برنده از یک ویولونیست آمد که استدلال کرد روغن و چیپسها در فرکانسهای متفاوتی ارتعاش میکنند. او پیشنهاد داد که با استفاده از امواج صوتی، روغن را بدون آسیب به چیپسها جدا کند.
نوآوری در حاشیه
پیشرفتها اغلب از افرادی میآید که قرار نیست بخشی از گفتگو باشند. آنها بار مسئولیت «چگونگی انجام کارها» را ندارند و به سادگی ناهنجاریها را مشاهده میکنند. اگر میخواهید به یک سازمان نوآور تبدیل شوید، باید خود و سازمانتان را آموزش دهید تا ناهنجاریها را به عنوان سیگنالها در نظر بگیرید، نه نویز.
چهار راه برای گنجاندن مدلهای ذهنی جدید
- گستردهتر دیدن: فقط مهارتهای متنوع را وارد نکنید، بلکه دیدگاههای متنوع را نیز دعوت کنید.
- دعوت از افرادی که «متعلق» نیستند: اگر گروه طوفان فکری شما شبیه یک آینه است، در حال تکرار هستید.
- جستجوی ناهنجاریها: از خود بپرسید: «چیز کوچک و عجیبی که ما تحمل میکنیم چیست؟»
- دادههای غیرفعال را جستجو کنید: سیگنالهای غیرفعال مانند زبان بدن، الگوهای عجیب و شکایات غیرمنتظره را شناسایی کنید.
نوآوری درباره مشاهده چیزهایی است که همه دیگران از دیدن آنها غافل شدهاند. این ایدهها از افرادی میآید که دیدگاه کاملاً متفاوتی دارند.
