آب ایران کجا مصرف می‌شود؟ بار تحلیلگران درباره خودکفایی کشاورزی و امنیت غذایی

مقدمه ای بر آب، تولید و امنیت غذایی در ایران

آب یکی از حیاتی ترین منابع برای کشاورزی و تأمین غذای خانوارهاست. نشست تخصصی «آب و امنیت غذایی» با محوریت خودکفایی محصولات کشاورزی نشان می‌دهد که امنیت غذایی فقط با میزان تولید داخلی سنجیده نمی‌شود و باید به ترکیبی از تولید، ذخیره سازی، دسترسی اقتصادی و دیپلماسی غذایی توجه کرد. به گزارش تیم آرشیو کامل، این نشست با حضور پژوهشگران و کارشناسان حوزه آب، سیاستگذاری کشاورزی و اقتصاد غذایی برگزار شد تا پرسش کلیدی باقی بماند: ایران چه محصولاتی را باید در داخل تأمین کند و کدام دسته از کالاها از مسیر تجارت پایدار و همکاری‌های بین‌المللی تأمین پذیر است؟

چارچوب اصلی بحث خودکفایی در ایران

بر اساس اظهارات اسکندر زند، خودکفایی به معنای درصدی از نیاز غذایی کشور است که از تولید داخلی تأمین می‌شود و خوداتکایی مفهومی گسترده تر است که می تواند استفاده مدیریت‌شده از منابع خارجی را دربرگیرد. امنیت غذایی زمانی معنا می یابد که مردم در همه زمان‌ها به غذای کافی، سالم و مغذی دسترسی داشته باشند. زند تأکید می‌کند که افزایش تولید داخلی وحدتاً معیار موفقیت سیاست غذایی نیست و باید به ترکیب زنجیره تولید تا مصرف توجه کرد. او آمارهای شش برنامه توسعه را مرور می‌کند که نشان می‌دهد متوسط سهم انرژی غذایی داخلی حدود ۶۵ درصد و سهم پروتئین داخلی حدود ۸۵ درصد است و سهم واردات برای انرژی و پروتئین به ترتیب حدود ۳۵ و ۱۵ درصد است. همچنین در دهه‌های اخیر واردات محصولات کشاورزی از حدود چهار میلیون تن در سال ۱۳۶۷ به نزدیک ۲۵ میلیون تن در سال ۱۴۰۳ رسیده است. با وجود این روند صعودی در واردات، تولید داخلی نیز هم‌زمان افزایش یافته و ایران را نه تنها صادرکننده یا واردکننده بلکه همزمان هر دو نقش می‌داند. این تحلیل‌ها نشان می‌دهد که خودکفایی برای هر محصول باید با توجه به ظرفیت‌های منطقه‌ای، منابع آبی، مزیت‌های آب و اقلیم و ریسک تأمین خارجی طراحی شود. در میان محصولات، گندم، حبوبات، جو و چغندر قند پاییزه به نظر می‌رسد ظرفیت بالاتری برای خودکفایی داشته باشند؛ به ویژه گندم که سهم انرژی و پروتئین داخلی آن در ایران نسبت به میانگین جهانی بالاتر از آستانه‌ها است و به دلیل تفاوت های جغرافیایی و آبی باید تمرکز سیاستی بر بهبود بهره‌وری و جایگاه مناطق مزیت‌دار باشد. زند اشاره می‌کند که کشت گندم آبی باید در مناطق دارای مزیت تمرکز یابد و از گسترش کشت در مناطقی که منابع آب را بیش از حد مصرف می‌کند، پرهیز کرد. همچنین وی با عنوان کردن سند ملی دانش‌بنیان امنیت غذایی، هدف‌های خودکفایی انرژی غذایی حدود ۹۰ درصد و پروتئین حدود ۹۷ درصد را مطرح می‌کند؛ هرچند این هدف‌ها باید با واقعیت‌های منابع طبیعی و ظرفیت‌های کشور همسو باشد.

نظرات منصور انصاری درباره امنیت غذایی و زنجیره تامین

منصور انصاری، مدیرمسئول مجله صنایع زیرساخت‌های کشاورزی، امنیت غذایی را صرفاً به انبار و ذخیره محدود نمی‌داند و بر این باور است که وجود مواد غذایی در بازار، اما کمبود قدرت خرید خانوار، امنیت غذایی را تضمین نمی‌کند. او به نفی دیدگاه سیلویی و قلعه‌ای در رابطه با امنیت غذایی می‌پردازد و پیشنهاد می‌کند که ایران با ایجاد روابط تجاری پایدار، قراردادهای بلندمدت و دیپلماسی غذایی به دنبال کاهش ریسک‌های تأمین باشد. انصاری همچنین یادآور می‌کند که برداشت حداکثری از منابع آب برای رسیدن به خودکفایی، خطای راهبردی است. او می‌گوید تولید داخلی همه محصولات بدون توجه به ظرفیت‌ها و منابع کشور نمی‌تواند پاسخگوی نیازهای بلندمدت باشد و در عین حال باید به قدرت خرید خانوار و پایداری بازار توجه کرد. او با بیان اینکه توافق‌های متقابل با کشورهای منطقه و اوراسیا می‌تواند بخشی از ریسک‌های تأمین را مدیریت کند، به ضرورت یک رویکرد تجارت محور و چندجانبه در سیاست غذایی اشاره می‌کند.

دیدگاه روجا کیان‌پور درباره تولید، مصرف و تجارت

روجا کیان‌پور، پژوهشگر مطالعات کشاورزی، با اشاره به آمارهای تحول یافته تولید سال‌های اخیر، می‌گوید تولید کشاورزی ایران از حدود ۶۴ میلیون تن در سال ۱۳۷۹ به حدود ۱۲۷ میلیون تن در سال ۱۴۰۲ رسیده است؛ اما مصرف سرانه غذایی از حدود ۴۷۳ کیلوگرم به حدود ۳۶۰ کیلوگرم کاهش یافته است. وی تأکید می‌کند که افزایش تولید به تنهایی نمی‌تواند معیار امنیت غذایی باشد، زیرا واردات نیز افزایش یافته و تراز تجاری بخش کشاورزی با کسری جدی روبه‌رو بوده است. کیان‌پور همچنین به دوگانگی در سیاست‌های کوتا‌مدت و بلندمدت اشاره می‌کند و می‌گوید برای افزایش امنیت غذایی باید هم تولید افزایش یابد و هم الگوهای مصرف بهبود یابد و هم اینکه با سیاست‌های تجاری مناسب، واردات و صادرات با هم همسو شوند. او بر نقش مصرف خانوار و تغییرات ساختاری در الگوی تغذیه تأکید می‌کند و از اهمیت توجه به زنجیره تامین، حاشیه سود تولیدکنندگان و نهاده‌های کشاورزی سخن می‌گوید. وی همچنین به رشد تولید در برخی شاخص‌ها اشاره می‌کند و می‌گوید افزایش تولید لزوماً به معنای امنیت غذایی کامل نیست و نیازمند ملاحظات بازارهای جهانی و ظرفیت‌های داخلی است.

تحلیل عملی و نتیجه‌گیری مسئولان وخلاصه نکات کلیدی

در مجموع، تمامی سخنرانان به این نتیجه می‌رسند که امنیت غذایی تنها با افزایش تولید داخلی قابل دستیابی نیست؛ نیازمند یک رویکرد چندوجهی است که بتواند روابط تجاری پایدار را گسترش دهد، منابع آبی را بهینه مدیریت کند، و به تغییرات مصرف خانوار پاسخ دهد. خودکفایی برای هر محصول به صورت جداگانه باید طراحی شود و زنجیره کامل تولید از مزرعه تا سفره را در نظر بگیرد. همچنین لزوم ایجاد توازن میان ذخیره‌سازی، تجارت، و دسترسی اقتصادی به غذا از نکات پررنگ گفت‌وگوهای این نشست است. به گزارش تیم آرشیو کامل، این رویکردهای هم‌سو با اهداف سندهای ملی می‌تواند مسیر امنیت غذایی را در کوتاه مدت و بلندمدت هموارتر کند.

تحلیل سیاستی و اجرایی در قالب یک پاراگراف

اگر ایران به دنبال امنیت غذایی پایدار باشد، باید استراتژی‌ای طراحی کند که نه تنها به افزایش تولید داخلی در برخی محصولات محدود شود بلکه به گستره‌ای از سیاست‌ها ارتباط دهد؛ از بهبود کارایی آب و مدیریت مصرف تا توسعه کشاورزی حفاظتی، از ایجاد شبکه‌های دیپلماتیک در بازارهای جهانی تا تقویت قدرت خرید خانوار به صورت همزمان؛ به کارگیری یک زنجیره تامین دقیق و شفاف و قرارداردهای بلندمدت با تامین‌کنندگان خارجی در کنار تمرکز بر مزیت‌های جغرافیایی و اقلیمی، باید جزء الزامات عملی باشد. این رویکرد، با توجه به واقعیت‌های منابع آب و زمین، می‌تواند از تکرار رویکردهای تک‌بعدی جلوگیری کرده و امنیت غذایی را در سطح ملی تقویت کند.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا