روند نوسانات ارز و پیامدهای بودجه عمومی
در روزهای ابتدایی شهریور، شاخص ارزی کشور با سرعتی بیسابقه رو به افزایش گذاشته است. بر اساس گزارشهای موجود، در تاریخ ۳۰ مرداد قیمت هر دلار آمریکا به حدود ۱۹۲٬۰۰۰ تومان رسید و از آغاز شهریور تا کنون افزایشهای پی در پی ثبت شده است؛ به طوری که روند صعودی با نرخهای روزانه نزدیک به ۱۳۵٬۰۰۰ تومان گزارش شده و حتی رکوردهایی حدود ۲۳۸٬۰۰۰ تومان برای هر دلار نیز به ثبت رسیده است. در چنین وضعیتی، تحلیلگران اقتصادی با توجه به تحولات بینالمللی و فشارهای ناشی از تحریمها به تبیین جزییات بازار ارز میپردازند. به گزارش تیم آرشیو کامل، مجموعه تصمیمات ارزی و بودجهای دولت باید با هدف ثبات بازار و کاهش بیثباتیهای قیمتی طراحی شود تا از هرگونه تداوم فشارهای اقتصادی بر زندگی روزمره مردم جلوگیری شود.
در گفتوگو با خبرآنلاین، مرتضی عزتی، استاد دانشگاه تربیت مدرس و تحلیلگر اقتصادی، به تشریح وضعیت بازار ارز پرداخت. وی توضیح داد که در شرایط جنگی یا فشارهای خارجی، اقدامهای عملی برای مهار نوسانها باید در اولویت قرار گیرد و کنترل نرخ ارز به عهده بانک مرکزی و مجموعه اقتصادی دولت است. او تأکید کرد که دخالت مؤثر در بازار و ایجاد یک چارچوب سیاستی قابل پیشبینی میتواند از تشدید تلاطمها جلوگیری کند و ثبات بازار را بهبود بخشد. عزتی یادآور شد که برخی از اظهار نظرها مبنی بر اینکه افزایش نرخ ارز میتواند کسری بودجه را کاهش دهد، صرفاً در شرایط خاصی معنا دارد که کل بودجه دولت از طریق فروش ارز تأمین شود؛ در وضعیت فعلی، این فرضیه با توجه به وابستگی گسترده قیمتها به نرخ ارز نمیتواند به عنوان یک راهحل پایدار مطرح باشد. وی همچنین هشدار داد که افزایش نرخ ارز میتواند هزینههای دولت را به دنبال داشته باشد و اثرات آن بر بودجه عمومی را تشدید کند، نه اینکه به کاهش کسری بودجه منجر شود. این تحلیلها نشان میدهد که مداخلههای سیاستی باید همزمان با کنترل بازار ارز و مدیریت منابع بودجهای انجام شود تا از تبدیل فشارهای ارزی به فشارهای مالی سنگینتر جلوگیری گردد. به گزارش تیم آرشیو کامل، این رویکردها باید با توجه به قوانین و چارچوبهای اقتصادی و نظارتی کشور طراحی و اجرایی شوند تا از سوءبرداشتها و تفسیرهای ناصحیح جلوگیری شود.
عوامل اثرگذار بر نوسانات ارزی و پیامدهای بودجهای
نوسانات ارزی تحتتأثیر مجموعهای از عوامل داخلی و خارجی است. در بازههای زمانی اخیر، مجموعهای از تحریمها و فشارهای اقتصادی آمریکا، رشد تقاضا برای ارز در بازارهای غیررسمی و نقش برخی از قیمتهای پایه در اقتصاد کلان کشور موجب شده است که دلار به سطوح بالاتر یا پایینتر از میانگین حرکت کند. از منظر بودجه، افزایش قیمت ارز میتواند بر منابع ارزی عمومی، میزان تورم، هزینههای وارداتی و به تبع آن بر هزینههای عمومی دولت تأثیر بگذارد. این اثرات در بسیاری از حوزهها از جمله قیمت کالاها، هزینههای خدماتی و بودجههای عمرانی نمایان میشود. بهویژه آنکه وابستگی بالای بودجه به نرخ ارز میتواند فشارهایی را به تراز درآمد-هزینههای دولت وارد سازد و در نهایت به تشدید کسری بودجه منجر شود. به همین دلیل، تحلیلگران بر این باورند که کنترل نرخ ارز و حفظ ثبات نرخها در طی دورههای بحرانی، نسبت به رویکردهای کوتاهمدت و تبلیغاتی ارجحیت دارد. در چنین فضایی، تصمیمگیران اقتصادی باید از ابزارهای متنوع سیاستی استفاده کنند و بهطور همزمان به اصلاح ساختاری در بودجه و کاهش وابستگیهای شدت یافته به ارز توجه نمایند.
- بانک مرکزی و دولت به عنوان بازیگران کلیدی سیاستهای ارزی، باید چارچوبی روشن و قابل پیشبینی برای بازار ارائه دهند تا از بیثباتیهای ناخواسته جلوگیری شود.
- استفاده از ابزارهای مدیریت بازار ارز، از جمله مداخلههای هدفمند در ساعات اوج تقاضا و ایجاد کانالهای فروش ارز با قیمتهای معقول، میتواند به ثبات کمک کند.
- برنامهریزی بودجهای با رویکرد چندگانه و در نظر گرفتن سناریوهای مختلف ارزی، برای محافظت از بودجه عمومی در مقابل شوکهای ارزی ضروری است.
- افزایش شفافیت در گزارشهای بودجهای و ارائه پیشبینیهای منظم قوی به فعالان اقتصادی، اعتماد بازار را بهبود میدهد.
- ارتباط مستمر با بخش خصوصی و بخشهای تولیدی برای هماهنگی قیمتها و جلوگیری از اثرات منفی نوسانات ارزی بر قیمت کالاها ضروری است.
در پایان این بخش میتوان گفت که این سازوکارها باید به گونهای طراحی شوند که خروجی نهایی تنها به کاهش نرخ ارز محدود نشود، بلکه ثبات اقتصادی، کاهش فشارهای inflationary و حفاظت از قدرت خرید خانوارها را نیز در بر گیرد. همچنین، توجه به تداخلهای اجرایی و پایداری سیاستها در طول زمان از نکات کلیدی به شمار میرود تا با کمترین هزینه اجتماعی، به نتیجهای پایدار دست پیدا کرد.
تحلیل اجرایی-نظامی از اثر نوسانات ارز بر بودجه و سیاستگذاری
در یک فضای اقتصادی با شدت فشارهای خارجی و تغییرات مداوم نرخ ارز، اصل اساسی این است که حل مسئله کسری بودجه به صورت یک پکیج اصلاحی جامع انجام شود، نه از مسیر تکمتغیری. به گزارش تیم آرشیو کامل و با استناد به بررسیهای کارشناسی، راهبردهای عملیاتی باید روی سه محور اصلی متمرکز باشند: ۱) تثبیت نرخ ارز از طریق ابزارهای نظارتی و مداخلهای با چارچوب زمانی مشخص؛ ۲) بازنگری ساختاری بودجه و کاهش وابستگی به درآمدهای ارزی با هدف پایداری و شفافیت؛ ۳) تقویت سامانههای مدیریتی و گزارشدهی مالی برای ایجاد پاسخگویی همگانی و کاهش ابهامات اجرایی. در این چارچوب، نباید انتظار داشت که افزایش نرخ ارز به طور خودکار بتواند کسری بودجه را جبران کند؛ حتی اگر برخی بحثهای مقطعی به این نتیجه برسند، واقعیت این است که در اکثر موارد، اثر منفی نوسان ارزی بر درآمدها و هزینههای دولت غالب است و میتواند منجر به فشارهای بیشتر بر قیمت کالاها و خدمات شود. بنابراین، تدوین سیاستهای ارزی همسو با اقدامات بودجهای و اجرایی، بهویژه در دورههای فشار اقتصادی، امری ضروری به نظر میرسد و باید با رعایت اصول قانونی و چارچوبهای اسلامی-ایرانی و بدون در نظر گرفتن اهداف سیاسی کوتاهمدت، اجرا شود.
تحلیل نهایی- اجرایی از اثر افزایش ارز بر بودجه
در نهایت، میتوان گفت که افزایش نرخ ارز به هیچ عنوان راهحل معقولی برای کاهش کسری بودجه نیست و هرگونه استدلال برخاسته از این فرض تنها در صورتی میتواند معنی پیدا کند که منابع بودجه به صورت گسترده و مستمر از فروش ارز تأمین شود. برای جلوگیری از فشارهای اقتصادی ناشی از نوسانهای ارزی، سیاستگذاری باید به سمت ثبات و پیشبینیپذیری حرکت کند، منابع درآمدی غیر ارزی را تقویت کند و با بهبود کارایی و کاهش هزینههای غیرضروری بودجه، به سمت توازن مالی حرکت کند. این رویکرد اگر در کنار کنترل قیمتها و مدیریت تقاضا در بازار ارز اجرا شود، میتواند از ورود شوکهای بازار به سطح بودجه جلوگیری کند و به بهبود شرایط زندگی مردم کمک کند. یادآور میشود که این تحلیل بر پایه منابع عمومی و بدون جانبداری از هر رویکرد سیاسی ارائه شده است و هدف آن راهنمایی عملی برای تصمیمگیران اجرایی است تا با سازوکارهای قانونی و اخلاقی، به ثبات اقتصادی و امنیت مالی برای جامعه برسند.
