بازتاب تازه از تحلیل عطوان درباره عقبنشینی ترامپ از تهدیدهای ایران
به گزارش خبرآنلاین، عبدالباری عطوان، سردبیر روزنامه رای الیوم و تحلیلگر برجسته فلسطینی، در سرمقاله جدید خود به تحولات اخیر در جنگ منطقهای و عقبنشینیهای مکرر دونالد ترامپ از تهدیدهای علیه ایران پرداخت. او سوال اصلی را اینگونه مطرح میکند که با این عقبنشینیهای متوالی ترامپ از چه تحولاتی در منطقه خلیج فارس و پیرامون ایران میتوان انتظار داشت؟ در متن تحلیل عطوان، اشاره شد که ترامپ پس از اظهاراتی که با هدف ترساندن ایران مطرح شده بود، حال ادعا میکند مذاکراتی در حال شکلگیری است که به بازگشایی قریبالوقوع تنگه هرمز برای ناوبری بینالمللی منجر میشود. با این حال، اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، وجود هرگونه برنامهای برای مذاکره با ایالات متحده را تکذیب کرد و گفت که تیم مذاکرهکننده ایران هماکنون در داخل کشور هستند و برنامهای برای اعزام یا پذیرش هیئتی به خارج وجود ندارد. به گزارش تیم آرشیو کامل، عطوان همچنین تأکید کرده است که این تغییر موضع ترامپ نمیتواند بدون پاسخ ایران بماند و پاسخ ایران محدود به پایگاههای آمریکایی نخواهد بود؛ بلکه زیرساختهای استراتژیک غیرنظامی مانند نیروگاههای برق در کشورهای خلیج فارس نیز میتواند در واکنش به مناقشات منطقهای هدف قرار بگیرد. این نکته از نگاه عطوان، به ویژه در چارچوب تهدیدات اخیر و همچنین کاهش حضور نیروهای خود در پایگاههای کویت و بحرین، به عنوان یک سیگنال قوی برای بازتعریف حضور آمریکا در منطقه تلقی میشود.
در ادامه متن، عطوان به بررسی انگیزههای پشت پشتوانههای تهدیدآمیز ترامپ پرداخت و گفت که استفاده از زبان ترس و تهدید در چند ماه اخیر، به دنبال یافتن بهانههایی برای توجیه عقبنشینیهای نظامی بوده است. وی بر این باور است که هدف اصلی آمریکا در این سالها، به گفته او، فشار برای تغییر رفتار ایران و در نهایت «نابودی» یکپارچگی داخلی این کشور نبوده، بلکه برنامهریزی برای کاهش نفوذ و حضور ایران در منطقه است. به نوشته عطوان، این رهیافت با حمایت برخی رهبران کشورهای خلیج فارس، به ویژه در واکنش به درخواستهای مکرر آنان، دنبال میشود تا از هر گونه گشایش قابل توجه که به تعاملات منطقهای منجر شود، جلوگیری شود. در این بخش همچنین به روایتِ عطوان اشاره شده است که اسرار وحشت منطقه از گسترش منازعات، به یک ضربالمثل قدیمی اشاره میکند که «سنگ بزرگ نشانه نزدن است» و این تعبیر در محتوای این تحلیل، به چون و چرای رفتار ترامپ در برابر ایران بازمیگردد.
نویسنده متن تأکید میکند که توهمِ دستِ بالا داشتنِ آمریکا در برابر ایران، با واقعیت میدانی همسو نیست و در عین حال به این نکته اشاره میکند که پاسخ ایران به هرگونه حمله یا تهدید، محدود به ساختارهای امنیتی نیست و علاوه بر تأثیرگذاری بر زیرساختهای حساس در منطقه، میتواند از ابزارهای دفاعیِ غیرنظامی نیز بهره بردارد. عطوان با اشاره به واکنشهای متحدان منطقهای آمریکا و احتمال کاهش حضور نیروها در پایگاههای خلیج فارس، به این نکته اشاره میکند که عزم برخی بازیگران منطقهای برای حفظ ثبات یا تغییر روندها در منطقه، میتواند به عنوان یک عامل تعیینکننده در آینده عمل کند. در این زمینه، متن به نکتهای اشاره میکند که اگر گزارشهای منتشرشده درباره تهدیدهای عربستان و کویت برای بستن حریم هوایی به روی پروازها و موشکهای آمریکا صحت داشته باشند، این تصمیمی است که پایداریِ امنیتی کشورهای میزبان را در مقابل خطرات احتمالی تقویت میکند و نشان میدهد که پایگاههای آمریکایی به عنوان منبع خطر برای امنیت داخلی کشورهای منطقه تبدیل شدهاند.
عطوان در ادامه مقاله به مقایسه بین وضعیت کنونی و تجربههای تاریخی میپردازد؛ او به نمونههای تاریخی از واگذاری یا رهاسازی کشورها در برابر نیروهای بزرگ اشاره میکند تا به این پرسش پاسخ دهد که آیا آمریکا متحدان خود را همچون ویتنام یا افغانها در مواجهه با بحرانها تنها میگذارد یا نه. این تحلیل با مرور چند حادثه گذشته، به دنبال یافتن الگوهایی است که ممکن است در آینده نیز تکرار شود. در این راستا، عطوان یادآور میشود که با وجود فشارهای متقابل و تهدیدات بیثباتکننده، پاسخ ایران محدود به یک بعد نظامی نیست و از منظر او، کشورها و فعالان منطقهای باید به حاشیه امنِ زیرساختهای حیاتی توجه ویژهای نشان دهند تا از پیامدهای احتمالی بحرانها به دور باشند. در این بخش، نویسنده به نقشی که رهبران کشورهای خلیج فارس در تصمیمگیریهای سیاسی ایفا میکنند نیز اشاره میکند و پرسشهایی را مطرح میکند که در نهایت به آینده روابط منطقهای و جایگاه ایران در این معادله بر میگردد: آیا متحدان آمریکا در منطقه با وجود فشارهای داخلی و بحرانهای جاری، میتوانند همسو با منافع منطقهای عمل کنند یا خروجِ تدریجی نیروهای آمریکایی از پایگاهها به معنای بازتعریف کامل توازنهای قدرت در خاورمیانه خواهد بود؟
در پایان این متن، عطوان به این نتیجه میرسد که آینده منطقه به میزان زیادی به تصمیمهای سیاسی و عملی بازیگران اصلی بستگی دارد و دقیقاً همان جایی که چالشهای عملی و اجرایی به وجود میآید، جایگاهی برای تحلیلهای واقعبینانه و مقایسههای تاریخی برقرار میشود. او تأکید میکند که شاید پاسخِ واحدی برای همه پرسشها وجود نداشته باشد، اما میتوان با توجه به تجربههای گذشته و شرایط کنونی، راهبردهایی را برای مدیریت بحرانها ارائه کرد که به توازن نیروها و حفظ ثبات منطقه کمک کند. در نهایت، متن با این پرسش به پایان میرسد که آیا کشورهای عربی با وجود فشردهشدن فضای امنیتی منطقه و تنشهای فعلی، میتوانند از این تجربه درس بگیرند و راهبردی واقعبینانه برای آینده منطقه انتخاب کنند؟
تحلیل حقوقی- اجرایی بر اساس قوانین جمهوری اسلامی ایران
در چارچوب قوانین جمهوری اسلامی ایران، اهمیت دقت در انتشار خبر و بازنویسی مقالات بینالمللی از جمله نکات کلیدی است. این تحلیل تأکید میکند که خبرها باید از صحت و دقت برخوردار باشند و هرگونه گزارهسازی یا گمانهزنی باید با شواهد معتبر پشتیبانی شود. همچنین رعایت چارچوبهای آموزشی و رسانهای کشور ضروری است تا از ایجاد جهتگیریهای غیرمنصفانه و القای نگرانیهای نادرست جلوگیری شود. از منظر اجرایی، لازم است نحوه بازنویسی به نحوی باشد که معنای اصلی متن حفظ شده و از تغییر معنادار در جهتگیری رویدادها پرهیز گردد. همچنین باید توجه داشت که هر گونه تحلیل باید با چارچوبهای امنیتی و غیرسیاسی قابل قبول برای رسانههای داخلی همسو باشد تا از ایجاد تنشهای غیرضروری و تشویش عمومی جلوگیری شود. در پایان، انتشار چنین گزارشهایی باید با رعایت اصول اخلاقی رسانهای و حفظ شأن عمومی انجام گیرد تا همسو با منطق قانون و منافع ملی باشد.
