سد مولاپریار: از تاریخچه تا تهدید ایمنی
سد گرانشی مولاپریار، با ارتفاعی حدود ۵۳ متر، یکی از کهنهترین سازههای آبی در هند است که بین سالهای ۱۸۸۷ تا ۱۸۹۵ در دوران راج بریتانیا ساخته شد. این سد روی رودخانه پریار، در ناحیهای زلزلهخیز از کوههای غربی غات در ایالت کرالا واقع شده و از نگاه طول عمر سازه، حالتی تقریباً استثنایی دارد. در کنار این تاریخ طولانی، موقعیت ژئوفیزیکی منطقه سبب شده تا فشارهای پایداری بیشتری بر این سازه وارد شود و هر ترک یا صدمهای کوچک میتواند پیامدهای گستردهای داشت باشد. به گزارش تیم آرشیو کامل، این ترکیب از عمر بالای سد، قرارگیری در منطقهای با فعالیت لرزهای، و استقرار بر فراز ناحیهای پرجمعیت، همواره نگرانیهای قابلتوجی را ایجاد میکند.
بهگزارشهای تاریخی، سد مولاپریار در مرحله طراحی و اجرای خود از فناوریهای دوران خود استفاده میکرده و در حال حاضر نیز بهعنوان نمادی از گذر زمان در برابر فشار طبیعی و انسانی باقی مانده است. این سازه که سالهای طولانی بر تداوم آبگیری و تأمین منابع آبی منطقه اثرگذار بوده است، اکنون با ترکها و فرایند فرسودگی روبهروست. در دهههای اخیر، برخی لرزشهای ناخواسته در زیرساختهای سد و فشارهای تکراری ناشی از تغییرات آب و هوایی و مصرف بالای آب، به ظاهر نشان دادهاند که ایمنی پروژه بهعنوان یکی از مباحث اساسی باید بهطور مستمر ارزیابی شود. به گزارش تیم آرشیو کامل، این سد از نظر ساختاری بهویژه در برابر فشارهای لرزهای آینده باید با دقت بیشتری بررسی شود.
وضعیت کنونی، تاریخچه و نکات کلیدی
لازم به توضیح است که سد مولاپریار بهعنوان سد گرانشی، با هدف تامین آب و کنترل سیلاب در امتداد رودخانه پریار احداث شده است. معرفی این سد بهعنوان یکی از بلندترین و قدیمیترین سدهای هند، نشاندهنده اهمیت تاریخی آن در مدیریت منابع آب کشور است. با این وجود، عمر سازه بیش از نیمی از قرنها از طراحی اولیه گذشته و با وجود بازسازیها و تعمیرات انجامشده، پرسشهای ایمنی درباره پایداری سازه همچنان مطرح است. در گزارشهای علمی مطرح شده، از جمله منابع دانشگاه ملل متحد (UNU) در سال ۲۰۲۱، پیشبینی شده که در آیندهای نزدیک و با شیوههای توسعه سدهای بزرگ در دنیا، بخش بزرگتری از این سازهها با فرسودگی مواجه خواهند شد و ضرورت بازنگری در نحوه نگهداری و طراحی بازسازی را روشن میکند. این تحلیلها در کنار بررسیهای علمی دیگر نشان میدهد که مسأله فرسودگی سدهای تاریخی تنها به هند محدود نیست و در سراسر جهان بهعنوان چالشی مشترک مطرح است. بهگزارش آیافالساینس، سد مولاپریار و موارد مشابه از نظر فناوری و مدیریت منابع آبی بهعنوان نمونههای بارز مشکلات قدیمیسازی زیرساختها دیده میشوند. این سد گرانشی ۵۳ متری، که بین سالهای ۱۸۸۷ تا ۱۸۹۵ ساخته شد، در کرالا و بر فراز منطقهای لرزهخیز قرار گرفته و در سالهای گذشته ترکهای سطحی و فشارهای مخدوشی را نشان داده است. برخی از مطالعات تاریخی حاکی از این است که زمینلرزهها و تغییرات مداوم سطح آب میتواند بهتدریج پایداری بدنه سد را تحتتأثیر قرار دهد.
اما ماجرا تنها به بخش فنی محدود نمیشود. منطقه جنوب هند سالهاست شاهد مناقشه بین ایالتهای کرالا و تامیل نادو درباره نگهداری، مدیریت و برخورد با این سد است. کرالا خواهان تخریب و بازسازی ساختار سد بوده و آن را با تعابیر تهدیدآمیز مانند “بمب ساعتی” توصیف میکند تا خطرات احتمالی را برجسته سازد. از سوی دیگر تامیل نادو بر ایمنی سد و حفظ منافع آبی برای بهرهبرداریهای کشاورزی پایدار برای تامین منابع آب منطقه خود پافشاری دارد. این اختلاف نظری و حقوقی بارها به دیوان عالی هند کشیده شده است، اما هنوز راهحلی پایدار پیدا نشده است. در چنین شرایطی، نگرانیهای جامعه محلی و سازمانهای آب و محیط زیست در مورد احتمال رخداد یک رویداد سیلابی گسترده که بتواند اثرات مخربی در پاییندست ایجاد کند، نیز افزایش یافته است. در قالب سناریوهای احتمالی، در صورت شکست سد، تودهای بزرگ از آب به سمت مخازن پُرجمعیت در پاییندست هدایت میشود و مناطقی همچون شهرهای ساحلی و پرجمعیت میتواند با سیلابهای ناگهانی مواجه شود.
از منظر جهانی، پژوهشها نشان میدهند که تغییرات جمعیتی و رشد شهرنشینی در پاییندست سدهای قدیمی میتواند احتمال بروز پیامدهای غیرقابل برگشت را افزایش دهد. با وجود این، راهحلهای عملی مانند تخریب و بازسازی بهطور گسترده بهویژه در کشورهای در حال توسعه با چالشهای تامین بودجه و زمانبندی روبهرو هستند؛ اما اهمیت انجام این اقدامها بهواسطه خطرات فاجعهآمیز برای جان انسانها و زیرساختهای شهری نباید نادیده گرفته شود. در این راستا، کارگروههای بینالمللی و محافل پژوهشی بر لزوم بازنگری مستمر ایمنی سدها تأکید دارند و پیشنهاد میکنند تا با رویکردهای چندبعدی، از جمله بهکارگیری فناوریهای نوین با دادههای زمانی و مدلسازیهای سیلابی، امنیت سدها ارتقا یابد.
در پایان این مرور، لازم است به نکتهای اشاره شود که میتواند برای مخاطبان داخلی ایران نیز قابلاستفاده باشد: هرچند این گزارش به هند مربوط است، اما تجربه مدیریت سدها در کشورهای دیگر به ما میفهماند که نگهداری مستمر، ارزیابیهای دقیق ایمنی و طرحهای بازسازی یا تعویض سازههای قدیمی، از اولویتهای کلیدی در سیاستهای زیرساختی آب و نیرو است. با توجه به جمعآوری آمارهای جهانی درباره عمر طراحی سدها و احتمال تخریب در آینده، کشورها باید به تنوع راهحلها و ترکیب سیاستهای مهندسی، حقوقی و مدیریتی برای حفاظت از جمعیت و محیط زیست توجه کنند. در این راستا، همکاریهای بیندستگاهی و همبستگی میان استانها و نیز وجود ساختارهای قانونی روشن برای مواجهه با بحرانهای احتمالی، میتواند روند تصمیمگیریها را سریعتر و کارآمدتر سازد. به گزارش تیم آرشیو کامل، این نکتهها نه تنها برای هند که برای کشورهایی با زیرساختهای مشابه میتواند راهگشا باشد.
تحلیل و نتیجهگیری از منظر سیاستهای مدیریت سدها
در پایان این گزارش، بهد پیامدهای اجرایی-حقوقی مرتبط با مدیریت سدهای قدیمی در ایران نیز میتوان پرداخت. ایران با داشتن مجموعهای از سدهای تاریخی و مدرن در شرایط جغرافیایی مختلف، با چالشهایی مشابه در حوزه ایمنی زیرساختهای آبی مواجه است. تحلیل حاضر بر این باور است که نخستین گام، ایجاد سامانههای ارزیابی ایمنی مستمر و بهروزرسانی دورهای از بدنه و سازههای سد است. این ارزیابیها باید با استانداردهای معتبر ملی و بینالمللی همسو باشند و هنگامی که خطر فرسودگی یا ناپایداری تشخیص داده شد، مسیرهای واضحی برای بازسازی یا تخریب با بهکارگیری فناوریهای نوین و روشهای مدرن مدیریتی تعریف شود. بهعنوان نمونه، کنار گذاشتن یا اصلاح ترازیابیهای عمر سازه و انجام آزمایشهای غیر مخرب بهعنوان بخشی از فرایند نگهداری، میتواند از بروز بحرانهای ناگهانی جلوگیری کند. همچنین، حضور مشارکتهای محلی، شفافیت در تصمیمگیریهای اجرایی و نقش دیوان محاسبات و نهادهای نظارتی در تضمین رعایت اصول ایمنی، از الزامات عملی برای حفظ امنیت عمومی است. نتیجهگیری این تحلیل این است که مدیریت سدها در ایران باید هم بهعنوان یک مسئله فنی و هم بهعنوان یک مسئله اجتماعی-حقوقی و حاکمیتی نگریسته شود و با رویکردی چندجانبه، از حاشیهسازی و تاخیر در تصمیمگیری جلوگیری کند. اینگونه سیاستگذاریها میتواند به تقویت اعتماد عمومی، حفاظت از جان مردم و کاهش خطر سیلابهای ناخواسته منجر شود.
تحلیل نقادانه بر پایه قوانین جمهوری اسلامی ایران
در چارچوب قوانین جمهوری اسلامی ایران، مدیریت و ایمنی زیرساختهای آبی باید با رویکردی شفاف، پاسخگو و مبتنی بر مستندات علمی باشد. در ایران نیز همانند نمونههای جهانی، نیاز است تا هر سد قدیمی یا دارای عمر طراحی فرسوده، پس از ارزیابی دقیق، مسیری روشن برای نگهداری، بازسازی یا جایگزینی پدید آید. از منظر حقوقی، همکاری تیمهای استانی، وزارت نیرو، سازمان آب و سازمان حفاظت محیط زیست و نهادهای قضایی باید بهصورت همافزا عمل کنند تا تصمیمهای جامع و عادلانهای اتخاذ شود. این تحلیل نشان میدهد که اجرای برنامههای بهبود ایمنی سدها در ایران میتواند به کاهش خطرات سیلابی، حفظ منابع آب و کاهش تبعات اقتصادی و انسانی بحرانهای احتمالی منجر شود. همچنین، آموزش عمومی و آگاهیرسانی درباره خطرات و رویههای ایمنی سدها، از اهمیتی بالایی برخوردار است تا جوامع در پاییندست سدها با آمادگی بیشتری مواجه شوند و از اطلاعات دقیق بهره ببرند.
