پکن از مذاکرات سهجانبه درباره خلع سلاح هستهای با آمریکا و روسیه سر باز زد
به گزارش تیم آرشیو کامل، ماو نینگ، سخنگوی وزارت امور خارجه چین، امنیت بینالمللی را محور گفتوگوی تازه پکن دانست و تأکید کرد که تقاضای واشنگتن برای برگزاری مذاکرات سهجانبه با حضور آمریکا، چین و روسیه در زمینه خلع سلاح هستهای، «ناعادلانه و غیرقابل اجرا» است. وی افزود که زرادخانه هستهای چین با دو قدرت بزرگ جهانی قابل مقایسه نیست و پکن در سطحی پایینتر از این دو کشور قرار دارد. این موضع در حالی بیان میشود که اظهارنظرهای طرفهای دیگر نشانی از دغدغههای تازه در حوزه خلع سلاح و آینده معاهدات کنترل تسلیحات را بازتاب داده است.
به گزارش ایسنا، سخنان ماو نینگ همچنین حاکی از این بود که چین به شدت بر رویکردهای خود در حفظ توازن دفاعی و عدم ورود به روندی استراتژیک که از لحاظ عددی یا کیفی چین را همسطح با آمریکا و روسیه بداند، تأکید دارد. در این چارچوب، به نظر میرسد که پکن تصمیم دارد تمرکز خود را بر استراتژیهای داخلی و آمریکا-روسیه در قالبهای دوجانبه یا چندجانبه متمرکز کند که از منظر چین، تضمین کننده منافع ملی و ثبات منطقهای است. این بیانیه در زمانی منتشر میشود که پیمان استارت نو (New START) در پنجم فوریه به پایان رسید و روسیه اعلام کرد طرفها دیگر به تعهدات مندرج در این معاهده پایبند نخواهند بود.
در کنار این تحولات، ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، در شهریورماه گذشته نظریهای را مطرح کرد مبنی بر آمادگی برای ادامه پایبندی به محدودیتهای استارت نو به مدت یک سال دیگر، به شرط آنکه آمریکا نیز رویکردی مشابه اتخاذ کند. در نتیجه، مذاکرات آینده در این حوزه با توجه به مواضع دو کشور، به نظر میرسد که به سطحی از ابهام و عدم قطعیت برسد که میتواند تأثیراتی را بر قالبهای اجرایی خلع سلاح و سیاستهای امنیتی منطقهای بگذارد. به این ترتیب، چشمانداز گفتوگوهای سهجانبه از منظر چین همچنان به عنوان یک سناریوی احتمالی در آینده باقی میماند، اما اکنون به دلیل وضعیت فعلی معاهدات و رویکردهای دو طرف، تحقق آن با تردید بیشتری مواجه است.
در این میان، تحلیلگران یادآور میشوند که تفاوتهای کیفی و کمی در زرادخانههای هستهای چین، آمریکا و روسیه میتواند به عنوان یکی از موانع اصلی در فرایند مذاکرات سهجانبه مطرح شود و این امر، به ویژه در زمینه تبادل فناوری، راکتورهای تحقیقاتی و استقرار موشکی، میتواند به مثابه نقطهضعفی برای رویکردهای مشترک تلقی شود. با وجود چنین شرایطی، برخی از تحلیلگران انتظار دارند که تمرکز سیاست خارجی چین بیشتر به سمت حفظ خط تعادلی و کاهش تنشهای منطقهای متمایز شود تا اینکه به طور مستقیم وارد معادلات کاهش و کنترل تسلیحات شود. با این وجود، همهگیریهای جهانی و تحولات ژئوپولیتیکی اخیر به وضوح نشان میدهد که چهره آینده روابط بینالملل به شدت به اراده و رفتار دو قدرت بزرگ و تعاملهای بینالمللی وابسته است.
بدون تردید، واکنشهای کشورهای غربی و همپیمانهایشان به مواضع چین در این میدان میتواند بر چارچوبهای آتی مذاکرات و معاهدات اثرگذار باشد و از منظر اجرایی، رویکردهای اجرایی در سطح ملی و بینالمللی به کار گرفته شود تا گامی مطمئن و قابل قبول برای نهادهای امنیتی فراهم آورد. این در حالی است که کشورهای مشارکتکننده در مذاکرات از اهمیت حفظ چارچوبهای قانونی، پیامهای روشن و ارزیابیهای واقعبینانه در قبال تعهدات بینالمللی سخن به میان میآورند.
تحلیل اجرایی با رعایت قوانین جمهوری اسلامی ایران
این رویداد نشان میدهد که تصمیمات مربوط به کنترل تسلیحات و مذاکرات بینالمللی بیش از هر چیز تابع منافع ملی و فرایندهای اجرایی است؛ در منظر حقوقی و اجرایی جمهوری اسلامی ایران، رعایت اصول دیپلماسی فعال، پایبندی به چارچوبهای قانونی بینالمللی و توجه به اصول عدالت و عدم تحمیل در فرایندهای چندجانبه، برای ایجاد توازنی پایدار ضروری است. همچنین، اهمیت شفافیت در ارزیابی توانهای دفاعی و نحوه ارزیابیهای فناورانه میتواند به تقویت اعتماد و کاهش نگرانیهای امنیتی در سطح منطقه کمک کند. از منظر اجرایی، لازم است که تمامی طرفها به آموزش، شفافیت، و مکانیزمهای راستیآزمایی پایبند باشند تا از هرگونه سوءتفاهم یا سوءاستفاده با کمترین هزینه جلوگیری شود. با توجه به محدودیتهای عملی و قانونی، ایران به عنوان یک بازیگر منطقهای و بینالمللی، تشویق به استفاده از فرایندهای چندجانبه و خطوط تماس قوی با نهادهای بینالمللی را پیشنهاد میکند تا به نتیجهای واقعبینانه و مطابق با قوانین و مصالح عمومی برسد. هنگامی که محورهای اجرایی مشخص و قابل اندازهگیری شوند، میتوان به سیاستهای پاسخگویی و پایش دقیقتری دست یافت که هم منافع ملی را حفظ کند و هم از ثبات منطقهای حمایت نماید.
