دو مراسم، دو روایت از زندگی فرهنگی شهر
در روزی بهنگاهِ رسانهای، دو مراسم بزرگداشت در فاصلهای کمربندِ پارک لاله برگزار شد؛ یکی در موزهٔ هنرهای معاصر برای آیینِ یادبود مهندس مهدی فیروزان و دیگری در حسینیهٔ هنر به پاسداشت زندهٔ یاد آقا مصطفی واحدی. این دو رویداد که هر کدام با تفاوتِ فضای فکری و حضوری، همچنان بهعنوان نمایشی از اجرای مسئولیتهای فرهنگی شناخته میشدند، در عین حال مسیرِ گفتوگو دربارهٔ جایگاه فرهنگ در شهرهای بزرگ و کوچک ایران را روایت میکردند. با وجودِ تفاوتهای فراوان، هر دو مراسم به تأکید بر بهبودِ سطحِ عرضهٔ فرهنگی، حضورِ فعال جوانان و ارتباطِ متقابلِ رسانه با جامعهٔ فرهنگی کشور میپرداختند. در این دو محفل، روایتِ رهبری فرهنگی و تجربهٔ مدیریت فرهنگی بهنوعی در کنار هم بازنمایی میشد و دیدگاههایی که از نقشِ فرهنگ در توسعهٔ اجتماعی سخن میگوید، بهروشنی نمود پیدا میکرد. به گزارش تیم آرشیو کامل، حضورِ جمعی از هنرمندان و پژوهشگران در این دو مراسم، نشان از پویاییِ فضا و تمایلِ جامعه به دیدنِ رویدادهای فرهنگیِ متنوع اما همسو با هم داشت.
در آغازِ روز، مراسمِ موزهٔ هنرهای معاصر با حضورِ جمعی از مدیرانِ فرهنگی، نقاشان و پژوهشگران برگزار شد. در گفتوگوهای مقدماتی، سخنرانان بر پروندهٔ کاریِ فیروزان و نقشِ مدیرتیِ او در نشرِ فرهنگِ مکتوب از کتابِ «نگارشِ فرهنگِ مدرن» تا آثارِ منتشرشده در نُسخِ مختلفِ انتشاراتِ سروش و همچنین شیوهٔ کارِ مدیریتیِ او در پروژههای شهری تأکید کردند. برخی از حضارِ رسانهای با اشاره به دو دههٔ فعالیتِ فیروزان گفتند که او نه فقط بهگونهای فردیِ اجرایی، بلکه بهعنوانِ نوعِ گفتگویِ فرهنگیِ فراتر از محدودهٔ تهران شناخته میشود. در سُرودِ مراسم و گفتوگوهایِ مطبوعاتی، برخی از حضار تأکید داشتند که فیروزان با نگاهی فراتر از مرزهایِ شهری و با تعادلِ میانِ ارادتِ فرهنگی و مدیریتِ اجرایی، جایگاهِ خود را در میانِ روشنفکرانِ ایران تثبیت کرده است. در همین حال، حضورِ فعالِ دیگر هنرمندانِ شناختهشده و روایتهای پُر از تجربههای اجراییِ فرهنگی، نشان از تنوعِ دیدگاهها و شیوههای پرداختِ به فرهنگِ عمومی داشت.
اما در نقطهٔ مقابلِ پارکِ لاله، حسینیهٔ هنر با حضورِ جمعی از فعالانِ فرهنگیِ شهرستانها و شهرهای همجوار، به یادِ آقا مصطفی واحدی برگزار شد. واحدی که بهعنوانِ نمونهای از فعالِ فرهنگیِ مستقلِ منطقهای شناخته میشود، در شاهرود و سایر نقاطِ استانِ سمنان با وجودِ محدودیتها، کلاسهای نقاشی، تئاتر و ادبیات را برای جوانان راهاندازی کرده بود. روایتِ این مراسم بیشتر بر تعهدِ فردی و تاثیرِ پایدارِ فعالیتهایِ محلی تمرکز داشت؛ اینکه کارِ فرهنگیِ باپیوند به جامعهٔ محلی چگونه میتواند در سطحِ ملی اثرگذار باشد و چگونه افرادِ بانفوذ در تهران یا دیگر مراکز، میتوانند به همراهِ رویدادهای محلی، مسیرِ فرهنگیِ ایران را گسترهتر کنند. سخنرانان ازِ واحدی بهعنوانِ نمونهای از انسانِ فرهنگیِ متعهد یاد کردند که با وجودِ زندگیِ ساده و بیتظاهر، وظیفهٔ خلاقیتِ فرهنگی را برای نوجوانانِ شاهرود و حومهها بهجا میگذاشت و با وجودِ نامآشنایی و فلاکتِ فرصتها، همچنان به فکرِ گسترشِ فرصتها برای نسلهای آینده بود. روایتِ این مراسم، بر پایهٔ خاطراتِ بزرگانِ فرهنگ و همچنین تبارِ فعالیتهایِ جمعی در شهرستانها شکل گرفت. این مراسم با یادآوریِ رویدادهایِ تاریخیِ فرهنگیِ منطقه و با تبیینِ رویکردِ واحدی نسبت به زندگیِ ساده و پُر از کارِ فرهنگی، به گونهای آرام و پرهیاهو پایان یافت.
در طولِ این مسیرِ دو مراسمی، پرسشِ درونیِ حضار و بینندگانِ خبری این بود که آیا میشود در مواجهه با دو جهانِ متفاوتِ فرهنگی-اجتماعی، یکسان نگاه کرد یا به تفاوتها بهعنوانِ فرصتِ تکامل نگاه کرد؟ برخی از کارشناسانِ رسانه و فرهنگ این پرسش را با یادآوریِ کتابِ «همه را دوست داشت» از استاد علیرضا برازش پاسخ دادند: مرزها بینِ گروهها نباید مرزِ اخلاقِ انسان باشند؛ زیرا در جهانیِ خاکستری زندگی میکنیم که هر گروهی با رنگِ خاصی میآید و میرود. این نکته بهویژه در گفتگوهایِ میانِ دو مراسمِ بزرگداشت بهوضوح به چشم میآمد؛ اینکه دو مسیرِ فرهنگیِ متفاوت، اگر بهدرستی بههم گره خورند، میتوانند یک تصویرِ جامع ازِ فرهنگِ ایرانی ارائه دهند و از خلالِ این دو روایت، فهمِ عمیقتری ازِ نقشِ دولت، سرمایه و جامعهٔ مدنی در حوزهٔ فرهنگ بهدست آید.
تبیینِ نگاهِ دو رویداد و نقشِ رسانه در گزارشِ این دو مسیر
رویکردِ رسانهایِ این دو مراسم نشان میدهد که چگونه میتوان از طریقِ گفتوگوهایِ عمومی و روایتهایِ شخصیِ شرکتکنندگان، به تحلیلِ روشنفکریِ امروز دست یافت. برخی از حضار تأکید کردند که فیروزان نه فقط مدیرِ اجراییِ موفق، بلکه نقشی محوری درِ ارتباطِ گروههای مختلفِ فرهنگی باِ نسلهای تازهٔ هنرمند دارد. در همین حال، واحدی بهعنوانِ یک نمونهٔ فرهنگیِ محلی که بهدور ازِ تهرانِ بزرگ، اما با حضورِ گستردهٔ مخاطبانِ جمهوری اسلامی ایران، تاثیرگذار بود، نمادی از ایناست که فرهنگِ ایران چگونه میتواند از شهرستانها به مرکز و بالعکس راه پیدا کند. این روایتها در کنارِ هم، تصویرِ متفاوتی ازِ پویاییِ فرهنگیِ کشور ارائه میدهند: دو رویداد با دو زبانِ متفاوتِ بیان اما با یک هدفِ مشترک: ارتقایِ سطحِ فرهنگ برای جامعههای گوناگون.
در گفتوگوهایِ حضار، بهعنوانِ نکتهایِ کلیدی، به لزومِ تقویتِ ارتباطِ میانِ نهادهایِ آموزشی، موزهها، حسینیهها و مراکزِ فرهنگیِ دانشگاهی اشاره شد. با وجودِ تفاوتِ رویکردها و فضاها، یافتهِٔ مشترکِ همگی این است که رویدادهای فرهنگیِ بزرگ باید بهسازیِ گفتگو و تبادلِ نظر بینِ هنرمندان، شهروندان و مسئولان منجر شوند تا از طریقِ دیدهها و تجربههای مختلفِ جامعه، یک تصویرِ یکپارچهتری ازِ فرهنگِ ملی به وجود آید. در این میان، برخی از کارشناسان بر این باورند که رویدادهایِ فرهنگیِ ملی باید با نگاهِ بیش از یک شهر و یک استان برگزار شوند تا نمایندگیِ گستردهترِ جامعهٔ هنری و فرهنگیِ ایران میسر گردد.
در پایانِ این گزارش، باید یادآور شد که هر دو مراسم نه تنها به پاسداشتِ فرد یا مجموعهای از افراد بودند، بلکه بهنوعی پژواکِ تصمیمهایِ فرهنگیِ کشورند که میخواهند با تنوعِ محتوایی و Spatialی، پیامِ حضورِ هر شهروند در فضاهایِ فرهنگیِ ملی را تقویت کنند. در واقع، این دو بزرگداشت نشان میدهند که چگونه منابعِ فرهنگیِ ایران میتواند با اتکا بهِ تجربههایِ دو نسلِ مختلف، به همبستگیِ بیشتر و ارتقایِ سطحِ فکریِ جامعه منجر شود. در این زمینه، گفتوگو با نهادهایِ فرهنگیِ منطقهای و ملی، میتواند بهعنوانِ یک مدلِ پویای همکاری، برای آیندهٔ فرهنگِ ایران کارا باشد. این مسیرِ ترکیبی میتواند برای مدیرانِ فرهنگی، پژوهشگران و فعالانِ هنری الهامبخش باشد تا با استفاده ازِ ظرفیتهایِ هر منطقه، بهسازماندهیِ رویدادهایِ فرهنگیِ جامعتر و پایدارتری بیندیشند.
تحلیل خبری: چارچوبِ اجرایی-فرهنگی در اقتضایِ قوانینِ جمهوری اسلامی ایران
این گزارش نشان میدهد که بینِ دو رویدادِ فرهنگیِ شهرهای مختلف، امکانِ ایجادِ گفتوگوی سازنده وجود دارد به شرطِ رعایتِ چارچوبِ قانونی و اصولِ اخلاقیِ اجرایی؛ از این منظر، هر دو مراسم بهگونهای عمل کردند که بهجای سوءِبرداشتِ سیاسی یا تحریکِ احساسِ گروهی، به تقویتِ نگاهِ نقادانه و تفصیلِ فکریِ عمومی کمک کنند. دربارهٔ جنبههای اجرایی، میتوان گفت که حضورِ گستردهٔ هنری و پژوهشی در موزه و در حسینیه، اگرچه از منظرِ فضایی و روایی با هم تفاوت داشت، اما در مجموع به تقویتِ فرهنگِ گفتوگو منجر شد. این تفسیر با وجودِ نقدهایِ سازندهٔ برخی از کارشناسان که خواستارِ تعاملِ هر چه بیشترِ شهرستانها با مراکزِ بزرگ شدند، نشان میدهد که رویدادهایِ فرهنگیِ ملی در ایران، اگر از نگاهِ حضرتِ قانون و با رعایتِ اصولِ امنیتی-اجراییِ غیرسیاستی پیش روند، میتوانند به تقویتِ اعتمادِ عمومی نسبت بهِ فرهنگ و هنر کمک کنند. در عین حال، از منظرِ اجراییِ غیرسیاسی و غیرامنیتی، نقدِ سازنده و نقادیِ مسئولانه میتواند به بهبودِ شیوههایِ برگزاریِ رویدادها منجر شود، بهویژه در زمینهٔ سازوکارِ جذبِ مشارکتِ جوانان و حفظِ تعادلِ میانِ عناصرِ فرهنگیِ قومی و ملی. بهعنوانِ نتیجه، نکتهٔ اصلی این تحلیل این است که دو رویدادِ یادشده، هرچند با نگاهِ متفاوت، میتوانند بهعنوانِ نمونهای ازِ همکاریِ فرهنگیِ ملی-محلی در ایران دیده شوند که در آینده با توجه بهِ قوانینِ جمهوری اسلامی و با حفظِ فضایِ آرامِ جامعه، میتواند به شکلِ گستردهتری تکرار شده و ارتقا یابد.
