زمینه و بازنگری ابتدایی بر تفاهم اسلامآباد
در یک نشست تخصصی آنلاین که با همکاری مرکز مطالعات سیاسی و بینالمللی وزارت امور خارجه ایران (IPIS) و تالار گفتوگوی تهران (TDF) برگزار شد، عباس باقــرپور، مدیرکل حقوقی وزارت امور خارجه، درباره وضعیت تفاهم اسلامآباد و چشمانداز احیای آن سخن گفت. به گزارش تیم آرشیو کامل، محور مطالعاتی این نشست به بررسی ابعاد حقوقی، اجرایی و سیاسی این تفاهمنامه میپرداخت و سوالهای مهمی را درباره زنده یا مرده بودن این تفاهم مطرح میکرد. سخنان او نشان میدهد که نگاه رسمی ایران به این تفاهمنامه از منظر حقوقی روشن است و تأکید میکند که احیای آن در گرو رفتار و التزامات آمریکا است. این رویکرد در واقع بازتابی از رویکردی است که در تحلیلهای حقوق بینالملل و دیپلماسی عمومی ایران مطرح میشود: اینکه حتی در صورت نقض مفاد تفاهمنامه به وسیله طرف مقابل، امکان بازسازی و بهرهبرداری از سازوکارهای حقوقی موجود وجود دارد. این نکته محوری، بیانگر تلاش ایران برای حفظ نقشآفرینی دیپلماتیک و استفاده از ابزارهای حقوقی برای تعین وضعیت آینده است.
ساختار تفاهم اسلامآباد و ارزیابی نقضها
باقرپور توضیح داد که تفاهم اسلامآباد از سه بخش کلیدی تشکیل شده است. نخستین بخش بر اصول اساسی حقوق بشر و اراده دوطرف مبنی بر پایبندی به منشور ملل متحد تکیه دارد؛ او با اشاره به بندهای مشخصی از منشور و مفاد تفاهم، این نکته را روشن کرد که این اصول همچنان نمیتواند صرفاً به عنوان یک ماده قراردادی کنار گذاشته شود. به بیان وی، تعهدات آمریکا در این چارچوب شامل پرهیز از جنگافروزی و کاهش تهدیدات و همچنین احترام به تمامیت ارضی جمهوری اسلامی است. این تعهدات اگرچه به صورت عینی در تفاهم وجود دارند، اما بر اساس اظهارنظرهای مطرح شده، به دلیل نقضهای مکرر توسط آمریکا و رژیم اسرائیل، به طور عملی با مشکلاتی مواجه شدهاند. به گزارش تیم آرشیو کامل، باقـرپور معتقد است که نقض تعهدات نیروهای طرفین به معنی فروپاشی تفاهم نیست و امکان احیای آن وجود دارد، اما در سایه ارادهای که به طور مشخص از آمریکا نشأت میگیرد و پذیرفته میشود، این احیا میتواند عملیاتی شود.
درباره بخش دوم تفاهم نیز تاکید میشود که در متن تفاهم مسئولیتها و حقوق دوجانبه به وضوح مشخص شده است. برای نمونه، اشاره به اینکه آمریکا به تعهدات خود در پایان دادن به محاصرهها و فراهم کردن معافیتهای مربوط به صدور نفت خام ایران را پذیرفته است، در کنار مواردی دیگر، نشان از انگیزههای دوطرف برای ایجاد سازوکارهای اجرایی است. باقرپور اما تأکید کرد که این تعهدات نیز پس از امضای تفاهم، به صورت دقیق پیگیری میشود و نقضشدن برخی از موارد به معنای پایان یافتن تفاهم نیست. در واقع، وی با تشریح بندهای مختلف، نشان داد که اجرای بخش دوم تفاهم با وجود نقضهای گذشته امکانپذیر است، در صورتی که رفتار آمریکا به سمت پایبندی دوباره به این تعهدات بازگردد. این مهم به خصوص در پاراگرافهای مرتبط با معافیتها و لغو آنها مطرح میشود که به طور مشخص به پایان دادن محاصرهها و گشایشهای احتمالی در تجارت نفت خام ایران اشاره دارد. به گزارش تیم آرشیو کامل، آنچه در این میان بیش از هر چیز اهمیت دارد این است که بخش دوم تفاهم به عنوان یک چارچوب اجرایی قابل بازخوانی است و میتواند با وجود نقضهای قبلی، در قالب مکانیزمهای پایش و نظارت دوباره فعال شود.
بخش سوم تفاهم به گفتوگوهایی برای رسیدن به توافق نهایی اشاره دارد. در این بخش، باقرپور به این نکته اشاره کرد که تفاهم، هدفی فراتر دارد و طرفین میخواهند راهی به سوی یک توافق قطعی بیابند. پاراگرافهای 3 و 12 از این بخش به ارائه سازوکارهای اجرایی برای نظارت بر اجرای تفاهم و همچنین برقراری توافق نهایی میپردازد. به گفته وی، طرفین باید سازواری را ایجاد کنند تا اطمینان حاصل شود که مسیر اجرایی تفاهم به مسیر نهایی منتهی میشود. با این حال، در تحلیل او، بخش نخست تفاهم حتی اگر آمریکا دست از اجرا به شکل واقعی بردارد، باید به صورت خودکار و بدون وابستگی به حضور امضاکنندگان، قابلیت اجرایی شدن داشته باشد. در این راستا، اظهار میشود که اگر چه نقضهای انجامشده توسط آمریکا و رژیم اسرائیل برای نقض تفاهم یا از دست رفتن فرصتهای اجرایی کافی است، اما این بدان معنا نیست که تفاهم به کلی از بین رفته است یا امکان احیای آن غیرمحتمل است. باقـرپور در جمعبندی صحبتهای خود تصریح کرد که احیای تفاهم اسلامآباد به آمریکا بستگی دارد و در عین حال اظهار کرد که ایران برای هر گزینهای آماده است و در صورت لزوم، برای دفاع از منافع ملت و کشور، به کارگیری تمامی ابزارهای قانونی و دیپلماتیک را پیگیری خواهد کرد. وی با اشاره به تجربه جنگ تحمیلی خود و ملت ایران، به صراحت بیان کرد که مقاومت و اراده دیپلماتیک میتواند مسیرهای تازهای را پیش روی دیپلماسی ایران بگذارد و با وجود همه چالشها، امکان بازطراحی و به کارگیری تفاهم وجود دارد. به گزارش این نشست، این تحلیلها نشان میدهد که اصول حقوقی و چارچوبهای بینالمللی همچنان مسیر برای بازخوانی و احیای تفاهم را در اختیار دارند، هرچند که تحقق این امر به اراده و رفتار آمریکا و فراهم شدن سازوکارهای اجرایی نیاز دارد.
تحلیل نهایی و پیامدهای حقوقی-اجرایی
در پایان این مناظره، باقرپور تأکید کرد که تفاهم اسلامآباد یک توافق حقوقی است و امکان احیای آن وجود دارد، اما این امر به اراده آمریکا بستگی دارد. وی همچنین تصریح کرد که با وجود نقضهای مکرر در بخشهای نخست و دوم تفاهم، از منظر حقوقی، تغییر در رویکرد آمریکا به دیپلماسی و قطع وابستگی به رفتارهای یکجانبه میتواند به بازسازی سازوکار اجرایی بیانجامد. او به وضوح گفت که اگر آمریکا از نقض تعهدات و رواج سیاست تحریمهای یکجانبه کنار بکشد، میتواند مسیر برای احیای تفاهم گشوده گردد. این نکته در همۀ گزارشهای رسانهای و تحلیلهای حقوقی منعکس است و نشان میدهد که در عرصه دیپلماسی بینالمللی، ابزارهای حقوقی همچنان میتواند به عنوان ستون فقرات برای بازتعریف و بازخوانی توافقات بینالمللی عمل کنند. به گزارش تیم آرشیو کامل، این دیدگاه در اکنون و آینده میتواند به عنوان چارچوبی برای گفتوگوهای آینده بین ایران و سایر بازیگران منطقهای و بینالمللی مورد استفاده قرار گیرد. با این حال، روشن است که مسیر احیای تفاهم اسلامآباد با اعتماد و تضمینهای معتبر آمریکا همواره در گروی تحولات سیاسی و امنیتی منطقهای و بینالمللی است و نباید انتظار داشت که تنها با یک توافق حقوقی، مشکلات عمیق و ساختاری حل شود. در نتیجه، رویکردی تلفیقی از ابزارهای حقوقی و دیپلماتیک لازم است تا ایران بتواند از طریق راستیآزمایی جدی و نظارت دقیق، به آیندهای با ثبات و با امید به کاهش تنشهای منطقهای دست یابد. در این مسیر، روشن است که تمام ابعاد تفاهم اسلامآباد و الزامات آن باید با دقت بیشتر و شفافیت بالا پیگیری شود و هر گونه تلاش برای احیای این تفاهم بدون اراده آمریکا و تضمینهای اجرایی روشن، به نتیجهای ناقص منجر خواهد شد. به گزارش تیم آرشیو کامل، با وجود تمامی ملاحظات، این امکان وجود دارد که با یک رویکرد چندجانبه و با تکیه بر اصول حقوق بینالملل و حاکمیت ملی، تفاهم اسلامآباد دوباره به عنوان یک ابزار دیپلماتیک کارآمد برای ایران در وضعیتهای بحرانی عمل کند.
تحلیل حقوقی-اجرایی از خبر
در این تحلیل، به نظر میرسد که اراده سیاسی آمریکا نقش تعیینکنندهای در آینده تفاهم اسلامآباد ایفا میکند و هرگونه بازتعریف یا احیای آن بدون ضمانتهای اجرایی روشن و بازنگری در سیاستهای یکجانبه قابل اتکا نیست. از منظر حقوقی، تفاهم اسلامآباد به عنوان یک مجموعهای از تعهدات دوطرفه، نیازمند سازوکارهای نظارت، شفافیت و پاسخگویی است تا از نقضهای مکرر جلوگیری شود. از دیدگاه اجرایی، ایران به عنوان یکی از طرفهای تفاهم، میتواند از طریق بازنگریهای قانونی داخلی و همکاری با نهادهای بینالمللی، انرژی و منابع دیپلماتیک خود را برای پیگیری تعهدات و ایجاد چارچوبی برای پاسخ به نقضها متمرکز کند. به لحاظ قانونی، وجود سازوکار نظارتی و امکان بازنگری در مفاد تفاهم در قالب بندهای متفاوت، به ایران اجازه میدهد تا بدون از دست دادن حقوق ملی، مسیر احیای تفاهم را پیگیری کند. اما در نهایت، این امر نیازمند همکاری فعالانه آمریکا است تا از طریق پذیرشِ تعهدات و ارائه تضمینهای مشخص، به یک راه حل پایدار دست یابد. از منظر عمومی، اما این نکته مهم باقی میماند که دیپلماسی باید همواره با شفافیت و پایبندی به ارزشهای حقوقی و انسانی پیش برود تا بتواند در مواجهه با چالشهای منطقهای، به سمت راهحلهای بلندمدت حرکت کند.
