گفت‌وگو با حبیب نریمانی درباره تولد هیولا در یاگو خون

گفت‌وگوی نو با حبیب نریمانی درباره تولد هیولا در نمایش «خون باید یاگو خون»

به گزارش تیم آرشیو کامل، این نمایش از سه‌شنبه ۲۴ شهریور در خانه نمایش مهرگان به صحنه رفته است و حبیب نریمانی در گفت‌وگو با خبرنگار ما به تشریح چرایی انتخاب یاگو، تبدیل زخم به انتقام، معنای کنترل و دستکاری و تلاشی که برای به تصویر کشیدن «تولد یک هیولا» انجام داده است، پرداخته است. در این گفت‌وگو تلاش شده است تا فاصله بین روایت کلاسیک و بازسازی ذهنی یاگو برای تماشاگر روشن شود و نشان داده شود که چگونه این اثر از درون یک ذهن جنایتکار روایت می‌شود. به گزارش تیم آرشیو کامل، محور اصلی گفتگو پیرامون فاصله‌گذاری میان دیده شدن و دیده نشدن و تبعات آن برای تصمیم‌گیری‌های فردی است که می‌تواند به سمت خشونت سوق بیابد.

چرایی انتخاب یاگو و بازتعریف شخصیت او

نریمانی توضیح می‌دهد که یاگو برای او یک شخصیت پیچیده است که شرارت از ابتدا به صورت آماده وجود ندارد و او خود را قربانی بی‌عدالتی می‌داند. این نگاه از آغاز با این واقعیت همراه است که او احساس می‌کند تجربه و شایستگی‌اش نادیده گرفته شده و جایگاهی که حق خودش می‌داند به فردی دیگر، یعنی کاسیو، داده شده است. متن نمایش از همین زخم آغاز می‌شود و یاگو از این که چرا «کارآمد بودن» او مورد توجه قرار نگرفته است، به خشم می‌رسد. پرسش کلیدی از دید کارگردان این است: اگر انسانی سال‌ها احساس کند دیده نشده و حقش خورده شده است، از چه نقطه‌ای به هیولا تبدیل می‌شود؟ آیا یاگو صرفاً انسانی شرور است یا یک انسان زخمی که در نهایت، به تعادل اجتماعی آسیب می‌زند؟ پاسخ کارگردان این است که هر دو وجه باهم هستند و مسئله اصلی در مسیر تصمیم‌های اوست. با این نگاه، تماشاگر در فاصله‌ای میان همذات‌پنداری و نگرش نقّادانه نسبت به رفتار یاگو قرار می‌گیرد و از خود می‌پرسد: اگر من جای او بودم، چه؟

نمایش به عنوان بازنمایی ذهنی: یاگو در نقش‌های متعدد

«خون باید یاگو خون» یک مجموعه از شخصیت‌ها را در دست یاگو می‌بیند؛ او شکلِ اتللو، کاسیو، رودریگو، برابانسیو و دیگران را می‌سازد و برای هر نقش به زبان خود صحبت می‌کند. این تکرار و بازتولید واقعیت از منظر ذهنی یاگو نشان می‌دهد که رویدادها در حقیقت از دیدگاه یک جنایتکار بازنویسی می‌شوند. چنین رویکردی تماشاگر را به درک این نکته سوق می‌دهد که ممکن است آنچه دیده می‌شود، تنها روایت بیرونی از یک جهان باشد که توسط ذهنی با انگیزه‌های تاریک بازسازی شده است. این نکته در طراحی صحنه نیز بازتاب دارد: آینه‌ای، وان و حمامی که نقشی مرکزی ایفا می‌کنند و یاگو را در مرکز روایت قرار می‌دهند. به زبان طراحی صحنه، حمام نه تنها یک فضای فیزیکی است بلکه یک فضای روانی است که در آن برخی از نقاب‌های اجتماعی کنار گذاشته می‌شود و حقیقت یاگو آشکار می‌شود. این حمام، که از ابتدای نمایش یاگو از درون آب بیرون می‌آید و به سفرهای مکرر به آب بازمی‌گردد، نمادی از پاک‌سازی یا گندیدگی مطلق نیست، بلکه نمادی است از قارئیتِ ذهنی و به چالش کشیدن نقش‌های اجتماعی که او به مدت‌ها ایفا کرده است.

دیده نشدن و واکنش‌های انسانی به آن: نکته‌ای معاصر در نمایش

نریمانی تأکید می‌کند که «دیده نشدن» به عنوان یک مسئله معاصر در این نمایش به شیوه‌ای ذهنی و اخلاقی مطرح می‌شود؛ او می‌گوید برخی افراد احساس می‌کنند که استحقاق خود را دریافت نکرده‌اند و به همین دلیل به جای تلاش مداوم برای بهتر شدن، مسیرهای دیگری را برای دیدن شدن ترجیح می‌دهند. این مسئله تنها مربوط به شخصیت یاگو نیست، بلکه به شکل نمادین نمایانگر واکنشِ آدم‌هایی است که با وجود استعداد یا توانایی، در نهایت به تصمیماتی می‌رسند که جامعه را با چالش مواجه می‌کند. با این نگاه، نمایش می‌خواهد تماشاگر را به تفکر درباره نحوه برخورد با این گونه وضعیت‌های اجتماعی دعوت کند و بسنجد که آیا پاسخ به «نه دیده شدن» می‌تواند به پذیرش مسئولیت انسانی منتهی شود یا به سمت تهدید و آسیب به دیگران حرکت می‌کند؟

فضا و تجربه اجرایی: چرا حمام؟

نریمانی توضیح می‌دهد که فضای حمام به عنوان یک فضای خصوصی و روانی برای درونی‌سازی یاگو و نمایش زد و بندهایش با هویت‌های مختلف انتخاب شده است. حمام، به عنوان یک فضا که افراد نقاب اجتماعی را کنار می‌گذارند، فرصتی را فراهم می‌آورد تا یاگو بتواند افکار خام و خشن خود را بدون فیلتر بیان کند. در این راستا، هر بار که یاگو به آب بازمی‌گردد، می‌توانیم شاهد پایداری یا تغییر در وضعیت ذهنی او باشیم و پیوسته ارتباط بین واقعیت اجتماعی و جهان داخلی او را درک کنیم. این طراحی، با وجود پیچیدگی‌هایش، به تماشاگر کمک می‌کند تا دریابد که چگونه یک فضای ساده می‌تواند فرایندهای پیچیده روانی و اخلاقی را تسهیل کند و به روایت، عمق بدهد.

نتیجه و چشم‌انداز اجرایی

در مجموع، این گفت‌وگو با حبیب نریمانی نشان می‌دهد که چگونه یک کارگردان تلاش می‌کند تا با استفاده از رویکردی هم‌سو با متن اصلی اتللو، از نگاه یاگو روایت را بازسازی کند و در عین حال از وجود ضرباهنگی تازه برای نمایش خشونت و قدرت استفاده نماید. این رویکرد نه تنها به تماشاگر امکان می‌دهد تا درونیات شخصیت‌ها را لمس کند، بلکه به وسیلهٔ طراحی صحنه و فضاسازی، به یک تجربهٔ دراماتیکِ پیچیده و چندلایه می‌انجامد. همچنین، درک از مفهوم «دیده نشدن» در جهان امروز به عنوان یک مسئلهٔ انسانی-اجتماعی، به متن اجرایی پیوند می‌خورد و می‌تواند برای مخاطبان آثار نمایشی، به نوعی پرسشگری اخلاقی را به همراه داشته باشد.

تحلیل: نقدی مختصر بر روایت و چارچوب اجرایی

در این اثر، روایت از منظر ذهنی یاگو بازتعریف می‌شود و این فرایند با اهمیت دادن به مفهوم دیده شدن و هزینه‌های تصمیم‌گیری همراه است؛ با وجود این که این نمایش دربارهٔ خشونت و قدرت است، به طور معناداری از سیاست و امنیت فاصله می‌گیرد و تمرکز خود را بر جنبه‌های اخلاقی و روانشناختی می‌گذارد. این رویکرد می‌تواند به نقاشی روشن‌تری از مسیر تصمیم‌گیری افراد در برابر بی‌عدالتی‌های ادعایی منجر شود، اما همچنین لازم است که کارگردان به شیوه‌ای مسئولانه از نمایش خشونت استفاده کند تا مخاطب را به تفکر و نه تحریک وا دارد. در مجموع، این متن با زبان بصری و روایتی قوی، موفق می‌شود تا تماشاگر را درگیر کند و از زاویه‌ای متفاوت به بازنگری در مفهوم قدرت و پایداری انسانی بپردازد.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا