نور در تهران قدیم بدون برق: چگونه چراغها با نور آرام و تدریجی شهر را روشن میکردند؟
در تاریخ شهری که امروز بهسزونهای روشن و فضای بیپایان روشنایی میبالد، دورهای وجود داشت که برق هنوز به کوچهها و منازل راه نیافته بود و مردم برای دیدن شب تا اواخر سحر یا طلوع آفتاب منتظر میماندند. به گزارش تیم آرشیو کامل و با استناد به منابع معتبر تاریخ تهران، قبل از ورود برق به خیابانها و خانهها، مردم ناچار بودند با تاریکی تنها به خانههایشان بازگردند و تا صبح روز بعد که خورشید دوباره رخ مینماید، در همان فضا باقی بمانند. این روایت به ما نشان میدهد چگونه روشنایی به عنوان یک سرمایه محلی، با ابزارهای ساده و آداب اجتماعی، به زیبایی و کارآمدی شهر افزوده است. این روند تا زمان ورود برق به بازار و کارگاههای شهری ادامه داشت و نقشهٔ نور شهری را با بافتی مختلف نسبت به طبقات اجتماعی ترسیم میکرد. به گزارش تیم آرشیو کامل، تیرهای نور و شاخصهای روشنایی بهتدریج در چهار یا پنج خیابان مرکزی شهر آغاز به درخشش کردند و این اتفاق نه تنها به روشنایی فیزیکی بلکه به شکلدهی به رفتارها و آداب شبانه منجر شد.
در این فرهنگ شبانه، میتوان حضور «میرآبها» را به عنوان یکی از نمادهای شهری روشن شد. میرآبها که مسئول رساندن آب به خانهها بودند، با توجه به خطر فِزونی نور کم و گلآلود بودن آب، به همراه خود ابزارهای نورسازی را برده و با احتیاط از معابر پر از چاله و گودال عبور میکردند تا در هنگام night-time به خانهها برسند. این تصویر از مسیرهای روشنشده و امنیت شبانه نشان میدهد که چگونه اصلاحات تاریخی در زیرساختها (آب، برق) با هم پیش میرفتهاند و زندگی شهری را از نظر فنی و اجتماعی متحول کرده بودند. فناء و کوچههای تهران قبل از برق، به دلیل کمبود روشنایی، نیازمند راهنمایی دقیق برای عبور بودند؛ زحمتی که به تدریج با ورود فناوریهای روشنایی کاهش یافت و به بهبود ایمنی و کارآمدی شهری انجامید. به گزارش تیم آرشیو کامل، با وجود نور محدود، مردم سعی میکردند با حضور حضور پررونق تر در فضاهای عمومی، به امنیت و کارکردپذیری شهر کمک کنند.
آداب و فناوریهای روشنایی در تهران قبل از برق
اگر به دنبال توصیفی انعکاسی از چراغهای ماندگار آن دوره باشید، باید به دو دسته اصلی از چراغها اشاره کنیم: چراغهای ارزان و چراغهای گرانتر که بهطور معمول در منازل اعیانی و اماکن صاحبنفوذ روشن میشدند. در میان ارزانترین گزینهها، «چراغموشی» قرار داشت. جعوف شهری در کتاب «طهران قدیم» از این چراغها با تعبیر روغندانی فلزی یا گلی و یک سوراخ برای فتیله یاد میکند. نور کم و خاموشی نسبتاً سریع این چراغها، آن را برای استفاده در اماکن عمومی، آشپزخانهها و انبارها مناسب میساخت. از سوی دیگر، چراغهای پیهسوز با سوختی از پیه مذاب یا گاه روغنهای نباتی، در منزلها و کارگاههای کوچک مصرف میشدند و نور نسبتاً گرم و بدون بو داشتند. به گزارش همشهری و نفیسی، این چراغهای ابتدایی نقش مهمی در تامین روشنایی خانوارها و کارگاههای کوچک ایفا میکردند تا آنکه فناوریهای جدیدتر قدرت بلامنازع را به دست گرفتند.
در برابر این گزینهها، اعیان و طبقات مرفهتر از چراغهای فلزی گرانقیمت با سوختهای گرانقیمتتر استفاده میکردند. روغنهایی با بو کم یا معطر گزینههای بهتری برای فضاهای داخلی بودند و نورشان از نظر کیفی با نور متمایز و مطلوبتری همراه بود. این تفصیل نشان میدهد که تفاوتهای اقتصادی و اجتماعی چگونه به شیوههای روشنایی و نورپردازی در خانهها منجر میشد. روایتهای تاریخی همچنین نشان میدهد که چرا طبقه فقیرتر بیشتر از چراغهای ارزان استفاده میکرد و چگونه این تفاوتهای روشنایی در زندگی روزمرهشان تأثیر میگذاشت. به گزارش مصادر تاریخ تهران، روشنایی خانهها در آن دوره را میتوان به نوعی بازتاب وضع اقتصادی و دسترسی به منابع نور در هر طبقه تعبیر کرد. نفیسی در بیان این موضوع تأکید میکند که هر دو شاخص اقتصادی و اجتماعی با هم در روشنایی تاثیرگذار بودند و با گذر زمان و پیشرفتهای فناوری، این توازن تغییر کرد.
فناوری برق در تهران و تغییر شیوههای روشنایی
هر چه به دوران پس از نیمههای سدههای اخیر نزدیک میشویم، نقش برق در زندگی روزمره پررنگتر میشود. در روایتهای تاریخی، شاهد هستیم که کارخانه برق حاج حسینآقا امینالضرب مهدوی به کار افتاد و در خیابانهای مرکزی شهر، چراغهای روشنایی با فاصلهٔ حدود ۳۰ تا ۴۰ متر از هم نصب شدند. این گام، که بهطور نمادین از تسلط برق به فضای شهری خبر میداد، تبدیل به نقطه عطفی در روشنایی شهر شد. مردم با وجود این نور صنعتی، همچنان در دکانها و اماکن عمومی با رفتارهای اجتماعی قدیمی همراه بودند. یکی از این آداب که به صورت گسترده در زمانهٔ روشن شدن چراغها رواج پیدا کرد، تجمع مشتریان در کنار دکانها و ابراز صلوات بود؛ گفتوگوهای محلی و صداهای گفتن “چراغت روشن!” توسط مشتریان، به همراه پاسخ فروشنده «چراغ عمرت روشن!» نشان از یک رویهٔ اجتماعی بود که به همزیستی نور و رفتارهای فرهنگی منجر میشد. این آداب، که در گزارشهای تاریخی بیان شدهاند، به ما میفهمانَد چگونه شبکهٔ روشنایی به بافت اجتماعی پیوسته است. در برخی شهرهای پهنهٔ تهران، روشن شدن چراغ در نخستین ساعات شب، به تعبیرهای خاصی همراه بود که نشان میداد مردم چگونه در تعامل با نور، زمان خود را مدیریت میکردند و از طریق نور، روابط اجتماعی را تنظیم میکردند.
با ورود برق به برخی خیابانهای مرکزی شهر، توجه به شبنشینیهای با بافت شهری، به ویژه در مغازهها و کارگاهها، شکل تازهای به خود گرفت. گزارشهای تاریخی حاکی از این است که برخی از فضای بازار و پاساژها با نور روشن و روشنتر، به فضایی برای تبادل کالا و گفتگوهای شبانه تبدیل شدند. این تجربهٔ نورپردازی نه تنها به بهبود دید مردم در فضاهای رسمی و عمومی کمک کرد، بلکه به تدریج به ایجاد سلسلهمراتب روشنایی، بهویژه در اماکن تجاری و کارگاههای صنعتی، انجامید. در هر حال، هر چند برق، بهعنوان یک فناوری نو، به سرعت جایگزین چراغهای سنتی شد، اما آداب و تصاویر تاریخی نور همچنان در حافظهٔ شهری باقی ماند و مبنایی برای فهم تغییرات بزرگ شهری شد. به گزارش تیم آرشیو کامل، این انتقال از چراغهای سنتی به برق، با شیوههای خاصی در سطوح عمومی و شخصی رخ داد و زمینهای برای توسعه روشناییهای شهری فراهم کرد.
آداب روشن کردن چراغ در خانه و مغازه: روایتهای ملموس
روشن کردن چراغ در دورهٔ ناصرالدین شاه و عصرهای بعد از او، با مجموعهای از آداب و مناسک همراه بود. نفیسی در کتاب «تهران قدیم» به این نکته اشاره میکند که هنگام نفتگیری و تمیز کردن چراغها، با سلام و صلوات بر آنها زده میشد و در هنگام بالا کشیدن فتیله، باز صلوات فرستاده و درود بر شاهچراغ شیراز، شاهچراغ، مینهادند. این رفتار را میتوان در دو جنبهٔ اجتماعی و دینی-فرهنگی تحلیل کرد: نخست اینکه روشنایی همچنان با نشانههای احترام به مبدأ قدرت و نهادهای شهری همراه بود و دوم اینکه این آداب به ایجاد یک فضای مشترک میان فروشنده و مشتری میانجامید. وقتی وارد دکانها میشدند یا مغازهای روشن میشد، مشتریان با صدای بلند صلوات میفرستادند و گاه تا یکی دو ساعت پس از بسته شدن مغازه، هنوز این رفتار ادامه داشت. در این روایتها، عبارتِ «چراغت روشن!» بابت تشویقِ صاحب دکان به روشن کردن چراغ است و پاسخ «چراغ عمرت روشن!» بیانگر نوعی поздрав با روشنایی و دوام زندگی است. این رفتارها به شدت نشان میدهد که نور تنها یک وسیلهٔ فیزیکی نبود بلکه یک تجربهٔ اجتماعیِ مشترک بود و به گفتوگوی همگانی، اعتماد و تعامل نزدیک کمک میکرد. به گزارش همشهری و در ادامهٔ روایتهای تاریخی، این آداب به صورت زبانی، رفتاری و نمادی در متن زندگی روزمرهٔ تهران قدیم بازتاب داشت.
در کنار این آداب، تفاوتهای قانونی و اجتماعی نیز در این دوره دیده میشود. برای مثال، نخستین گامهای شهر به سمت برقآوری در چهار یا پنج خیابان مرکزی شهر انجام شد و با این اقدام، ساکنان آن مناطق به برق روشنایی دست یافتند. این تغییرات، هرچند به بهبود کیفیت زندگی و افزایش ایمنی منجر شد، اما بهطور طبیعی به تفاوتهای دسترسی و اختلافات اجتماعی نیز اشاره داشت. به گزارش منابع تاریخی، با توسعهٔ شبکههای روشنایی، نور به مرور بخشهای بیشتری از شهر رفت اما هنوز هم امکان وجود تفاوتهای روشنایی در میان بخشهای مختلف وجود داشت.
تحولی که به شهر نور داد: تحلیل تاریخی-اجتماعی
در این روایت از تهران قدیم، میتوان ناوالخ به سه نکتهٔ اصلی پی برد: نخست اینکه نور و روشنایی، در آغاز با ابزارهای ساده و ارزان، اما با کارایی بالا به کار میافتاد. دوم اینکه فناوری برق، با ورود خود، برقآزماییهای شهری را به شکل قابل توجهی تغییر داد و به گشایش فضاهای عمومی و تجاری انجامید. سوم اینکه آداب اجتماعی مرتبط با روشنایی همچنان بهعنوان یک نسخهٔ فرهنگی در میان مردم باقی ماند و تا امروز بهصورت یادگارهای تاریخی مطرح است. این نکته نشان میدهد که چگونه نوآوری فناورانه با بافت فرهنگی و اجتماعی پیوسته است: نور تنها برای دیدن نبود؛ بلکه به عنوان یکی از عوامل شکلدهندهٔ رفتارها، زبانها و روابط اجتماعی عمل میکرد. در چارچوب قوانین جمهوری اسلامی ایران، این روایت در قالب یادداشتهای تاریخی و فرهنگی قابل بررسی است و میتواند به عنوان مبنایی برای مطالعات شهرسازی و تاریخ محلهای مورد استفاده قرار گیرد. این تحلیل تأکید میکند که هر تغییری در زیرساختهای شهری، از جمله برقرسانی، باید با رعایت امنیت عمومی و اصول اخلاقی و قانونی انجام شود و آدابِ نور نیز باید در راستای حفظ آرامش و سلامت مردم باشند. به گزارش تیم آرشیو کامل، این نکته را به ما میآورد که نور شهری هرگز صرفاً از منظر تکنولوژی مطرح نیست بلکه از منظر اجتماعی-فرهنگی نیز اهمیت دارد و به همین دلیل نیازمند بررسیهای چندجانبه است.
