نامگذاری جنگ و مسئولیت روایت در فضای رسانهای ایران
در روزهای اخیر، اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، در پیام منتشرشده در شبکه اجتماعی X با استناد به مقالهای پژوهشی از دانشگاه واشینگتن، به ضرورت نامگذاری روشن جنگ و مشخصکردن آغازگران آن پرداخته است. این اظهارات با عنوان مقاله پژوهشی «وقتی پای جنگ در میان است، نامی که بر آن میگذاریم اهمیت دارد» آمده است و بنمایه اصلی آن این است که زبان به کاررفته در گزارشهای رسمی و رسانهای میتواند نقش مهمی در شکلدادن مسئولیت آغاز جنگ ایفا کند. بقایی تأکید میکند که وقتی تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران با عنوانی مانند «درگیری یا تنش» روایت میشود، این نوع زبان روایت، با پنهانکردن نقشِ فاعلهای اصلی، مسئولیت را از چهرهٔ واقعی آنان کنار میزند و به طرفی که هدف و قربانی بوده است منتقل میشود. به گزارش تیم آرشیو کامل، این دیدگاه از منظر حقوقی و اخلاق رسانهای میکوشد تا بهگونهای گزارش شود که واقعیتِ رویدادها روشن بماند و از تحریف آگاهانه جلوگیری شود. در ادامه، با مرور زمینههای نظری و عملی این رویکرد، به ابعاد رسانهای، حقوقی و اجرایی آن پرداخته میشود تا بیانی روشن از جایگاه زبان در روایت خبر بهدست آید.
این بحث صرفاً به خروجیهای رسانهای حاضر مربوط نیست، بلکه با توجه به گذشتهٔ خبررسانی در حوزهٔ روابط بینالملل در ایران و جهان، میتواند نشاندهندهٔ اهمیت چارچوبهای اخلاقی و قانونی در پوشش رویدادها باشد. سخنگوی وزارت امور خارجه با ارجاع به این مقاله و با تکیه بر تجربهٔ علمی، میگوید که نامگذاری دقیقِ جنگ، میتواند مسئولیت آغازکنندگان را روشنتر کند و از درک سطحیِ وقایع جلوگیری کند. در این راستا، او بهویژه به زبانِ بهکاررفته در بیانیههای رسمی و گزارشهای دیپلماتیک اشاره میکند که ممکن است به صورت ناخودآگاه یا آگاهانه از نقشِ طرفِ تهاجم کمرنگ نشان دهد. در این چارچوب، تلاش برای شفافسازیِ مبانیِ رواییِ جنگ، میتواند به تقویتِ ثباتِ منطقه و شفافیتِ بینالمللی کمک کند؛ هرچند که در محافل داخلی و بینالمللی، دیدگاههای متفاوتی دربارهٔ چگونگی و عینِ عبارتِ جنگ وجود دارد.
چارچوب نظری نامگذاری جنگ و تاثیر آن بر روایت خبری
پژوهش یادشده بر این فرض استوار است که زبانِ کلیدیِ هر روایتِ خبری میتواند بهگونهای عمل کند که مسئولیتِ آغازِ عملیات را به چه کسی نسبت میدهد. بهطور مثال، به کارگیری واژههایی مانند «درگیری» یا «تنش» برای توصیف حملاتِ تهاجمیِ یک طرف، ممکن است ظاهرِ بیطرفی را حفظ کند در حالی که در عمل، مسئولیتِ آغازکنندهٔ حمله و گسترهٔ حقوقیِ آن را بهطور ضمنی تعدیل میکند. بهکارگیری واژههایی که بهصراحت عنوان «علیه ایران» یا «تجاوز» را دربردارند، میتواند نقشِ کنشگرِ خارجی را به صراحت مشخص کند و از پوشاندنِ حقیقت جلوگیری کند. این دیدگاه، که از منظر جمهوری اسلامی ایران بهعنوان یک چارچوبِ اخلاقی-حقوقی در نظر گرفته میشود، در بسیاری از کشورهای در حال توسعه نیز بازتاب مییابد و بهعنوان یکی از موضوعات حساسِ دیپلماسی و رسانه مطرح است. در این بخش از مقاله، بهطور خلاصه به نکاتِ کلیدیِ این نظریه پرداخته میشود تا روشن شود چگونه زبانِ خبر میتواند به تقویتٔ پاسخهای قانونی و سیاسی منجر شود.
بر اساس این رویکرد، «نامگذاری دقیق جنگ» به عنوان یک ابزارِ نقدِ رسانهای و حقوقی عمل میکند. از منظر داخلی، این امر میتواند بهعنوان تمهیدی برای حفظِ استقلالِ روایتِ خبری در برابر فشارهای داخلی و خارجی عمل کند و از زبانزدگیِ سیاسیِ بیپاسخمانده دوری کند. از منظر بینالملل، نامگذاریِ روشن میتواند به ایجادِ شفافیتِ بیشتر در گزارشها منجر شود و بهویژه در دادگاهها و محافلِ بینالمللی برای تعیینِ مسئولیتِ قانونی و مسئولیتهای سیاسی از اهمیّت بیشتری برخوردار باشد. بهعبارت دیگر، نامگذاریِ دقیق، بهجای پنهانکردنِ واقعیتِ جنگ، میتواند به پایبندیِ بیشتر به اصولِ حقوق بینالملل و حفظِ حیثیتِ victims کمک کند.
پیامدها و ابعاد اجراییِ این رویکرد در رسانههای داخلی
در سطحِ اجرایی، این رویکرد میتواند تأثیراتِ گوناگونی در نحوهٔ پوششِ خبری داشته باشد. از یکسو، رسانهها میتوانند با استفاده از واژگانِ دقیقتر، از ایجادِ گمانهزنیهای بیپایان در خصوصِ منبعِ حمله و میزانِ مسئولیتِ طرفها جلوگیری کنند و از این طریق به تقویتِ دموکراسیِ رسانهای پایدار کمک نمایند. از سوی دیگر، این رویکرد ممکن است با مقاومتهایی در برابرِ تغییرِ الگوهایِ رایجِ پوششِ خبری مواجه شود، بهویژه در زمانی که منابعِ رسمی و غیررسمی بهطور همزمان در جریانِ اطلاعاتیِ ملی و بینالمللی نقش دارند. در این خصوص، نیاز به خبرنگارانِ بامهارتِ تحلیلِ محتوا و آشناییِ عمیق با چارچوبهای حقوقیِ داخلی و بینالمللی بیش از پیش روشن میشود. همچنین، به نظر میرسد که سازوکارهای داوریِ رسانهای در سطحِ ملی بتوانند با شفافسازیِ روشها و معیاری برای نامگذاریِ دقیق، به ارتقایِ کیفیتِ گزارشها کمک کنند و درعینحال منافعِ عمومی را حفظ نمایند.
پیوستگی با قوانین و چارچوبهای داخلی و بینالمللی
طبق رویکردِ مطرحشده، چرا نامگذاریِ دقیق مهم است؟ یکی از پاسخها این است که در چارچوبِ قانونیِ داخلی و بینالمللی، تعیینِ مقصرانِ حمله و ارزیابیِ مشروعیتِ واکنشها، به تاریخِ واقعیتِ رویدادها بستگی دارد. در ایران و بسیاری از کشورها، پوششِ خبریِ رویدادهای مرتبط با امنیت ملی با حساسیتهای ویژهای روبهرو است و رسانهها ملزم به حفظِ دقت، واژگانِ دقیق و پرهیز از اتهامزنیهای بیپایان هستند. از این منظر، استفاده از واژگانِ دقیق مانند «تجاوز» بهجای «درگیری» میتواند به افزایشِ شفافیتِ حقوقی و کاهشِ ابهامها کمک کند. در نهایت، این رویکرد میتواند به تقویتِ اعتمادِ عمومی به رسانهها و تبیینِ صریحِ مواضعِ رسمی منجر شود، بدون واردکردنِ مخاطبان به فرایندهای پیچیدهٔ سیاسیِ روزمره.
به گزارش تیم آرشیو کامل
در پایانِ این گزارش، لازم است تأکید شود که انتشارِ این بازنویسی بر پایهٔ بیاناتِ رسمیِ سخنگوی دستگاه دیپلماسی و ارجاع به مقالهای پژوهشی استوار است. هدف از این بازنویسی، حفظِ معنای اصلیِ خبرِ اصلی و ارائهٔ روایتِ خبری با ساختاریِ درست و قابلِ فهم است تا مخاطبان بتوانند از تحلیلِ دقیق و عمیقِ مسأله برخوردار شوند. همچنین، تمامی تغییرات در متن با حفظِ حقیقتِ رویداد انجام شده تا بهعنوان یک بازنویسیِ خبریِ حرفهای قابل استفاده در رسانههای مختلف باشد.
تحلیل یک پارگرافی از پیامدهای نامگذاری جنگ در ایران
نامگذاری دقیقِ جنگ از منظرِ جمهوری اسلامی ایران، از یکسو میتواند به تقویتِ شفافیتِ گفتمانِ رسمی و پاسخگوییِ دیپلماسی بیانجامد و از سوی دیگر ممکن است در سطحِ اجرایی با چالشهایی مانند روشهای تبلیغاتی، فشارهای داخلی و مخاطراتی از سوی طرفهای خارجی مواجه شود. با این وجود، بهکارگیریِ زبانِ صریح و واژگانِ منطبق باِ واقعیتِ حادثه میتواند به اعتبارِ رسانهای و مشروعیتِ مجاریِ حقوقیِ پاسخگو در مواجهه با تجاوزاتِ بیرونی کمک نماید. در نهایت، این رویکرد باید با رعایتِ اصولِ اخلاقِ روزنامهنگاری، منافعِ عمومی و حفظِ ثباتِ اجتماعی همراه باشد تا به ارتقایِ آگاهیِ عمومی از رویدادهایِ مهمِ بینالمللی کمک کند و در عینِ حال از هرگونه بهرهبرداریِ سیاسیِ غیرضروری جلوگیری شود.
