نشست نقد کتاب توئیتری شدن سیاست در تهران: بررسی نقش توئیتر در فضای سیاسی ایران
در عصر چهارم آبان، عصرگاهی که همزمان با حضور فعالان علم ارتباطات، روزنامهنگاران و پژوهشگران رسانهای بود، نشست ویژهای در تهران برگزار شد تا به نقد و بررسی کتاب جدید محمد رهبری با عنوان «توئیتری شدن سیاست» بپردازد. به گزارش تیم آرشیو کامل، این رویداد از ساعت ۱۷ تا ۲۰ در یک فضای پژوهشی واقع در خیابان اشرفی اصفهانی، خروجی حکیم غرب، خیابان خجستهپور، پلاک ۱۴، طبقه منفی یک برگزار شد و با حضور سخنرانانی که تجربه و دانش عمیقی در حوزه ارتباطات و مطالعات جامعهشناسانه دارند، به بحث و تبادل نظر درباره تأثیر توئیتر بر فرهنگ سیاسی ایران و شکلدهی به رفتارهای سیاسی کاربران پرداخته شد.
در این نشست، عباس عبدی، روزنامهنگار و تحلیلگر مسائل اجتماعی، سردمدار بحث بود و با بیان نکتههایی پیرامون نقش رسانههای دیجیتال در فرایند تصمیمگیری عمومی، به تشریح ابعاد مختلف کتاب و یافتههای پژوهش پرداخت. همچنین علیاصغر سیدآبادی، ناشر، نویسنده و پژوهشگر، و محمد رهبری، نویسنده کتاب و پژوهشگر جامعه و فناوری، دیدگاههای تخصصی خود را درباره مبانی نظری کتاب و کارکردهای دادهکاوی در تحلیل رفتارهای جمعی در فضای توئیتری ارائه کردند. دبیری این نشست را مرضیه ادهم، پژوهشگر و دانشآموخته دکتری علوم ارتباطات، بر عهده داشت. به گزارش تیم ارشیو کامل، محورهای اصلی مباحث بهویژه بر ارتباط میان توئیتر و گفتمان سیاسی، نحوه شکلگیری «قبیلههای دیجیتال» در این پلتفرم و تبعات آن برای گفتوگوهای عمومی متمرکز بود.
«کتاب توئیتری شدن سیاست» یک اثر پژوهشی-تحلیلی است که به بررسی جایگاه توئیتر در شکلدهی به فرهنگ سیاسی، گسترش رادیکالیسم و تاثیر آن بر رفتارهای سیاسی کاربران ایرانی میپردازد. نویسنده با ترکیب نظریههای ارتباطی و دادهکاوی، تصویری از سیاستورزی در فضای مجازی ایران ارائه میدهد که هم هشداردهنده است و هم پرسشبرانگیز. در مقدمه کتاب، نویسنده با ارجاع به دیدگاههای یورگن هابرماس به رابطه رسانه، گفتوگو و دموکراسی میپردازد و از منظر هابرماس توضیح میدهد که گفتوگو در فضای عمومی میتواند به توسعه دموکراسی منجر شود. با این حال، رهبری نشان میدهد که توئیتر، با وجود پتانسیلهای مثبت برای گسترش گفتوگو، به بستری برای قطبیسازی، نزاعهای قبیلهای و تشدید خشونت نمادین تبدیل شده است. یکی از نکات کلیدی کتاب، تحلیل شکلگیری «قبیلههای دیجیتال» در توئیتر است؛ کاربرانی در خوشههای بسته گرد هم میآیند، تنها محتوای همقبیلهایها را تأیید میکنند و با گروههای دیگر وارد جدلهای خصمانه میشوند. این فضا که با تجربه روزانه نویسنده در رصد توئیتر از سال ۱۳۹۶ همراه است، کاربران را به سمت رادیکالیسم، فردگرایی و سیاهنمایی سوق میدهد. اگرچه تنها سه درصد از جمعیت ایران در توئیتر حضور دارند، اما تأثیر این درصد اندک بهویژه با حضور پررنگ دانشجویان و جوانان، میتواند گسترده و تأثیرگذار باشد و به مرور زمان در سیاستگذاریهای رسمی نیز اثرگذار شود.
در برگیرنده محدودیتهای فنی توئیتر، کتاب به این واقعیت اشاره میکند که محدودیت ۲۸۰ کاراکتری باعث میشود نوشتهها تیز، کوتاه و عموماً بدون پیشزمینه ارائه شوند. این ویژگی بهطور مستقیم میتواند فضای گفتوگو را از عمق خارج کند و به سمت پوپولیسم و واکنشهای احساسی سوق دهد. نویسنده معتقد است که توئیتر به عنوان پلتفرمی با پویایی بالا اما با فراز و فرودهای محتوایی و ادبی، میتواند به فحاشی و فراگیری رادیکالیسم منجر شود. در نهایت، کتاب با نگاه نقادانهای به فضای مجازی نتیجه میگیرد که محدودسازی و فیلترینگ، اگرچه میتواند با هدف کاستن از آسیبها باشد، اما بهطور عملی ممکن است آنها را پنهان و پیچیدهتر سازد. در این رویکرد، نویسنده به جای توصیهای بازدارنده، به نگاه آزاد و تحلیلی تاکید دارد تا گفتوگو، نقد و پژوهش در این حوزه استمرار پیدا کند. کتاب برای پژوهشگران علوم اجتماعی، فعالان رسانه، سیاستگذاران، و هرکسی که به فهم تحولات فرهنگی و سیاسی در عصر دیجیتال میپردازد، اثری ارزشمند و درخور توجه بهشمار میآید.
سخنرانان و محورهای نشست
- عباس عبدی: تحلیلکننده مسائل اجتماعی و پژوهشگر رسانهای
- علیاصغر سیدآبادی: ناشر، نویسنده و پژوهشگر
- محمد رهبری: نویسنده کتاب و پژوهشگر جامعه و فناوری
- مرضیه ادهم: دبیر نشست و پژوهشگر علوم ارتباطات
محورهای اصلی نشست بر سه سوال کلیدی متمرکز بود: نخست، چگونه توئیتر به فضایی برای شکلدهی گفتمانهای سیاسی تبدیل میشود؟ دوم، چه سازوکارهایی در فضای دیجیتال منجر به قطبیسازی و تشدید رادیکالیسم میشوند؟ سوم، کدام رویکردهای پژوهشی و سیاسی وجود دارد تا با وجود محدودیتهای فناوری، گفتوگوهای سازنده و تحلیلهای دقیق گسترش یابد. در این زمینه، کتاب با تأکید بر استفاده از دادهکاوی و تبیین تجربههای میدانی نویسنده از رصد توئیتر در سالهای اخیر، به بررسی نحوه رفتار کاربران ایرانی در برابر پویشهای سیاسی و اجتماعی پرداخته و نتایجی را ارائه میدهد که میتواند برای پژوهشگران حوزه ارتباطات، علوم سیاسی و مطالعات خانواده فناوری مفید باشد. اهمیت انجام مطالعهای عمیق درباره این پدیده زمانی روشنتر میشود که به تأثیرات احتمالی آن بر سیاستگذاریهای عمومی و چگونگی مدیریت فضای گفتوگو در جامعه ایران نگاه میکنیم. این نشست با حضور حاضرین و با پذیرش نکتههای مختلف از سوی سخنرانان، به گفتوگویی جامع درخصوص فرصتها و چالشهای فضای دیجیتال منجر شد، که در ادامه میتواند به مباحث علمی و عملی در حوزه رسانه و سیاست بینجامد.
معرفی کتاب و رویکرد پژوهشی
کتاب «توئیتری شدن سیاست» نوشته محمد رهبری، اثر پژوهشی و تحلیلی است که به یکی از مهمترین پدیدههای ارتباطی عصر دیجیتال میپردازد: شبکه اجتماعی توئیتر. کتاب با رویکرد جامعهشناسی به نقش توئیتر در شکلدهی به فرهنگ سیاسی، گسترش رادیکالیسم و تأثیر آن بر رفتارهای سیاسی کاربران ایرانی نگاه میکند. نویسنده با ترکیب نظریههای ارتباطی و دادهکاوی، تصویری از سیاستورزی در فضای مجازی ایران ارائه میدهد که هم هشداردهنده است و هم از منظر پژوهشی، پرسشبرانگیز. در مقدمه کتاب، نویسنده به استناد به دیدگاههای نظری از جمله هابرماس به رابطه میان رسانه، گفتوگو و دموکراسی میپردازد و نشان میدهد چگونه گفتوگو در فضای عمومی میتواند به توسعه دموکراسی کمک کند. با این حال، رهبری نشان میدهد که توئیتر، با وجود ظرفیتهای بالقوهاش برای گسترش گفتوگو، در عمل به بستری برای قطبیسازی، نزاعهای قبیلهای و تشدید خشونت نمادین تبدیل شده است. یکی از نکات کلیدی کتاب، تحلیل شکلگیری «قبیلههای دیجیتال» است؛ کاربرانی که در خوشههای بسته گرد هم میآیند و تنها محتوای همقبیلهایهای خود را تأیید میکنند و با دیگر گروهها وارد جدلهای خصمانه میشوند. این فضا که تجربه میدانی نویسنده در رصد توئیتر از سال ۱۳۹۶ را دربردارد، نشان میدهد که چگونه این فضا کاربران را به سمت رادیکالیسم، فردگرایی و سیاهنمایی سوق میدهد. هرچند درصد کمی از جمعیت ایران در توئیتر فعالند، اما حضور پررنگ دانشجویان و جوانان موجب میشود که این سطح از تأثیرگذاری به فراتر از فضای مجازی تسری یابد و سیاستگذاریهای واقعی را تحت تأثیر قرار دهد. همچنین کتاب به محدودیتهای فنی توئیتر اشاره میکند و بررسی میکند که محدودیت ۲۸۰ کاراکتری چگونه میتواند نوشتن را به سمت بیزمینهسازی برده و گفتگو را دشوار سازد. نویسنده تأکید میکند که توئیتر به رغم پویایی و سرعت بالای خود، به فضای بحثهای تند و گفتمانهای احساسی و گاه توهینآمیز تبدیل شده است. در نهایت، کتاب نتیجه میگیرد که فیلترینگ و محدودسازیها نمیتوانند به طور کامل آسیبها را کاهش دهند؛ بلکه گاهی اوقات پنهانسازی مشکلات، آنها را پیچیدهتر میکند و از این رو یک نگاه باز، تحلیلی و پژوهشی به این پدیده ضروری است. این اثر برای پژوهشگران علوم اجتماعی، فعالان رسانهای، سیاستگذاران و هرکسی که به فهم تحولات فرهنگی و سیاسی در عصر دیجیتال میپردازد، منبعی ارزشمند و قابل اتکا است.
تحلیل حقوقی-اجرایی درباره فضای دیجیتال و سیاست در ایران
در این تحلیل نگاهی به قالبهای اجرایی و قانونی حاکم بر فضای دیجیتال در ایران میشود. با وجود استقلال عمل برخی بازیگران فضای مجازی، چارچوبهای قانونگذاری کشور و سیاستهای ناظر بر شبکههای اجتماعی میتواند روی چگونگی گفتوگو و دسترسی به اطلاعات تاثیر بگذارد. حقوق کاربران، شفافیت در مدیریت محتوا، و نحوه اعمال محدودیتهای فنی یا فیلترینگ از جمله مباحثی است که بهطور عملی به بحثهای پژوهشی افزوده میشود. از منظر اجرایی، ضروری است تا ملاحظات حقوقی-چارچوبی به شکل دقیقتری در فرایند تصمیمگیریهای رسانهای و پلتفرمی لحاظ شود تا تعادل بین آزادی بیان و حفظ کنشهای امن و منطبق با قوانین کشور حفظ گردد. در عین حال، مسئولیتپذیری پلتفرمها، ارائه شفافیت در پردازش دادهها و ایجاد سازوکارهای پاسخگویی به کاربران از جمله پیشنهادهای عملی است که میتواند به کاهش مخاطرات سوء استفاده از فضای دیجیتال کمک کند و در عین حال به حفظ فضای گفتوگو و نقد سازنده منجر شود.
