صدور گواهینامه موتورسواری برای زنان: بازتاب تبصره‌ای قدیمی در قانون راهنمایی و رانندگی

زمینهٔ خبری و چارچوب قانونی

مسألهٔ صدور گواهینامهٔ موتورسواری برای زنان در ایران از جنبه‌های حقوقی و اجرایی، به‌طور گسترده‌ای محکم به بحث‌های عمومی تبدیل شده است. اصولاً قانون رسیدگی به تخلفات رانندگی مصوب سال ۱۳۸۹ تبصره‌ای را بیان می‌کند که به‌طور مستقیم به صدور گواهینامهٔ رانندگی موتورسیکلت برای مردان اختصاص می‌دهد؛ عبارتِ «صدور گواهینامه رانندگی موتورسیکلت برای مردان بر عهده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران است» در متن تبصرهٔ مادهٔ ۲۰ این قانون آمده است. این نکته به‌عنوان پایه‌ای برای تفسیرهای مختلف عمل کرده است: آیا قانون با صراحت زنان را از صدور گواهینامهٔ موتورسیکلت کنار گذاشته است یا صرفاً سازوکاری برای صدور گواهینامهٔ زنان را پیش‌بینی نکرده است؟ به گزارش تیم آرشیو کامل، این پرسش‌ها به‌ویژه در مقطع پیگیری‌های حقوقی و اجرایی از سوی نهادهای مرتبط با ترافیک و حقوق شهروندی مطرح می‌شود.

در تحلیل‌های حقوقی پیرامون این مسئله، دو دیدگاه عمده وجود دارد. نخست)، تلقیِ مخالفِ مادهٔ ۲۰ که نیروهای انتظامی را موظف به صدور گواهینامه برای مردان می‌داند و زنان را از این فرآیند کنار می‌کشد؛ دیدگاه دوم)، بر پایهٔ اصلِ اباحه و تفکیکِ میان جرائم و رفتارهای غیرجرمی، مدعی است که تا زمانی که قانونی رانندگی زنان را به‌عنوان جرم تعریف نکرده باشد، زنان هم می‌توانند با رعایت موازین ایمنی در رانندگی گواهینامه بگیرند. هر دو دیدگاه از منظر حقوقی قابل بحث است و به‌واسطهٔ بی‌تفسیر بودن برخی عبارتها، نتیجهٔ عملی آن به محرومیت زنان از برخی پوشش‌های بیمه‌ای و حمایتی در حوزهٔ تصادفات منجر می‌شود. برای روشن‌تر شدن این بحث، مطلوب است به سه محور کلیدی توجه کرد: نخست، بررسی دقیق متن قانونی و تفسیرهای ممکن از اصطلاحات؛ دوم، ارزیابیٔ رویه‌های اجرایی و تفاوت‌های میان قوانین کیفری و حقوقی؛ سوم، تأثیرات اجتماعیِ این وضعیت بر حقوق شهروندی و نقش نهادهای حاکمیتی در رفع این ابهام.

فراز و فرودِ تفسیرِ قانونی: آیا ممنوعیت وجود دارد؟

در بررسیِ تبصرهٔ مادهٔ ۲۰، روشن است که واژهٔ کلیدی «مردان» به‌عنوان شرطِ صدور گواهینامهٔ موتورسواری مطرح شده است. از این منظر، برخی مقاماتِ انتظامی استدلال می‌کنند که این ماده، فرآیند صدور گواهینامه را به‌طور اکدیوی برای مردان بسته است، و در نتیجه زنان می‌بایست از مسیرهای دیگری یا از لحاظ قانونی برای دریافت گواهینامه اقدام کنند. اما از نگاهِ حقوقیِ تحلیل‌های علمی، اصلِ اباحه به‌مثابهٔ یکی از اصولِ حقوقیِ عمومیِ ایران مطرح است و به‌طور مبهم می‌تواند با تفسیرهای متفاوتی بازتعریف شود. به‌عبارت دیگر، اگر در قانونی جرم‌انگاری نشود، اقدامِ زبانیِ قانونگذار ممکن است به برداشت‌های مختلف منجر شود. با این وجود تا زمانی که متنِ قانونی اصلاح یا تفسیرِ رسمیِ جدیدی ارایه نشود، برخی از زنان به‌رغم تسلطِ عملی بر رانندگی، از منظرِ قانونی «فاقد صلاحیت رانندگی» شناخته می‌شوند و این وضعیت می‌تواند باعث دشواری‌های حقوقی در مواقعِ تصادف و بازپرداختِ خسارت شود. همچنین، این وضعیت موجب می‌شود که در برخی موارد، حقوقِ بیمه‌هایِ مرتبط با رانندگی زنان دچار محدودیت یا تزلزل گردد. این مجموعهٔ واقعیت‌ها به‌خصوص در فضایِ اجتماعیِ ایران، پرسش‌های مهمی را پیرامونِ نقشِ قانون در برابرِ حقوقِ فردیِ شهروندان، و همچنین کارآییِ سازوکارهای نظارتی و اجرایی مطرح می‌کند.

اما واقعاً چه تبعاتی از منظر حقوقی و اجرایی در این زمینه وجود دارد؟ اگر گواهینامهٔ موتورسواری برای زنان وجود ندارد یا به‌دلیلِ تفسیرِ قانونیِ خاصی صادر نمی‌شود، در ایامی که افرادِ مذکور تسلطِ کامل بر رانندگی دارند، می‌تواند انتظارِ دریافتِ خسارت از سوی کارشناسِ بیمه با چالش‌های عملی روبه‌رو باشد. به‌علاوه، مادهٔ ۷۲۳ قانون مجازات اسلامی (تعزیرات) گواهی می‌دهد که رانندگی بدون گواهینامه می‌تواند جرم محسوب شود؛ این نکته در عمل می‌تواند به عدم پذیرشِ برخی از ادعاهایِ جبران خسارت منجر شود مگر اینکه اصلاحِ قانونی یا تفسیرِ رسمیِ جدیدی ارایه گردد. در نتیجه، فرایندِ تصمیم‌سازی در این حوزه بیش از هر زمان به تعیینِ خطِ روشنِ بینِ حقوقِ شهروندی و الزاماتِ ایمنیِ ترافیک و نیز نظمِ عمومیِ کشور وابسته است.

پیامدهای اجرایی و اجتماعی

در بُعدِ اجرایی، نبودِ گواهینامهٔ موتورسواری برای زنان می‌تواند به افزایشِ شکافِ دسترسی به خدماتِ حمل و نقل، کاهشِ فرصت‌های شغلیِ مرتبط با موتورسواری، و همچنین کاهشِ پوشش‌های بیمه‌ای در برخی مواقع منجر شود. این پدیده، نه تنها از منظرِ حقوقی و قانونی بلکه از دیدِ جامعه‌شناختی نیز می‌تواند به شکلِ گرهی اجتماعی تلقی گردد که به‌ویژه در شهرهای پرمشغله و با جمعیتِ بالا، با بارِ اضافیِ قابلِ توجهی برای زنان و خانواده‌ها همراه است. از سوی دیگر، این موضوع با برخی از اصولِ اساسیِ عدالتِ اجتماعی در ایران در تقابل قرار می‌گیرد؛ عدالتِ دسترسی به حمل و نقلِ ایمن و کارآمد برای همهٔ شهروندان، بدون در نظر گرفتنِ جنسیت. در این راستا، نیازمندِ بازنگریِ قوانینِ موجود و همچنین بررسیِ رویکردهای اجراییِ مبتنی بر انصافِ فرایند و شفافیتِ رویه‌ها هستیم تا از تداومِ بی‌عدالتیِ عملی جلوگیری شود.

برای روشن‌تر شدنِ این بحث، به‌طور نمونه در برخی از گزارش‌ها و تحلیل‌های پژوهشی، اشاره می‌شود که تبصرهٔ مادهٔ ۲۰ تنها یکی از حلقه‌های زنجیره‌ایِ قانون‌گذاریِ مربوط به صدور گواهینامه است و چنانچه اصلاحِ واضح‌تر و روشن‌تری در قوانینِ کشور صورت گیرد، می‌تواند گشایش‌هایی در رسیدگی به این موضوع ایجاد کند. از منظرِ اجرایی، بازنگریِ جامع در قوانینِ ترافیک و تدوینِ سازوکارهای برابر با حقوقِ تمامیِ شهروندان، به‌ویژه زنان، می‌تواند به کاهشِ پارادوکسِ موجود کمک کند. در نهایت، این موضوع به‌عنوان یک موضوعِ اجتماعی-حقوقی باقی می‌ماند تا زمانی که اصلاحاتِ لازم در متنِ قانون یا رویه‌های اجرایی به‌وجود آید و روشن‌گرِ وضعیتِ حقوقیِ زنان در زمینهٔ رانندگیِ موتورسیکلت باشد.

تحلیل حقوقی-اجرایی

این مسئله از منظرِ حقوقیِ ایران به‌طور همزمان نشان می‌دهد که همواره بینِ نصِ قانونی و تفسیرهای اجرایی فاصله‌ای وجود دارد؛ به‌ویژه وقتی عباراتی مانندِ «مردان» در قوانین درج می‌شود که می‌تواند به بازتعریفِ نقشِ زنان بینجامد. با وجودِ اینکه اصلِ اباحه در حقوقِ ایران می‌تواند به گشایشِ حقوقی منجر شود، در این حالت، تا اصلاحِ قانونی یا صدورِ تفسیرِ رسمیِ جدید، زنان ممکن است با محدودیت‌هایِ عملیِ صدور گواهینامه روبه‌رو باشند. در عمل، این محدودیت‌ها می‌تواند به بی‌ثباتیِ حقوقیِ خانوارها در مواجهه با حوادثِ رانندگی و همچنین ایجادِ مشکلاتِ امنیتی در زمینهٔ بیمه منجر شود. از منظر اجرایی، پیشنهاد می‌شود که مرجعِ قانون‌گذاری با هدفِ حفظِ ایمنیِ ترافیک،، هم‌زمان با تضمینِ حقوقِ شهروندی، به بازنگریِ دقیقِ تبصره‌های قانونی و رفعِ ابهاماتِ تفسیری اقدام کند تا امکانِ صدورِ گواهینامه برای زنان به‌طور روشن و قابلِ قبولِ قانونی فراهم گردد. همچنین، ایجادِ رویه‌های شفاف و همسو با اصولِ عدالتِ جنسیتی در بازرسی‌ها و فرایندهای صدورِ گواهینامه می‌تواند به‌ویژه در مواقعِ بروزِ اختلافات در برابرِ شرکت‌هایِ بیمه و دادگاه‌ها، کارآمدتر عمل کند. به‌همین دلیل، ادامهٔ گفت‌وگوها بینِ نهادهای قانونی، نهادهای انتظامی و نمایندگانِ جامعهٔ مدنی می‌تواند به کاهشِ نگرانی‌هایِ اجتماعی و تحققِ حقوقِ شهروندی در حوزهٔ حمل و نقل کمک کند.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا