پراگماتیسم در سیاست خارجی ایران: از تقابل تا دیپلماسی پشت صحنه
در گفتوگوی امروز با فرهیختگان، کیومرث اشتریان، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران، به صراحت تأکید میکند که گاه در عرصه روابط بینالملل صبوری و صبر برای فرصتها لازم است، اما دیدگاهی که ادعا میکند ما فقط اهل جنگ هستیم و حتی اگر طرف مقابل خواست صلح هم داشته باشد، باز هم به جنگ ادامه میدهیم، رویکردی نیست که او آن را تأیید کند یا فرضاً بتواند از سوی بدنه حاکمیت پشتیبانی گسترده داشته باشد. جمهوری اسلامی طی چهار دهه اخیر نشان داده است که از یک مدل پراگماتیستی در مسیر حل و فصل بحرانها پیروی میکند. این نکته از نمونههای تاریخی روشن است؛ هم در پایان جنگ ایران و عراق و هم در پذیرش کلیات تفاهمنامه اسلامآباد این رویکرد قابل ردیابی است. به گزارش تیم آرشیو کامل، این رویکرد با ارزیابی دقیق از واقعیتهای صحنه بینالمللی شکل گرفته و بهعنوان یک الگوی تصمیمگیری همواره در عملگرایی نهفته است.
اشتریان توضیح میدهد که تفکیک میان نقشها در کشور ضروری است. از یک سو در صحنه عمومی، فرماندهان نظامی باید با بیان حماسی و ایستادگی محکم ظاهر شوند و از صحبت درباره صلح و سازش پرهیز کرده و بر خطوط جبهه تأکید کنند؛ این طبیعت کار نظامی است و وظیفه آنها به افزایش روحیه و انسجام دفاعی مربوط میشود. از سوی دیگر، مقامات سیاسی که در مذاکرات دیپلماتیک و طراحی دیپلماسی مشارکت دارند، وظیفه دارند تصمیمها را پشت پرده و در اتاقهای فکر مطرح کنند تا از پیامدهای داخلی و بینالمللی برخوردار باشند. این تفکیک نقشها نشان میدهد که صحنه دیپلماسی ایران نباید با حرفهای نسنجیده و اظهارنظرهای سطحی به دلها آسیب بزند. در عین حال، او یادآور میشود که در شرایط کنونی با طرفی روبهرو هستیم که به هیچقاعده و قانون بینالمللی پایبند نیست و کمترین احترامی برای حاکمیت ملی کشورها قائل نمیشود. این وضعیت، بهویژه در مقطع فعلی، نشان میدهد که پارادایم تصمیمگیری تغییر کرده و نمیتوان با رویههای سابق و ابزارهای سنتی با چنین طرفی برخورد کرد.
این تحلیل بهویژه به نکتهای اشاره میکند که تغییر پارادایم در روابط با قدرتهای فرامنظره، به ویژه ایالات متحده آمریکا، نیازمند بازنگری است. در برابر امریکا نباید ضعف نشان داد، اما همزمان نباید از مسیرهای قانونی و دیپلماتیک خارج شد. بر این اساس، رویکرد پراگماتیستی ایران به دنبال حفظ منافع ملی، کاهش ریسکهای امنیتی و جلوگیری از گسستهای بزرگ در سطح منطقه است. با این رویکرد، ایران سعی میکند از ابزارهای چندگانه استفاده کند: از یک سو حضور در مذاکرات و طراحی دیپلماسی پشت پرده، از سوی دیگر مقاومت در برابر فشارهای غیرقانونی و تلاش برای ایجاد چارچوبهای گفتوگو که به ثبات منطقه و امنیت ملی منتهی شود. این الگوی تصمیمگیری، که در نمونههای تاریخی مانند پایان جنگ و تفاهمنامههای مهم نیز بازتاب یافته، همواره بهعنوان یک راهبرد عملگرا دنبال شده است. در نتیجه، میتوان گفت که جمهوری اسلامی با تأکید بر پراگماتیسم، میکوشد تا با حفظ خطوط قرمز ملی، از مسیر گفتوگو و واقعبینی برای مدیریت بحرانها بهره ببرد.”,
