گزارش خبری بازنویسیشده از روایت رضا غیور درباره حمله به ساختمان صداوسیما
در شب گذشته و در دو سانس متوالی، نمایش فکری و تجربی تحت عنوان ۲۴ دقیقه و ۳۳ دقیقه در تالار قشقایی تئاتر شهر به روی صحنه رفت. نمایش به نویسندگی و کارگردانی رضا غیور از تهران ارائه شد و با استفاده از یک دوربین صحنه ای و حضور بازیگر و راوی پشت صحنه همراه بود. دوربین اول رو به تماشاگران بود و تصویر آنها به روایتگری در همان صحنه پخش می شد، و دوربین دوم، که در اختیار رضا غیور قرار داشت، به عنوان راوی پشت صحنه عمل می کرد و مخاطبان را به همان نقطه نظر دعوت می کرد. این روایت به شکل تجربی و آزمایشی طراحی شده بود و هدف اصلی آن بیان تجربه ای است که نویسنده با نخستین حمله اسرائیل به ساختمان شیشه ای صداوسیما از نزدیک با آن روبه رو شده بود.
به گزارش تیم آرشیو کامل و به نقل از منابع خبری، نمایش با حضور یک صفحه مانیتور تدوین در پشت صحنه همراه شد و تصاویر و صداهای مرتبط با دوران کودکی تا بزرگسالی را به نمایش می گذاشت. در طول اجرا، مخاطبان تصویر خود را در دوربین سالن می دیدند و این بازنماییِ بی واسطه با حضور راوی در پشت صحنه، حس حضور در یک تجربه شخصی و همزمان جمعی را تقویت می کرد. ۲۴ دقیقه و ۳۳ دقیقه گرایش به روایت یک تجربه شخصی از حمله ای که به ساختمان صداوسیما صورت گرفت دارد و تلاش می شد با زبان نمایش به مخاطب منتقل شود. همچنین در این کار به تدریج جزئیات وضعیت صداوسیما پس از حمله و روند تصمیم گیری مدیران بخش های مختلف اشاره شد تا تصویری از فرآیند بحران در یک سازمان رسانه ای ارائه شود.
بر اساس گزارش ها، کارگردان در طول اجرا با بیان اینکه تجربه او از حمله به ساختمان صداوسیما در ذهنش باقی مانده، به تفاوت بین روایتی که در رسانه ها ارائه می شود و آنچه او از نزدیک دیده پرداخته است. او توضیح می دهد که به دلیل استفاده از یک دوربین و حضور محدود، نمایش از نظر فرم اجرایی بیشتر به سمت تجربه درونی می رفت تا یک روایت خبری خطی. با این حال، برخی مخاطبان در میانه نمایش واکنش های کمتری نشان داده و برخی از کلمات و جملات را به عنوان تکرار یا فرازهای کم شدت تلقی کردند. در نهایت ایده اصلی، یعنی رسیدن به یک فرم تجربی برای نمایش بحران در یک جریان رسانه ای، با وجود پتانسیل های بالقوه، نتوانست به گونه ای عمل کند که بتواند با مخاطب به شیوه مطلوب ارتباط برقرار کند و این امر به عنوان یکی از نکات مهم در بررسی اجرای کار مطرح شد.
در کنار تحلیل اجرایی، اشاره به تجربه کارگران و مدیران صداوسیما نیز در میانه نمایش دیده شد. روایت این بخش از طریق دیالوگ ها و تصاویر محدود ارائه شد تا نشان دهد چگونه پس از حمله، مدت نسبتا طولانی برای تشکیل جلسه مدیران و تصمیم گیری های بحرانی طول می کشد. این نکته به عنوان یکی از واقعیات اجرایی و غیرسیاسی مطرح شد و با هدف نشان دادن جنبه های عملی بحران در سازمان های بزرگ رسانه ای گفتمان پیدا کرد. نمایش به رغم هدف اصلی از بیان تجربه شخصی، نکاتی را درباره مدیریت بحران و نقش خبرنگاران و مدیران اجرایی در مواجهه با رویدادهای غیرمنتظره در اختیار مخاطب قرار می دهد و سعی می کرد با این ترکیب، ارتباط بین زندگی روزمره افراد و رویدادهای بزرگتر را روشن سازد.
با وجود تمامی تلاش ها برای ایجاد تعلیق و ایجاد انسجام با استفاده از تصاویر فرآیند تدوین، برخی از مخاطبان احساس کردند که این کار از نظر ساز و کار اجرایی و جذب توجه مخاطب دچار ضعف است و به همین دلیل نتوانسته است آن گونه که انتظار می رفت با تماشاگر ارتباط برقرار کند. از این منظر، برخی از نکته ها روشن می شود که به دلیل محدودیت های اجرایی و قالب تجربی، کار نتوانست به صورت کامل به زبان تصویر و صدا با مخاطب همراهی کند و شاید یک رویکرد ترکیبی یا اضافه کردن المان های تعاملی می توانست به شدت میزان تعامل مخاطب را افزایش دهد. در عین حال، بازنمایی زمان و احساسات در فضای محدود صحنه و با استفاده از تنها یک دوربین، می تواند فرصت هایی را هم برای کارگردان ایجاد کند تا با بازنگری در فرم اجرایی، در اجراهای آینده به بهره گیری از تجربه های مشابه بپردازد.
در نهایت، نمایش به رغم وجود ایده ای نوآورانه و پتانسیل قابل توجه، به دلیل کمبود جذابیت و ماندگاری کافی برای مخاطب در طول اجرا، نتوانست به اندازه مطلوب با مخاطبان همراه شود. برخی تماشاگران با وجود ستایش از جسارت و نگاه خاص کارگردان، در میانه اجرا احساس کسالت و کاهش تمرکز کردند و این مساله نشان دهنده این است که فرم تجربی در این مورد به اندازه کافی با مخاطب همراهی نکرده است. هرچند که هدف اصلی از این کار، بررسی تجربه ای شخصی در قالبی متفاوت بود، اما استمرار و پایداری جریان روایت در طول زمان نمایش، به نظر می توانست تقویت شود تا در مجموع با نمایش های مشابه در آینده همگام گردد. به گزارش تیم آرشیو کامل، این تجربه نشان می دهد که در عرصه تئاتر نوآورانه، انتخاب قالب روایت و نحوه انتقال تجربه اهمیت به سزایی دارد و برای جذب مخاطب در فضاهای اجراییِ محدود، توجه به تعامل و دینامیک صحنه-بیننده می تواند از نخستین گام ها تا پایان نمایش به نتیجه مطلوب منجر شود.
