مقدمه و زمینه انتشار پژوهش
به گزارش تیم آرشیو کامل، عباس مقتدایی، نایب رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی، در گفتگویی با تمرکز بر حوزه انرژی، به بررسی آسیبپذیری شدید ایالات متحده در این بخش و بازتاب آن در معادلات جهانی پرداخت. او با رویکردی تحلیلی به این موضوع اشاره کرد که دو رویه اخیر آمریکا در برابر ایران و مناطق دیگر، ضعفهای ساختاری در سیاست انرژی و امنیت ملی این کشور را بیش از پیش نمایان میسازد. این سخنان که از سوی یک مقام مسئول در مجلس مطرح شد، بر محوریت ارتباط میان اقدامات اقتصادی-سیاسی آمریکا و تأثیر آن بر ثبات منطقهای و جهانی استوار بود و در ادامه به تفصیل بازگو خواهد شد. در ادامه آمده است که لزوم بازنگری در ادراک صحیح از قدرتهای بزرگ و نحوه تعامل با همسازمانها و متحدان بینالمللی از جمله نکات مهمی است که مقتدایی بر آن تأکید کرده است. به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، این تحلیل با بررسی شاخصهای اقتصادی، ابزارهای سیاسی و تعامل با کشورهای همپیمان در عرصه انرژی شکل گرفته است.
چارچوب تحلیلی مقتدایی درباره اقتصاد انرژی آمریکا
نایب رئیس کمیسیون امنیت ملی با اشاره به رویکرد تجاری رئیسجمهورهای سابق آمریکا، به ویژه دونالد ترامپ، توضیح داد که سیاستهای تعرفهای بهعنوان ابزار کلیدی برای مدیریت سیاسی و اقتصادی به کار گرفته شده است. آنچه از زبان او برمیآید، این است که واشنگتن از مباحث واردات و صادرات به عنوان ابزارهایی برای کنترل شرایط اضطراری ملی استفاده میکند و این رویکرد را در حوزه انرژی به وضوح میتوان پیگیری کرد. مقتدایی در ادامه تأکید کرد که ایالات متحده از قوانینی بهره میبرد که امکان تصمیمگیری مستقل در مدیریت اقتصادی را از دخالت کنگره خارج میکند و بهعبارت دیگر، از این سازوکار بهعنوان ابزار مدیریت وضعیتهای اضطراری ملی بهره میبرد تا با استفاده از فرصتهای اضطراری، منافع راهبردی خود را حفظ کند. به روایت او، این روند نه تنها در زمینه امنیت مرزی یا مهاجرت، بلکه در موضوعات مرتبط با انرژی نیز بهکار گرفته میشود تا راهبردهای اقتصادی-امنیتی ایالات متحده حفظ شود.
در این روایت، مقتدایی به کاهش اثرگذاری برخی سیاستهای آمریکا در سالیان اخیر اشاره میکند؛ با این حال، او میگوید که این کاهش به معنای از بین رفتن کامل کارایی آنها نیست و همچنین با ظهور پیمانهایی چون بریکس و شانگهای، کفه ترازو به سمت اقتصادهای آسیایی سنگینتر شده است. اما بهتصریح نماینده اصفهان، این به معنای بیاثر شدن سیاستهای آمریکا نیست، چرا که ایالات متحده همچنان از ابزارهایی مانند تعرفهها، سلطه دلاری و تراز تجاری با سایر نقاط جهان بهره میبرد. این نکته نشان میدهد که درک دقیق از این سازوکارها برای تحلیل روابط بینالملل و تبیین آینده انرژی حیاتی است.
دو جنگ اخیر آمریکا و پیامدهای امنیتی برای ایالات متحده
نایب رئیس کمیسیون امنیت ملی تصریح کرد که دو جنگ تحمیلی اخیر آمریکا علیه ایران و همچنین درگیریهای نظامی در منطقه غرب آسیا، به نحوی عمیق نقاط ضعف و حفرههای امنیتی این کشور را آشکار ساختهاند. به بیان او، این حفرهها اکنون در سایه فشارهای اقتصادی و سیاسی و کاهش توان پاسخگویی در حوزه انرژی، به تقویت دیدگاههای مخالفان و رقبای آمریکا منجر شده است. مقتدایی همچنین خاطرنشان کرد که ایالات متحده برای حفظ وجهه قدرت خود، با اتکا به تفوق اقتصادی و ابزارهای فشار، سعی در پنهان کردن این ناکارآمدیها کرده است، اما به دلیل آسیبپذیری شدید در حوزه انرژی، حتی برخی از همپیمانان و نهادهای تصمیمگیر جهانی در حال واگرایی با واشنگتن هستند. در این راستا، نماینده اصفهان تأکید کرد که جایگاه فعلی آمریکا در مقایسه با گذشته بهطور چشمگیری تغییر کرده و این موضوع میتواند به تقویت پویشهای چندجانبهگرایانه منجر شود.
او اضافه کرد که با وجود این نقاط ضعف، ایالات متحده بهطور پنهانی به دنبال حفظ نفوذ خود است؛ اما این تلاش با وجود فشارهای جهانی و تغییرات در تراز اقتصادی و سیاسی جهان، بهسختی به نتیجه میرسد. مقتدایی تأکید کرد که این امر باعث میشود کشورهای همسو با آمریکاگر تقسیمبندیهای بیشتری را در روند تصمیمگیریهای جهانی شاهد باشند و در نتیجه، نهادهایی مانند بریکس و شانگهای نقش تعیینکنندهتری در شناسایی فرصتها و استفاده از نقاط ضعف آمریکا ایفا کنند. بهعبارت دیگر، شکلگیری مسیرهای جدید همکاری اقتصادی و امنیتی در سطح جهان میتواند نتیجهای باشد که به نفع موازنههای جدید بینالمللی تمام شود.
جمعبندی و نکات کلیدی
در پایان گفتوگو، مقتدایی با تأکید بر افزایش شفافیت در گزارشهای امنیتی و اقتصادی، بهویژه در حوزه انرژی، خواستار توجه جدی به محدودیتهای اقتصادی امریکا شد و گفت که هرگونه تحلیل از سیاستهای ایالات متحده باید همواره با توجه به ظرفیتهای قانونی و عملیاتی کشورهای دیگر انجام شود. او با توجه به وضعیت کنونی جهان و گسترش همکاریهای منطقهای و جهانی، اشاره کرد که این وضعیت میتواند به تعبیرهای مختلفی از آینده روابط بینالملل منجر شود و با توجه به تغییرات در ساختارهای مکمل مانند برجام و تعاملات منطقهای، تغییرات متناسبی در استراتژیهای امنیتی و اقتصادی کشورهای مختلف به وجود آورد. این سلسله از تحلیلها نشان میدهد که هر گونه تغییر در رویکرد آمریکا در حوزه انرژی میتواند مناقشات جدیدی را در سطح بینالملل ایجاد کرده و فرصتهای تازهای را برای بازیگران جهانی فراهم آورد.
تحلیل حقوقی-اجرایی درباره فضای انرژی و سیاست خارجی آمریکا
در چارچوب قوانین جمهوری اسلامی ایران، آنچه از منظر حقوقی و اجرایی باید مدنظر قرار بگیرد، این است که هرگونه تغییر و رخداد در فضای انرژی جهان با توجه به منافع ملی و منطبق با خطوط قرمز قانونی کشور از منظر دیپلماسی و اقتصاد مقاومتی باید پیگیری شود. این تحلیل نشان میدهد که بهرغم وجود امکانات و ابزارهای اقتصادی و سیاسی در اختیار آمریکا، کشورها میتوانند با اتکاء بر همگرایی منطقهای و تقویت پیوندهای اقتصادی-فنی، امنیت انرژی و تأمین منابع را حفظ کنند. از منظر حقوقی داخلی، استفاده از ابزارهای قانونی و حفظ انسجام در سیاستهای اقتصادی و انرژی برای کاهش آسیبپذیریهای وارده به کشورها ضروری است و این امر میتواند به توازن بیشتری در روابط بینالمللی منجر شود. در نهایت، تقویت همکاریهای جمعی و چندجانبهگرایی میتواند به خنثیسازی برخی از فشارهای یکجانبه و حفظ ثبات بازارهای انرژی کمک کند و در نتیجه، مقابله با فشارهای اقتصادی و امنیتی را برای ایران تسهیل نماید.
