تصویری نو از مسیر عربستان در سالهای آینده یمن
در تازهترین ارزیابیهای ژئوپولتیک خاورمیانه، عربستان سعودی به سوی انتخابی استراتژیک گام میگذارد که به تعبیر برخی تحلیلگران میتواند مرز جدیدی از درگیری را در یمن رقم بزند. با وجود سابقه چندین ساله درگیری و شکستها و دستاوردهای محدود در جبهههای متفاوت، مقامات ریاض رویکردی را در پیش میگیرند که از منظر برخی ناظران، به «همه یا هیچ» تعبیر میشود؛ تصمیمی که همواره با هزینههای سنگین اقتصادی، انسانی و سیاسی همراه است. به گزارش تیم آرشیو کامل، این مسیر از یک سو با تقویت هماهنگیهای منطقهای بین عربستان و امارات و از سوی دیگر با پیامدهای غیرقابل پیشبینی برای ثبات داخلی و منطقهای همراه است. همچنین، اشاره میشود که نگرانیهای امنیتی و مالی پدید آمده از تهدیدهای حملات بلندمدت به زیرساختهای نفتی و تدارکاتی ریاض، میتواند بر تصمیمگیریهای استراتژیک اثراتی عمیق بگذارد و در نهایت توانایی پادشاهی در حفظ تعادل بین فشارهای نظامی و الزامات دیپلماسی را به چالش بکشد. به گزارش تیم آرشیو کامل، تحلیلگران برجسته معتقدند که نتیجهگیری کاخ سفید و پدیدار شدن سناریوهای متنوع از سوی بازیگران منطقهای میتواند معادلات را پیچیدهتر کند و به نحوی، مسیر کارزار را به سمت طولانیمدت هدایت نماید.
در این زمینه، تمرکز اصلی بر تنگه بابالمندب و شهرهای کلیدی جنوب عربستان از جمله مخا و اطراف عدن و تعز است؛ مناطقی که در سالهای اخیر با نوسانات قابل توجهی در جغرافیا و خطوط تماس مواجه بودهاند. نیروهای تحت حمایت ریاض، به رغم برخی پیشرویهای محدود در میدان، با چالشهای پیچیدهای از جمله مقاومت محلی و واکنشهای همپیمانان منطقهای روبهرو هستند. در کنار این مسائل، تهدیدات موشکی و پهپادی از سوی گروههای یمنی همچنان تداوم دارد و به طور دورهای آرامکو، پالایشگاهها و شبکههای انتقال انرژی در جنوب پادشاهی را هدف میگیرند. این درگیریها، در کنار ضربات محدود به زیرساختهای حیاتی، نشان میدهد که تله راهبردی سعودی میتواند به یک جنگ فرسایشی طولانی بدل شود اگر راهبردهای جایگزین دیپلماتیک یا مهار موشکی و پهپادی موفقیتآمیز نباشد. به گفته برخی ناظران، همواره امتیازدهی بیشتر به طرف مقابل نه تنها به کاهش هزینهها نمیانجامد بلکه دامنه مطالبات را گسترش میدهد و در نهایت منجر به بازتعریف خطوط روی زمین میشود.
در این میان، همگرایی فزاینده میان کشورهای منطقه که در پی هماهنگیهای سطح بالا بین پادشاهی سعودی و امارات متحده عربی شکل گرفته است، نشان میدهد که برخی از خطوط تماس و مذاکرات اهمیت استراتژیک یافتهاند. اما وجود اختلافات دیرپا در جبهههای مختلف و نیز فشارهای داخلی برای حفظ ثبات اقتصاد کشور، همواره به عنوان عامل محدودکننده در تصمیمگیریهای کلان عمل میکند. با وجود اینکه برخی گزارشها از پیشرفتهای میدانی محدود و مقطعی در برخی جبههها خبر میدهند، اما هیچکدام از این تحولات نمیتواند تصویری کامل از آینده این کارزار ارائه دهد. تحلیلگران اشاره میکنند که نتیجهگیریهای رسمی و غیررسمی در این مرحله به وضوح نشان میدهد که عربستان به سمت یک رویه جنگی طولانیمدت گرایش یافته است که با پیامدهای مستقیم برای قیمت نفت، هزینههای نظامی و سطح امنیت منطقهای همراه است. در واقع، مسیر کنونی میتواند منجر به بازتعریف مناسبات با همپیمانان و رقبا در منطقه شده و طیفی از سناریوهای دیپلماتیک را جایگزین گزینههای نظامی نماید، اگرچه فعلاً گامهای عملی برای توقف یا تعدیل این کارزار به شدت پیچیده و پرریسک به نظر میرسد.
در پایان، بررسی دادهها و اظهارنظرهای مختلف نشان میدهد که چالش کلیدی پیشروی ریاض، توازن بین قدرتنمایی در میدانهای نبرد و حفظ وحدت داخلی برای تامین منابع مالی و انسانی مورد نیاز است. در شرایطی که برخی مقامات منطقهای از احتمال تلاش برای تثبیت مواضع در بابالمندب صحبت میکنند، همچنان این احتمال وجود دارد که جنگ فرسایشی، با بدنهای از درگیریهای متعدد در مناطق مختلف یمن و همچنین پاسخهای متقابل از سوی نیروهای طرف مقابل، ادامه یابد. برای آینده، به نظر میرسد که تنها ترکیبی از فشار دیپلماتیک، مدیریت منابع و پاسخهای دفاعی مؤثر بتواند از ورود به وضعیت غیرقابل بازگشت جلوگیری کند و از وقوع یک درگیری بیپایان جلوگیری نماید.
بخشهای پایانی این گزارش نشان میدهد که تصمیمگیریهای کلان ریاض intertwined با رویکردهای تهاجمی و تدافعی است؛ به گونهای که هر گام به جلو میتواند با پاسخهایی دوچندان مواجه شود و در نتیجه، از منظر استراتژیک، این کارزار میتواند به یکی از طولانیترین و پرهزینهترین فازهای درگیری در خاورمیانه تبدیل شود. این تحلیل بر پایه دادهها و روایتهای منتشر شده است و ممکن است با نُتهای جدیدی از اطلاعات تطبیق یابد.
