بازنگری خبری از عنوانی متفاوت
فیلمی مستقل به کارگردانی سعید محمدی، با عنوان صاد چشم و جیم گوش، پس از مراحل تولیدی اولیه در مجموعهای از کارگاههای تجربی شکل گرفت و به شکل آثار کولاژگونه به بهرهبرداری رسید. این اثر، که نخستین تجربه کارگردانی مستقل محمدی به شمار میآید، با تکیه بر تصاویر آرشیوی و ترکیب آنها با روایتهای ادبی و بصری، به دنبال ساختاری روایی است که خواننده را درگیر پیچیدگیهای فرم میکند. به گزارش تیم آرشیو کامل، این پروژه به شکل ترکیبی از صحنههای تدوینشده و تصاویر قدیمی ساخته شده و تمرکز اصلی بر رابطه میان کلمه و تصویر است تا مخاطب به مرور زمان با معنای نهفته در هر قاب آشنا شود.
سوابق و زمینههای شکلگیری اثر
محمدی درباره روند شکلگیری این اثر توضیح میدهد که با وجود تجربههای طولانی در حوزه تدوین، تصمیم گرفت تا با رویکردی کاملاً مستقل به کارگردانی بپردازد. او اشاره میکند که از ابتدا به ساخت اثری با استفاده از تصاویر آرشیوی فکر میکرد و در کارگاهی با جمعی از دوستان، ایدهای درباره شهری داشت که در آسمان آن چشمهایی ظاهر میشوند و مردم هر سال مراسمی برای از بین بردن آنها برگزار میکنند. بنابراین طرحی نخستین با الهام از این پیرنگ شکل گرفت و کمکم با عناصر دیگر در هم آمیخته شد. این روند تا رسیدن به ساختاری کولاژگونه ادامه یافت؛ روایتی که نه به صورت مستقیم بلکه با استفاده از نمادها و ترکیبهای تصویری معنای خود را پیش میبرد. به گزارش تیم آرشیو کامل، منابع الهام در این پروژه به کتاب عجایبالمخلوقات اثر محمد بن محمود همدانی مربوط میشود و آنچه در ذهن محمدی شکل گرفت، به تدریج به یک کتاب جادویی در قالب فیلمی تصویری تبدیل شد.
چشمانداز روایی و استفاده از تصاویر آرشیوی
کارگردان توضیح میدهد که مأموریت اصلی او صرفاً نمایش یک مفهوم نبود بلکه ایجاد فضایی است که مخاطب بتواند با روایت آشنا شود؛ بنابراین گامهای اولیه به سمت ساختاربندی روایی برداشته شد، اما همواره تمایل به حفظ پیچیدگی و چند لایه بودن معنا وجود داشت. او تمرکز بیشتری بر فرم روایت داشت تا بر مفهوم واحدی که به صورت مستقیم بیان شود. در این راستا، با استفاده از تصاویر آرشیوی، حدود هزار فیلم را روی تایملاین داخلی پروژه وارد کرده و سعی کرده است با گزینش دقیق، تناسب میان فضا و حال و هوا را حفظ کند. این کار به خواننده این امکان را میدهد که با توجه به موقعیت هر تصویر، به تفسیرهای گوناگون از داستان دست یابد. فوران صوتی و موسیقی داخلی نیز با تصاویر ترکیب میشود تا حس جهانی از فانتزی، ترس و حیرت ایجاد کند.
زبان و ادبیات تصویری: برخورد میان کلمه و تصویر
محمدی بر این باور است که زبان فیلم تنها با صدا و تصویر خلاصه نمیشود؛ بلکه عناصر ادبی نیز به شکل تصویری در میآیند. به عبارت دیگر، متن فارسی و لحن کهن آن به یکی از شاخصهای ایرانی بودن اثر تبدیل شده و نقاشیهای آرشیوی به فضاهای بهوجودآمده یاری میرسانند. با این حال موسیقی فیلم به عنوان بخشی از زبان بینالمللی عمل میکند و برخی ویژگیهای ریتم و ساختار آن ریشه در موسیقی غربی دارد. این ترکیب، به انتخاب او برای ایجاد تعادل بین هویت ایرانی و دستاوردهای جهانی کمک میکند. محمدی توضیح میدهد که تلاش کرده است رابطهای میان تصویر، کلمه و صوت برقرار کند تا در کنار هم یک ساختار روایی پویا پدید آید که از نظر تفسیر باز باشد و هر مخاطب بتواند معنای خود را بیابد.
ایرانیبودن اثر و مرزهای هنری
در گفتوگوی او، مفهوم «ایرانی بودن اثر» در گروی استفاده از متن فارسی و لحن کهن است، اما نسبت به مرزهای میان هنر ایرانی و غیرایرانی تأکید بیشتری بر تمایز میان «هنر اصیل» و «غیراصیل» وجود ندارد. محمدی بیان میکند که هنر درباره انسان است و این اصل در هر فرهنگی وجود دارد. بنابراین با تکیه بر تصاویر آرشیوی و ترکیبهای تصویری، سعی کرده است فضایی بسازد که دارای ریشههای ایرانی باشد اما به زبان جهانی نیز پاسخ دهد. وی همچنین به اهمیت تبدیل شدن داستان به یک روایت قابل دنبال شدن توسط مخاطب اشاره میکند و میگوید که تلاش کرده است تا فهم روایت برای برخی از تماشاگران کار دشواری نباشد، هرچند ممکن است برای برخی دیگر دشوار باشد.
پیوند میان تصویر، متن و موسیقی
در پروژه، پیوند میان کلمه و تصویر به عنوان یکی از محورهای کلیدی مطرح است. محمدی درباره چگونگی این ارتباط توضیح میدهد که در فیلم، تصاویر گاهی جایگزین یکدیگر میشوند و با کنار هم قرار گرفتنشان، کلمه به تصویر و تصاویر به واژه تبدیل میشوند. از این رو، فضاهای ذهنی و تصاویر درونی با کلمات و معنای آنها در تعاملاند و گویی دو جهان موازی در کنار هم شکل میگیرند. موسیقی فیلم نیز به صورت آرشیوی انتخاب شده و در بخشهایی از آن با همکاری دوستان به پرداخت آن پرداخته شده است. این ترکیب سبب شده است که روایت، به شکل یک کتاب جادویی تبدیل شده و مخاطب بتواند به تناسب خود از آن برداشت کند. به گزارش تیم آرشیو کامل، این جنبه از کار به شکلangaپر از پرسشهای پیرامون چیستی معنای روایی است که از طریق مونتاژ و کولاژ به مخاطب عرضه میشود.
فضای انتزاعی و رویکرد اجرایی
محمدی درباره فضای انتزاعی اثر توضیح میدهد که شاید این حالت از تلاش برای تبدیل فیلم به کتابی جادویی ناشی شده باشد؛ جادویی که از ادبیات و نقاشی قابل مشاهده است و اکنون در مونتاژ، کولاژ و روایت نیز تجربه میشود. او معتقد است که همین فضاهای تصویری و دستاوردهای اجرایی میتواند زمینهٔ تفسیری برای مخاطب ایجاد کند، به شرط اینکه کلمات، تصاویر یا حتی حس مشخصی به معنای قطعی و نهایی نرسند. در مسیر ساخت، عناصر گاه جایگزین یکدیگر میشوند و نتیجهٔ کار، از ترکیب آنها به دست میآید. از نظر این کارگردان، این شیوهٔ بیپایان است و هر چه بیشتر به سوی تجربههای جدید میرود، امکان دستیابی به پاسخهای واحد کاهش مییابد. موسیقی آرشیوی، با مشارکت دوستان و با رویکرد پرداختی خاص، به ترکیب اثر با فضا کمک میکند و در نهایت ساختار نهایی را کامل میکند.
پیام اصلی و حقیقتهای اجرایی
محمدی درباره ارتباط اثر با جامعه و شرایط اجتماعی گفت که پنهانکاری یا بیان غیرمستقیم از سنتهای فرهنگی ایران است و در طول تاریخ معاصر نیز هنرمندان برای بیان موضوعات خود به فضاهای زیرزمینی یا شیوههای غیر مستقیم پناه بردهاند. او ضمن پذیرش این نکته، تاکید میکند که هدفش ارائهٔ فرم روایی است که امکان تفسیرهای گوناگون را فراهم آورد و در عین حال با اصول زیباییشناسی و محدودیتهای اجرایی همسو بماند. این رویکرد، نه تنها با ارزشهای فرهنگی ایران همسو است، بلکه از لحاظ فنی و هنری نیز بیانگر یک رویکرد رو به جلو برای سینمای مستقل ایران است. به گزارش تیم آرشیو کامل، این فیلم با این رویکرد به تعادل میان تصویر، واژه و صوت میپردازد و در مسیر خود از هر رویکردی برای رسیدن به زبان تصویری مناسب استفاده میکند.
به گزارش تیم آرشیو کامل
در بخشی از روایت، اشاره میشود که مجموعاً حدود هزار فیلم به تایملاین پروژه اضافه شده و کارگردان با دقت از میان آنها انتخابهایی انجام داده است تا فضا و حال و هوای مطلوب را حفظ کند. این فرایند، که با هدف حفظ انسجام بین تصاویر قدیمی و فضای حاضر انجام شده است، به مخاطب اجازه میدهد تا با مرور زمان ارزشهای نهفته در هر قاب را کشف کند. همچنین، با توجه به اینکه متن فارسی و لحن کهن در بسیاری از نماها به کار رفته، این اثر از منظر فرهنگی و تاریخی به منابع ملی پاسخ میدهد و در عین حال به ساختاری جهانی برای روایت میانجامد. این روش، از نظر مدیران پروژه، برای ایجاد یک تجربهٔ تماشایی غنی و چندلایه مناسب بوده است و به شکل ویژهای به ایدهٔ تبدیل تصاویر به واژه و بالعکس میانجامد.
تحلیل: میان فرم و بیان غیرمستقیم در چارچوب قوانین و ارزشهای جمهوری اسلامی
این تحلیل نشان میدهد که هنر فیلمسازی با رویکرد غیرمستقیم میتواند در چارچوب ارزشهای فرهنگی جمهوری اسلامی ایران پدید آید و با حفظ فاصله اخلاقی و رعایت خطوط قرمز اجرایی، به نمایش ایدههای انسانی و فکری بپردازد. اثر صاد چشم و جیم گوش با استفاده از تصاویر آرشیوی و ترکیبهای بصری-ادبی، نشان میدهد که راهبردهای هنری میتواند بدون بیان مستقیم، به تبیین مفاهیم پیچیده اقدام کند. این رویکرد در گسترهٔ فضای هنری ایران، به عنوان نمونهای از پویاییِ فرم و روایت مطرح میشود که امکان نقدپذیری و تفسیر گسترده را میسر میسازد؛ با این وجود، همواره باید در هر تصمیم اجرایی، ملاحظات مربوط به حفظ استقلال هنری و رعایت چارچوبهای قانونی و فرهنگی لحاظ شود. به گزارش تیم آرشیو کامل، چنین رویکردی میتواند در کنار حفظ اصالت هنری، به توسعهٔ زبان تصویری و گفتوگوهای فرهنگی کمک کند و مخاطبان را به تعمق دربارهٔ معنای روایت هدایت نماید.
