طرح مقابله با جاسوسی مجلس از منظر حقوقی: شش ایراد قانونی و پنج ایراد فقهی

سری از انتقادات حقوقی نسبت به کلیات طرح مقابله با جاسوسی مجلس

در روزهای اخیر، نگاهی منتقدانه به کلیات طرحی که با هدف مقابله با نفوذ سرویس‌های اطلاعاتی و نهادهای بیگانه در کشور مطرح شده است، منتشر شده است. این نگاه منتقد با محوریت نکات فنی و حقوقی سعی دارد زمینه اجرایی و حقوقی مشروعیت طرح را روشن سازد. به گزارش تیم آرشیو کامل، پژوهشگر و تحلیلگر سیاسی-قضایی در توئیتی نکاتی را مطرح کرد که به نظر می‌رسد بتواند ابعاد مختلف طرح را از منظر قانون اساسی و اصول حقوقی روشن کند. در ادامه به تشریح سه دسته ایراد اصلی می‌پردازیم که شامل ایرادات قانونی، ایرادات دستوری و فقهی و همچنین نکات اجرایی می‌شود. این بازنویسی به گونه‌ای انجام شده است که معنا و هدف کلی طرح حفظ شود اما ساختار ارائه و زبان خبری با رویکردی تازه و منطبق با اصول سئو و ساختار خبری تنظیم گردد.

۱) ابعاد مفهومی و دامنه جرم مبهم است

اولین نکته‌ای که به چشم می‌خورد، ابهام شدید واژگانی در متن طرح است. واژگانی مانند “اشراف»، «هدایت»، «آموزش»، «فرق انحرافی»، «ضربه به مصالح» و «مخدوش‌کردن اعتماد» به طور دقیق تعریف نشده‌اند و به تشریح دقیق نقش و حدود هر مفهوم هیچ اشاره‌ای نشده است. این نبود تعریف روشن می‌تواند به تفسیرهای گوناگون از رفتارها منجر شود و در عمل موجب تفاوت فاحش بین یک اقدام پژوهشی یا سیاستی مشروع و یک رفتار مجرمانه گردد. به گزارش تیم آرشیو کامل، مهم است که هر یک از این مفاهیم به صورت روشن در متن قانون مشخص شود تا سوءتفسیرها از بین رود و حدود صلاحیت دستگاه‌ها مشخص گردد. در نتیجه، دامنه جرم باید به وضوح مشخص شود تا از گمراهی یا استفاده سیاسی از این واژگان جلوگیری شود.

۲) رفتارهای عادی و حرفه‌ای بدون سوءنیت جرم‌انگار می‌شود

یکی از محورهای انتقاد این است که متن طرح رفتارهای عادی و معمول مانند مصاحبه با رسانه‌های خارجی یا تبادل اطلاعات در سطح تخصصی را بدون اثبات سوءنیت یا نیت مجرمانه جرم می‌داند. این رویکرد می‌تواند موجب جرایم گسترده‌تری شود که به‌راحتی هر تعامل حرفه‌ای را به خط قرمز تبدیل می‌کند. بررسی‌های قانونی نشان می‌دهد که خطاها یا تفاهم‌ها در حوزه‌های علمی، پژوهشی یا دیپلماسی نباید به سادگی به عنوان جرائم محسوب شوند؛ زیرا این دسته از فعالیت‌ها با اهداف مشروعی مانند تبادل اندیشه، پژوهش و گزارش‌دهی حرفه‌ای همراه است. در نتیجه، باید قیدکرد که جرم در صورت سوءنیت یا خروج از حدود قانونی محقق می‌شود و صرفِ انتشار یا گفت‌وگو با رسانه‌ها نباید به مجازات منتهی شود مگر با احراز حاله خاص و روشن.

۳) دامنه جرم به فهرست‌ها و مجوزهای اداری سپرده می‌شود

در نگاه نقادانه به ماده‌های مربوط به تعریف جرم، برخی متن‌ها را می‌بینیم که دامنه جرایم را به فهرست‌ها و مجوزهای اداری واگذار می‌کند. این شیوه، از منظر حقوقی نقض اصولی است؛ زیرا اصل جرم‌انگاری و تعیین مجازات باید به صراحت در قانون آمده باشد تا بتوان از اصل «قانون‌مندی رفتارها» دفاع کرد. سپردن تعیین دامنه جرم به ارگان‌های اداری یا دبیرخانه‌ها می‌تواند به وضع محدودیت‌های گسترده و فاقد شفافیت منجر شود. برای جلوگیری از این خطر، باید مجازات‌ها و جرایم به صورت مستقیم و با معیارهای روشن در قانون تعیین شود و از هرگونه فهرست‌گذاری اداری که امکان تفسیری یا خام‌اندیشی دارد، پرهیز شود. در این راستا، اصول ۳۶ و ۸۵ قانون اساسی مسجل است که مسئولیت کیفری باید رفتارمحور و قابل اثبات باشد و نه نتیجه‌گیری‌های اداری نامشخص.

۴) مجازات‌های غیرمشروع و بدون علم به خطاها علیه اشخاص اعمال می‌شود

نکته دیگر این است که برخی از بندها اشخاص را بر پایه رفتار دیگران یا حتی بدون دانش و علم و عمد مجازات می‌کند. این رویکرد با اصول مسئولیت شخصی و برائت مطابقت ندارد. از منظر حقوقی، مسئولیت کیفری باید با اثبات علم و دخالت شخصی همراه باشد؛ در غیر این صورت، احتمال صدور احکام نامتناسب یا ناعادلانه بالا می‌رود. به‌عبارت دیگر، هر فرد فقط در صورتی مسئول است که علم یا دخالت او در عمل نقض قانون اثبات شده باشد. وجود چنین ملاحظاتی در متن طرح ضروری است تا از تضییع حقوق افراد جلوگیری شود و عدالت کیفری بهبود یابد.

۵) مجازات‌های نامتناسب و ناقض اصول حقوقی

یکی دیگر از نقدهای کلیدی به متن طرح، شمول مجازات‌هایی نظیر انحلال الزامی، محرومیت دائمی از شغل یا مصادره گسترده اموال است. چنین مجازات‌هایی با تقصیر یا علم متناسب نیستند و می‌تواند حقوق اساسی افراد شامل حق اشتغال را نقض کند. به باور منتقدان، برای هر جرم باید مجازاتی متناسب با شدت و ابعاد آن تعیین شود و احکام باید به نحوی روشن و قابل اجرا باشند تا از خلأهای حقوقی جلوگیری شود. این نکته از منظر حقوقی و فقهی قابل توجه است؛ زیرا عدالت در محاکم و فرایندهای کیفری بر پایه تناسب بین جرم و مجازات بنا شده است و هرگونه افراط در مجازات، به نقض اصول اساسی حقوقی منجر می‌شود.

۶) ایرادات دستوری و فقهی و الزامات هم‌سو با قانون

از منظر دستوری، متن برخی مواد فاقد فعل یا جملات کامل است و این نقص می‌تواند باعث تفسیرهای مختلف شود. از منظر فقهی، به رغم وجود نقدهای عمیق، پنج ایراد کلیدی مطرح می‌شود؛ از جمله مجازات بدون بیان روشن، مجازات بدون علم و انتساب، تضییع حقوق اشخاص بی‌گناه و عدم تناسب تعزیر با محدودیت‌های رفتار مباح. در بازنویسی قابل تأیید، باید جرم‌ها به همکاری آگاهانه با دولت یا سرویس‌های خارجی، انتقال اطلاعات حفاظت‌شده و ایجاد خطر مشخص برای امنیت کشور محدود شوند و برای فعالیت‌های علمی، روزنامه‌نگاری، درمانی، تجاری و بشردوستانه استثناهای روشن پیش‌بینی شود تا توازن حقوقی و شرعی حفظ گردد. در این راستا، رعایت دقیق قوانین جمهوری اسلامی ایران در حوزه‌های اجرایی، حقوقی و فقهی پایه‌ای است که نباید از آن غفلت شود.

تحلیل حقوقی-اجرایی

تحلیلی نقادانه و سازگار با اصول قانون اساسی و چارچوب‌های عملیاتی کشور

در این مقاله تلاش شد تا با حفظ معنای کلی طرح و با بازنویسی محتوایی به صورت ساختارمند، نکات کلیدی مربوط به ایرادات قانونی و فقهی ارائه گردد. رعایت نکته مهم این است که هر گونه محدودیت یا جرم‌انگاری باید با اصول سه‌گانه قانون اساسی ایران همسو باشد: اصل فردگرایی و مسئولیت فردی، اصل بازرسی و شفافیت اداری، و اصل حقوقی بودن جرم و مجازات. از منظر اجرایی، استانداردسازی دامنه جرم در قالب قانونی و تعیین روشن مجازات‌ها، به کاهش سوءتفسیرها و افزایش کارایی در اجرای قانون منجر می‌گردد. همچنین، در تفکیک میان فعالیت‌های مشروع علمی، پژوهشی، رسانه‌ای و دیپلماتیک از رفتارهای مجرمانه باید به وضوح چارچوب‌های قانونی مشخص شود تا از تضییع حقوق افراد جلوگیری شود. به گزارش تیم آرشیو کامل، با توجه به نکات مطرح‌شده، پیشنهاد می‌شود که اصلاحات زیر در متن نهایی اعمال گردد: تعریف دقیق مفاهیم کیفری، پذیرش رفتارهای مشروع در حوزه‌های غیر-politics مانند پژوهش و روزنامه‌نگاری، تعیین دامنه جرم به شکل صریح در قانون و حفظ تناسب مجازات با قانون و با علم.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا