گزارش جدید از ادعای درمانی در مرکز درمانی تهران
به گزارش تیم آرشیو کامل، هشت خانواده از شهرهای خمینیشهر، خوزستان، ایذه، سمنان، تهران و دیگر مناطق کشور روایتهایی مشابه از تجربهای کتابت شده دارند که محور آن ادعای درمان به وسیله روشی شناخته شده به عنوان شوکدرمانی و شبیهسازی ذهن است. در این روایتها گفته میشود فرزندان این خانوادهها در جلساتی که گزارش شده با صدای بلند موسیقی و فضایی بسته و کنترلشده روبهرو بودهاند؛ جلساتی که به گفته والدین، با ضربات جسمی و فشار فیزیکی همراه بوده و در برخی موارد منجر به آسیبهای جسمانی گشته است. به گزارش تیم آرشیو کامل، برخی از این خانوادهها اعلام کردهاند مرکز مورد نظر کانونی برای ارائه خدماتی است که علاوه بر هزینههای سنگین، نتیجهای تضمینی برای بهبود ارائه نکرده است. شرایط ارائه شده برای بسیاری از خانوادهها نگرانیهای ایمنی و سلامت فرزندانشان را افزایش داده است و پرسشهایی را درباره صحت و مشروعیت این شیوههای درمانی ایجاد کرده است.
در این گزارش محور قرار گرفته است که برخی خانوادهها با امید به بهبود وضعیت فرزندان دارای معلولیت یا مشکلات اعصاب و عضلاتی به تهران سفر کردهاند تا از خدماتی استفاده کنند که تبلیغات گستردهای در فضای مجازی و شبکههای اجتماعی درباره آن مطرح میشود. همچنین در گزارشهای ابتدایی آمده است که نزدیک به ۱۵۰ تا ۲۰۰ خانواده از شهرهای مختلف کشور برای درمان یا مشاوره به این مرکز مراجعه کردهاند و به گفته والدین، در هر جلسه یا دوره درمانی، مبالغ سنگینی را پرداخت کردهاند. این روایتها با تأیید و ردهایی از سوی فعالان حوزه اوتیسم و انجمن کاردرمانی ایران روبهروست که به پیگیری قانونی و ثبت شکایت علیه فعالیتهای مرکز اشاره کردهاند. با وجود ادعای داشتن مجوزهای قانونی از سوی مدیر مرکز، سوالهای جدی درباره شیوههای درمانی و ایمنی فرزندان مطرح میشود و بررسی دقیق این ادعاها از اهمیت ویژهای برخوردار است.
متن حاضر بازتابی از روایتهای والدین است و به صورت خبرمحور و گزارشمحور ارائه میشود تا افکار عمومی را نسبت به وضعیت موجود آگاه سازد. با توجه به تبلیغات گسترده در فضای مجازی و ارائه نمونههایی از نتایج ادعاشده، این گزارش به دنبال ارائه یک روایت دقیق و بدون جانبداری از حقیقت موجود است. لازم به ذکر است که در طول نگارش این گزارش، تلاش شده است تا از هر گونه تعمیم غیرواقعی یا اتهامزنی بدون پشتوانه پرهیز شود. در عین حال، واقعیتهای مندرج در این متن بر پایه گفتوگوهای مستقیم با خانوادهها، تصاویر و مستندات منتشر شده و اظهارات مسئولان و نمایندگان مربوط است. به گزارش تیم آرشیو کامل، این نمونه از روایتها تنها بخشی از تصویری گستردهتر از موضوع است و نتیجه نهایی تحقیقات همچنان در حال پیگیری است.
چه میگویند خانوادهها از تجربههای خود
در این بخش، به شکل کلی و بدون انتشار هویتهای فردی، خلاصهای از روایتهای مطرح شده آورده میشود. والدین از حضور فرزندانی با مشکلات مختلف، از جمله اختلالات تکاملی و فلج مغزی، در جلساتی شرکت کردهاند که در تبلیغات آن به عنوان روشی سریع و کارآمد برای بهبود مطرح میشود. برخی از والدین بیان میکنند که پس از این جلسات، فرزندانشان به طور موقت یا مداوم دچار درد شدید یا تشنج شدهاند و یا با مشکلاتی در راه رفتن و نشستن مواجه شدهاند. برخی خانوادهها گزارش کردهاند که برای هر جلسه، مبالغ قابل توجهی پرداخت کردهاند؛ برخی از آنها عددهایی را مطرح میکنند که به صورت میلیونی بیان میشود و برخی دیگر از آنها گفتند که برای مجموعهای از جلسات، کل مبلغی نزدیک به چند ده میلیون تومان به مرکز پرداخت شده است. با وجود این مبالغ، برخی خانوادهها از عدم دستاورد قابل توجه یا بهبود پایدار فرزندشان ابراز ناامیدی کردهاند.
برخی از والدین از توصیف جلسات به عنوان «اتاقی با صدای بلند موسیقی» یا «فضایی که در آن فرزند ما به سختی قابل دسترسی بود» یاد میکنند. در بسیاری از این روایتها، فرزندان در مقابل روالهایی که به نظر میرسد به عنوان مداخلهای فیزیکی تلقی میشود، تحت ضرب و جرح یا فشار فیزیکی قرار گرفتهاند. پدر یکی از کودکان که در اصفهان زندگی میکند، توضیح میدهد که فرزندش پس از حضور در مرکز، با درد و ناآرامی به خانه بازگشت و تشنج کرد. او میگوید: «ما وقتی از داخل مطب خارج شدیم، فهمیدیم که فرزندمان دچار شکستگی در بالای ران شده است. این اتفاق توسط ضربههایی که با چوب به بدن فرزندمان وارد شدند، اتفاق افتاد.» تجربهای که به گفته او تا آن روز بیسابقه بوده است. این روایتها به شدت با شنیدههای برخی از فعالان حوزه توانبخشی و انجمنهای مرتبط همسو است که از تبلیغات غیرعلمی و تبلیغات گسترده در فضای مجازی درباره چنین روشهایی سخن میگویند و به پیگیریهای قانونی اقدام کردهاند.
در بخش دیگری از گزارش، مادر دیگری از خوزستان میگوید که برای ارزشیابی نقشه مغزی فرزندش، او را بدون بیهوشی روی صندلی نشاندند و پس از انجام این فرایند، به خانوادهها گفته شد که تفاوت رنگها در نقشه مغزی نشاندهنده موفقیت درمان است. این روایت گلایهآمیز از شیوههایی است که به نظر میرسد بدون استانداردهای علمی لازم انجام شده و نتیجهای که انتظار میرفته را به همراه ندارد. مادر دیگری از ایذه نیز میگوید که برای هر جلسه، ۱۱ میلیون تومان پرداخت شده و اینکه جلسهها بیش از ۴۵ دقیقه طول کشیده و به توضیح مناسب به والدین در خصوص وضعیت فرزندشان توجه کافی نشده است. همچنین، خانوادهای از ایذه اضافه میکند که برای هر جلسه، فرزندشان تحت فشار و ضربه توسط مربی بوده و در هر جلسه انتظار میرفته است تا در دو سال آینده به طور مستمر به مرکز مراجعه کنند. این روایتها نشان میدهد که با وجود تبلیغات و ادعاهای مرکز، تجربههای واقعی برخی از خانوادهها با هزینههای سنگین و نتایج مبهم همراه است.
واکنشها و پاسخهای رسمی
در مقابل این روایتها، برخی منابع از مرکز درمانی با بیان اینکه مجوزهای قانونی لازم را دارا است، به توضیحاتی درباره هزینهها و روال درمان میپردازند. یکی از مدعیان مرکز، با اشاره به اینکه مرکز او به طور همزمان از بهزیستی و سازمان نظام پزشکی مجوز دارد، توضیح میدهد که برای ویزیت تخصصی و بررسی داروها، پنج میلیون تومان دریافت میشود و هزینه هر نقشه مغزی قبل و بعد از درمان نیز در کنار سایر خدمات، به مجموع مبالغی میانجامد. او همچنین اضافه میکند که مدت دوره درمانی برای هر کودک دو سال است و در طول این مدت، یک ماه پشتیبانی نیز ارائه میشود. با این حال، برخی از منتقدان و فعالان حوزه درمانهای غیرعلمی تأکید میکنند که هیچ تضمینی برای نتیجه درمان وجود ندارد و هرگونه توافق درباره درمان باید با دقت و شفافیت همراه باشد تا از سوءاستفادههای احتمالی جلوگیری شود. به گفته یکی از اعضای انجمن کاردرمانی ایران، برخی افراد بدون داشتن مجوزهای لازم اقدام به ارائه خدمات درمانی میکنند و این فعالیتها غیرمجاز است و باید تحت پیگرد قانونی قرار گیرد. این انجمن همچنین اعلام کرده که سه مرحله شکایت خود را به سازمان تعزیرات حکومتی و سازمان نظام پزشکی ارسال کرده و از مراجع مربوطه خواستار رسیدگی جدی است. این نظرات نشان میدهد که موضوع از دو منظر متفاوت پیگیری میشود: از یک سو نگرانیهای ایمنی و حقوق سلامت کودکان و از سوی دیگر بحث قانونی درباره مجوزها و صلاحیت مداخلات درمانی است.
فعالان و کارشناسان حوزه اوتیسم و کاردرمانی نیز نسبت به تبلیغات غیرعلمی هشدار دادهاند و بر ضرورت وجود صلاحیتهای حرفهای، مجوزهای معتبر و شفافیت در ارائه خدمات تأکید میکنند. آنها میگویند والدین به دلیل وضعیت دشوار فرزندشان ممکن است به توصیههای هر فردی که ادعا میکند درمان میکند اعتماد کنند و در نتیجه در معرض خطر مداخلههای غیرمجاز و عوارض جانبی شوند. برخی از این فعالان به خانوادهها توصیه میکنند برای هرگونه اقدام درمانی، صحت مجوزهای حرفهای ارائهدهنده خدمات را از طریق مراجع رسمی مانند سازمان نظام پزشکی یا دانشگاه علوم پزشکی مربوطه استعلام کنند و از پذیرش هرگونه ادعای درمانی بدون پشتوانه علمی پرهیز کنند. این هشدارها با توجه به خطرات احتمالی ضربات بدنی و عوارض جانبی بلندمدت مطرح میشود و به ویژه برای کودکان معلول حساسیت بیشتری دارد. در این میان، بخشی از گزارشها و اظهارات برای بازگو کردن تجربههای خانوادهها و انعکاس واقعیتها در کنار ملاحظات قانونی منتشر میشود تا به تصمیمگیری درست و آگاهانه برای والدین کمک کند.
کوچکترینِ تأثیرات و پیامدها
در کنار بحثهای صحت و سقم ادعاها و مجوزها، روایتها از آسیبهای جسمی و روحی نیز مطرح است. پارهای از والدین گزارش میدهند که فرزندانشان پس از حضور در مرکز با دردهای مکرر یا تشنج روبهرو شدهاند و برخی از آنها از ماندن در مطب برای مدت طولانی و نبود فضای مناسب برای استراحت شکوه دارند. برخی والدین بیان میکنند که پس از جلسات، فرزندانشان به دلیل فشارهای فیزیکی و صوتی، به سختی به زندگی روزمرهشان برمیگردند و این موضوع بر روحیه و اعتماد والدین نسبت به آینده فرزندشان تأثیر میگذارد. این تأثیرات به ویژه در خانوادههایی با فرزندان دارای معلولیت و نیازهای توانبخشی عمیقتر احساس میشود و در برخی مواقع منجر به استیصال و سردرگمی میشود. در کنار این مسائل، گروهی از والدین و فعالان حقوق مصرفکنندگان سلامت بر اهمیت شفافسازی کامل هزینهها و ارائه گزارشهای دقیق از سود و زیان مراکز درمانی تأکید میکنند تا از سوءاستفادههای احتمالی جلوگیری شود و امکان مقایسه با خدمات معتبر و علمی فراهم گردد.
تحلیل حقوقی-اجرایی
این گزارش با هدف ارائه یک نگاه عمیق و مسئولانه به مسائل مطرح شده نوشته شده است. از منظر قوانین جمهوری اسلامی ایران، هر گونه مداخله درمانی باید با مجوزها و صلاحیتهای لازم انجام شود، و هرگونه استفاده از فناوریهای توانبخشی یا رویکرد درمانی باید با روشهای علمی و مستند صورت گیرد تا از سلامت و ایمنی بیماران به ویژه کودکان حفاظت شود. تبلیغات گسترده و ارائه وعدههای درمانی بدون شواهد قابل اعتماد، میتواند به خطرات جدی برای خانوادهها منجر شود و به اعتبار حرفهای مراکز درمانی آسیب بزند. در این راستا، توصیه میشود که خانوادهها قبل از هر تصمیم درمانی، مدارک مجوزهای حرفهای ارائهدهنده خدمات را بررسی کنند و از طریق مراجع قانونی مربوط، صحت این مجوزها را پیگیری نمایند. از سوی دیگر، مراجع قضایی و نظارتی باید با شناسایی شیوههای تبلیغاتی غیرعلمی و هرگونه تضییع حقوق سلامت، به تقویت سازوکارهای شفافسازی و پاسخگویی عمومی اقدام کنند تا اعتماد عمومی نسبت به مراکز درمانی و خدمات توانبخشی حفظ شود. به هر حال، سلامت کودکان و امنیت جسمانی آنها اولویت اصلی است و هر گونه رویکرد درمانی باید با پشتیبانی علمی، تجربه حرفهای و نظارت مناسب اجرا شود. این تحلیل تنها بر پایه بازتاب خبر و گفتههای طرفهای مختلف است و نمیتواند جایگزین تحقیقات مستقل حقوقی یا پزشکی باشد.
کدگذاری دقیق گفتارهای موجود، همراه با مجموعهای از پاسخهای رسمی و تاییدیههای قانونی، میتواند به روشن شدن ابعاد مختلف این موضوع کمک کند. با توجه به پیچیدگی این پرونده و وجود ادعاهای مختلف، انتظار میرود مراجع ذیربط در آینده نزدیک گزارشهای تکمیلی ارائه دهند و نتیجه بررسیهای خود را اعلام کنند. در نهایت، انتظار میرود که رسانهها و جامعه مدنی با حفظ تعادل و رعایت ملاحظات قانونی، به بازتاب دقیق و منصفانه این رویدادها بپردازند تا از تداوم آسیبها به کودکان جلوگیری شود.
