اعطای ششمین نشان عالی خورشید به ضابطیجهرمی؛ پاسداشت پنجاه سال عمر در سینمای مستند
به گزارش تیم آرشیو کامل، مراسم اعطای شکلِ ششمین دوره نشان عالی خورشید با حضور جمعی از استادان، دانشجویان، همکاران و علاقهمندان به هنر و پژوهش در زمینهٔ سینمای مستند برگزار شد. مراسم که با هدف گرامیداشت پنجاه سال فعالیت مستمر و اثرگذار استاد دکتر احمد ضابطیجهرمی برگزار میشد، با نمایش بخشهایی از آثار او و پیامهای از شاگردان و همکاران مواجه شد. در این نشست، چهرههای شاخصی از رشتهٔ تدوین، پژوهش و آموزش سینمای مستند حضور داشتند و از تجربه و دانش او تمجید کردند. به گزارش تیم آرشیو کامل، این رویداد به دلیل تغییر برنامههای سابقاً تعیینشده با تأخیر برگزار شد و از همین رو محتوای سخنرانان به گونهای تنظیم شد که از نظر زمانی همسو با حال و هوای مراسم باشد.
در آغاز مراسم، دستاندرکاران با یادآوری مسیر طولانی و پرمشقتِ ضابطیجهرمی، توضیح دادند که فعالیتهای او صرفاً به تدوین یا تولید فیلم محدود نبوده است بلکه در زمینههای پژوهش، تألیفات، ترجمه و آموزش نیز اثرگذار بوده است. یکی از سخنرانان نخست، مرتضی رزاقکریمی، رئیس هیئت امنای نشان عالی خورشید، با اشاره به سالها آشنایی و شاگردی غیرمستقیم گفت که اهمیت فعالیتهای او تنها در فیلمهای او خلاصه نمیشود؛ بلکه ساختن گفتمان در سینمای مستند و پیوند بین تجربه و دانش نظری از ویژگیهای کمنظیر او است. رزاقکریمی توضیح داد که بسیاری از مباحث او بعدها در تألیفاتش نیز بازتاب یافته و به حافظهٔ مکتوب سینمای مستند ایران افزوده شده است. در ادامه، رزاقکریمی به نقش «خورشید» اشاره کرد که این نماد، بهسان روشنایی و آگاهی، میتواند چراغ راه نسلهای آینده باشد و پاسداشت او تنها تقدیر از یک کارنامه نیست، بلکه پاسداشت دانش و تجربهای است که به نسلهای بعد منتقل میشود.
بخشهایی از حافظهٔ مستند ایران از طریق نمایشِ آثارِ ضابطیجهرمی در این مراسم به نمایش گذاشته شد و پیامهایی از شاگردان و همکارانی که به دلیل محدودیتها امکان حضور فیزیکی نداشتند نیز پخش شد. یکی از نکات برجستهٔ این بخش، تأکید بر این بود که سینمای مستند تنها یک محصول تصویری نیست بلکه زبانِ بیانیِ عمیقی است که با واقعیت و ساختارهای جامعه در تعامل است. با توجه به این دیدگاه، حضار به نقش ضابطیجهرمی در فراگیرسازی طبقهبندیها و تعاریف جدید در زمینهٔ مستندسازی اشاره کردند و گفتند که او با پیوند دادن پژوهش و تجربه، بهاندازهٔ کافی به نسلهای بعدی آموزش داده است.
در میان سخنرانانِ حاضر، اسامی شاگردانی از نسلهای مختلف همچون اسفندیار حبیبنژاد و مهدی زمانپور کیاسری به چشم میخورد که از دوران دانشجویی تا امروز با استاد همراه بودهاند. حبیبنژاد در بیان خاطرات خود گفت که زندگیاش از نخستین دیدار با استاد آغاز شده و آن دیدار زمینهساز یادگیریهای عمیق اخلاقی و حرفهای شده است. زمانپور کیاسری نیز به عنوان یکی از شاگردانِ با سابقه، از نقش استاد بهعنوان «معمار زیستن» یاد کرد و توضیح داد که درسها فراتر از کلاس و تدوین است و در سفرها و زندگی روزمره نیز آموخته شده است. تمرکز بر آموزههای اخلاقی و انسانی، بخش دیگری از نکات کلیدی این مراسم بود که اکثر حاضرین بر آن تأکید کردند.
در ادامهٔ برنامه، رضا یا پیامهایی از مدیران و همکاران شبکههای مستند پخش شد. این پیامها ستایشگرِ دگرگونیهای ایجادشده توسط ضابطیجهرمی در حوزهٔ تدوین و پژوهشِ سینمای مستند بود. روایتها نشان میداد که او در هر دوره با سفرهای پژوهشی و کارگاههای آموزشی، نسخهٔ بومیِ سنتهای ادبیات ایران را با زبانِ نوینِ سینما تلفیق کرده و به نسلهای آینده منتقل کرده است. در بخش پایانی مراسم، حکم و نشان ششّـمین دورهٔ خورشید به دکتر احمد ضابطیجهرمی اهدا شد و او با سپاس از همهٔ دستاندرکاران آغاز سخنان خود را با عبارتی از آغازِ زندگینامهٔ فردیِ خود آغاز کرد:
- او از پدر و مادر خود یاد کرد و خاطرهای از سالهای جوانی به هنگام رفتن به تهران برای ادامهٔ تحصیل را نقل کرد.
- وی با اشاره به جملهای از پدر خود گفت که هرکارهای که انتخاب کنید، باید به کار خود پایبند بمانید و به مردم خدمت کنید.
- ضابطیجهرمی تأکید کرد که هیچگونه تغییری در مسیری که برای سینما و آموزش در ایران ساخته است، نداده و تا آخرین نفس، به این حرفه وفادار بوده است.
وی همچنین از جایگاه فرهنگ و هنر در شکلگیری هویت ملی سخن گفت و بر امنیت و ثبات محیط هنری برای آفرینشِ آثار کیفی تأکید کرد. او مستند را یکی از بهترین مسیرها برای آموختن وجوه مختلفِ سینما دانست و به دانشجویانی که در مسیرهای گوناگونِ سینمایی مردد هستند، توصیه کرد که اگر میخواهند درک و تسلط خود را بر زیباییشناسی و فنون سینما بسازند، مسیر مستندسازی را اختیار کنند. این بخش از سخنانِ استاد، از جملهٔ دورانی بود که نشان خورشید را به نمایشی از یادگارهای فرهنگی و هنری ایران تبدیل کرد. در پایان مراسم، ضابطیجهرمی با تأکید بر این که افتخارِ اصلیِ او شاگردانش هستند، گفت که آموزش و تربیت نیروهای هنری، مهمترین میراث اوست و اگر در آینده نیز به فعالیتهای آموزشی ادامه دهد، این مسیر را با همت و پشتکار پیگیری خواهد کرد. متنِ سخنانِ او با جملهٔ «افتخار من شاگردان من هستند» به عنوان پایانبخشِ مراسم ثبت شد.
در این مراسم، جمعی از چهرههای معتبر حوزهٔ مستندسازی و آموزش حضور داشتند، از جمله حسین ترابی، محمد تهامی نژاد، فرهاد ورهرام، محمدمهدی عسکرپور، منوچهر شاهسواری، همایون اسعدیان، علیرضا حسینی، سعید رشتیان و دیگران که هر کدام با بهجا آوردن ذکرِ یادکردهای مختلف، به یادِ استادِ برجستهٔ صنعت تدوین و سینمای مستند ایران افتخار کردند. این رویداد که با پخش تصاویر و یادداشتهای شاگردان ادامه پیدا کرد، نشان داد که چگونه نسلهای مختلفِ سینمای ایران به یاد و قدردانی از کسانی میپردازند که با دانش و اخلاق حرفهایِ خود، ساختارِ این هنر را شکل دادهاند. در پایان مراسم، حضار با حضور حافظهٔ مشترکِ آموزشیِ استاد، به سوی آیندهٔ سینمای مستند ایران گام برداشتند و از طریق این نشان، چراغِ راهی برای نسلهای آینده روشن شد. به گزارش تیم آرشیو کامل، این رویداد با حضور شاگردانِ بسیاری از زمانهای مختلفِ دانشگاهی و حرفهایِ کشور، به نوعی شکلِ همآواییِ فرهنگی بین نسلها تبدیل شد.
تحلیل: نقش و چالشهای اجرایی یادها و نشانهای فرهنگی در ایران
این رویداد نشان میدهد که چگونه مراسم و نشانهای فرهنگی در ایران میتوانند به بازتابی از تاریخِ فعالِ یک حرفه تبدیل شوند و با این وجود حفظِ هویتِ ملی و ارزشهای فرهنگی را نیز در نظر بگیرند. از منظر اجرایی، تداومِ برگزاری چنین مراسمی نیازمند هماهنگی دقیق بین دستگاههای فرهنگی، رسانهها و شبکههای تخصصی است تا پیامِ مشترکِ ارزشمندِ این رویداد به درستی به مخاطبان منتقل شود. همچنین، با افزایشِ تعدادِ شاگردانِ استادان، حفظِ توازن بین روایتهای تخصصی و روایتهای عمومی اهمیت پیدا میکند تا هر دو گروهِ علاقهمندان به سینما بتوانند از این میراث بهرهمند شوند. جمهوری اسلامی ایران با تقویتِ ساختارهای پژوهشی و آموزشی در حوزهٔ سینمای مستند، میتواند از این رویدادها برای تقویتِ سطحِ کیفیِ آثار و ارتقایِ سطحِ دانشِ فنیِ نسلهای آینده استفاده کند؛ به شرطِ آنکه رویکردهای اجرایی از جنبههای سیاسی و امنیتی فاصله بگیرند و به نکاتِ اجراییِ غیرسیاسی و آموزشی توجه کنند. این تحلیل نشان میدهد که سرمایهگذاری در آموزش، پژوهش و استمرارِ رویدادهای فرهنگی میتواند به ایجادِ یک شبکهٔ کارآمد از هنرمندانِ مستند منجر شود که بهویژه در قالبِ نمایش، پژوهشهای علمی و مباحثِ نظری، به حافظهٔ ملی کمک میکند. در عین حال، برای حفظِ اعتماد و انسجامِ اجتماعی، لازم است تا رسانهها با دقت و تعهد، همهٔ روایتها را منعکس کنند و از هرگونه جهتدهیِ غیرعلمی یا تبلیغی پرهیز نمایند. این رویداد به ما نشان میدهد که چگونه میتوان با حفظِ اصولِ فرهنگیِ ملی، به گفتوگوهایِ سازنده دربارهٔ سینمای مستند ایران پرداخت و به نسلهای بعد یاد داد که چگونه از تجربهٔ پیشکسوتان بهره ببرند و آن را به عنوان سرمایهای برای توسعهٔ فرهنگِ تصویریِ کشور به کار گیرند.
