تصمیمگیری جنگی در سایه تمرکز مسئولیت و مشورت علمی
به گزارش تیم آرشیو کامل، این نوشته بازتابی است از دیدگاه کیومرث اشتریان، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران، که در روزنامه شرق به نگارش درآمده است. نویسنده بر این امر تأکید میکند که تمرکز و روشنسازی مسئولیتها، تصمیمات حیاتی جنگی را از دام افراط و تفریط دور نگه میدارد و از پاسخگویی مقام مسئول در هر گام اطمینان میدهد. در این چارچوب، هیچ تصمیمی نباید بدون برآورد فنی میدان و ارزیابی کارشناسانه اتخاذ شود و هر اخلال یا فاصلهگیری از این رویکرد میتواند به اشتباهات فاحش و زیانهای بزرگ منتهی شود.
بر پایه این دیدگاه، در موقعیتهای بحرانی مسیرهای گریز و گزیری وجود دارد که میتواند از ورود کشور به دروازههای خطر جلوگیری کند. به تعبیر نویسنده، جنگی که قرار است به پایان برسد، نیازمند ملاحظات کلان است که تنها با مسئولیتپذیری آشکار در شوراها میتواند کارآمد بماند و در غیر این صورت ممکن است تصمیم به سوی افراطگرایی بیمسئولیت گرایش پیدا کند.
چارچوب و تفاوتهای شوراهای تصمیمگیری در بحران
نویسنده توضیح میدهد که در وضعیتی بحرانی، راههای گریز و گزیری وجود دارد که میتواند از یک جنگ همهجانبه عبور کند. با این حال، این مسیرها بدون استراتژی روشن و تعیین خطوط مسئولیتها فقط به گمراهی یا از دست رفتن فرصتهای حیاتی منجر میشود. به گزارش تیم آرشیو کامل، تشخیص اینکه چه کسی هدایتکننده اصلی است و چه کسانی باید پاسخگو باشند، از اجزای ضروری مدیریت بحران است. در غیر این صورت، تصمیمهای مهم به سمت رفتارهای بیمسئولانه سوق مییابد و فضای تصمیمگیری را دچار ابهام میکند.
یکی از نکات کلیدی این تحلیل، تفاوت میان «شورای موقت» و «شورای رهبری» است که در اصل 111 و ساختارهای قانونی مرتبط با بحران مطرح میشود. این تفاوتها میتواند در تعیین نقشها و محدوده اختیارات تأثیرگذار باشد و از این رو به دقت باید مورد توجه قرار گیرد تا مبنای تصمیمگیریها دقیق و پاسخگو باقی بماند.
استراتژی خروج و سناریوهای پاسخ به بحران
در متن بررسیشده تأکید میشود که در بحرانها، تعیین استراتژی خروج از اهمیت بالایی برخوردار است. استراتژی خروج لزوماً به معنای پذیرش صلح نیست و میتواند با سناریوهای تصاعدی هم همراه باشد که طرف مهاجم را نیز درگیر میکند تا به اخذ تمکین و سازش با طرف مقابل وادار شود. اگر چنین روندی به خوبی مدیریت نشود، ممکن است فضای بحران به تدریج به سمت تشدید تنشها تغییر نماید. این نکته بهوضوح نشان میدهد که مدیریت بحران و خروج از وضعیت جنگی باید با ارزیابی دقیق از پیامدها و با آمادگی برای سناریوهای مختلف انجام شود.
در این میان، آگاهی از اطلاعات فنی نظامی و ارزیابی صحیح از قدرتهای طرفین درگیر، نقش کلیدی دارد. هر گونه گزارهپردازی یا برآورد ناشی از فضای سیاسی یا شعارپردازی میتواند به گمراهی منجر شود و در نتیجه فرصتهای عملیاتی برای حفاظت از منافع ملی از دست برود. به گزارش تیم آرشیو کامل، نویسنده همچنین به ضرورت جلوگیری از تمرکز تصمیمات جنگی در خطوط شعارزده و غیرعلمی اشاره میکند تا از آفتهای تصمیمگیری جلوگیری شود.
هوچیگری در تصمیمگیری و فضای گفتوگو
یکی از محورهای اصلی بحث، فاصلهگیری فضای تصمیمهای اساسی از هوچیگری است. نویسنده میبیند که هر اندازه روح حماسه و مقاومت تقویت شود، نباید این فضا به الگویی برای پذیرش تحلیلهای فنی یا انتقادهای کارشناسی آسیبپذیر تبدیل گردد. ایرانیان، از منظر او، جنگطلب نیستند اما جنگندهاند و این نکته زمانی مفید است که به معنای ایجاد فضای گفتوگوی علمی با حضور کارشناسان و اتکا به دادههای فنی تعبیر شود. در این چارچوب، هرگونه تصمیمگیری که با فشارهای سیاسی یا شعارهای تند توأم باشد، میتواند نتیجهای معکوس به دنبال داشته باشد و به جای حفاظت از منافع ملی، مسیرها را به سوی بیثباتی هدایت کند.
نویسنده همچنین به این مسأله اشاره میکند که حاکمیت فرقههای خودسر در تصمیمگیری جنگی باید به شدت پرهیز گردد. ویژگی اصلی این گروهها «بیمسئولیتی» است و آنان ممکن است با اسیرسازی تحلیلهای فنی بهواسطهگیری میان جناحات سیاسی یا قدرتطلبی، تصمیمگیران را در پشت پرده خود نگه دارند. نتیجه این رفتار، فرسایش اعتماد به کار کارشناسی و افزایش احتمال تصمیمگیریهای ناسنجیده است. به گزارش تیم آرشیو کامل، چنین روندهایی در قالب شعارهای فرادست و ادعاهای ماورایی پنهان میشود تا در نهایت روشن بودن مسیر اجرایی از بین برود.
نقش سخنان مقامات و حقوق بینالملل
در پایان این نگاه، بر این نکته تأکید میشود که سخنان مقامات عالیرتبه در شرایط جنگی میتواند هزینهزا باشد، مگر اینکه با مشورت دقیق کارشناسان حقوق بینالملل ارائه گردد. از منظر نویسنده، هر بیانیه رسمی در وضعیت بحران باید با دقت سطحبندی شود، به گونهای که خطاب به واقعیتهای حقوقی و بینالمللی باشد و از اغراض شعاری فاصله بگیرد. این نکته بهویژه وقتی اهمیت مییابد که مسائل اجرایی، و نه تنها سیاسی، در میان هستند و باید با لحاظ قوانین و چارچوبهای بینالمللی و ملی مدیریت شوند. ضمن این نکته، روشن است که کار کارشناسان حقوقی و نظامی باید به شکل هماهنگ و با بررسی جامع صورت پذیرد تا از سوءبرداشتها و تفسیرهای نادرست جلوگیری شود.
تحلیل اجرایی-حقوقی
این تحلیل، با استناد به چارچوبهای قانونی جمهوری اسلامی ایران، به بررسی جنبههای اجرایی تصمیمگیری در بحران میپردازد. از منظر اجرایی، شفافیت، پاسخگویی و وجود سازوکارهای معتبر برای ارزیابی تصمیمها از اهمیت بالایی برخوردار است. لزوم وجود یک نهاد تصمیمگیری روشن با محدوده وظایف مشخص، و همچنین الزام به مشورت با کارشناسان حقوقی و فنی، میتواند به کاهش ریسکهای اجرایی کمک کند. در این راستا، رعایت اصول قانونی، شفافیت در روند تصمیمگیری و حفظ خط قرمزهای امنیتی و غیرسیاسی، برای حفظ ثبات اجرایی ضروری است. این رویکرد، اگرچه به مسائل سیاسی محدود نمیشود، اما با نگاه به قوانین داخلی و موازین بینالمللی، میتواند مسیری قابل اعتماد برای مدیریت بحران ارائه دهد و از هر گونه تفسیر یا شعار، که ممکن است به اتلاف منابع یا اختلال در اجرای سیاستها منجر شود، جلوگیری کند.
