یا صاحبالزمان: روایت حضور پدر هندی در مهدیه تهران برای شفای فرزند فلج
به گزارش تیم آرشیو کامل، داستانی که در فرایند مرور روایتهای تاریخیِ مهدیه و فعالیتهای دینی در تهران شنیده میشود، به روایت حضور یک مرد زرتشتی از هند در تهران و تلاش او برای استفاده از دعا و توسل به امام زمان(عج) میپردازد. این روایت با تأکید بر اهمیت دعا، توسل و امید به عنایت حضرت مهدی(عج) در لحظات دشوار زندگی، یکی از نمونههای دیدهشده در میان تجربیات مردمانِ با پیشینههای گوناگون است که به شکل شفاهی منتقل شده و توسط محافل دینی منطقه به عنوان روایتِ ارجگذاریِ امید شناخته میشود. به گزارش تیم آرشیو کامل، این داستان از زبان مترجمِ همراهِ جوان هندی نقل شده و به شکلِ رواییِ دعوتی در محیط مهدیه به تصویر کشیده میشود.
در این روایت، جوانی از هند که به مهدیه تهران آمده بود، درباره فرزند دو سال و نیمهٔ خود توضیح داد. او گفت که فرزندش فلج است و برای درمانِ او به سفرهای متعددی به کشورهای مختلف رفته است، اما با وجود صرف هزینههای سنگین همچنان وضعیت فرزندش بهبود پیدا نکرده است. او با اشاره به ارتباطی که با برخی از اعضای جامعهٔ زرتشتیان یزدیِ بمبئی داشت، توضیح میداد که نوارهای دعای ندبه از طریق دوستانِ او در ایران پخش میشد و این نوارها موجب آشناییِ او با مهدیه تهران و ظرفیتِ دعا برای شفا شد. او همچنین با ترجمانِ یکی از حاضرین توضیح داد که به محض شنیدن صداهای دعا و الهام از نوارها، به این نتیجه رسید که در تهران میتواند به امام زمان(عج) توسل جوید و فرزندش را به شفا در این محیط بسپرد.
according to the account, the translator conveyed that the man did not speak Persian but Urdu, and that بسیاری از زرتشتیان یزدی که در بمبئی زندگی میکردند، نوارهای دعای ندبه مهدیه را برای آنها ارسال میکردند و هر جمعه این نوارها پخش میشد. او گفت: «ما امام زمانی داریم. فرزندم بیمار است و او را برای درمان به کشورهای مختلف بردهام. هزینهٔ بیشتری هم لازم باشد، پرداخت میکنم.» از این گفتگو روشن میشود که انگیزهٔ سفرِ ایران صرفاً به قصد درمان جسمی نبود، بلکه زیربنای عاطفی و ایمانیِ عمیقی داشت که با مفهومِ توسل و اعتماد به عنایتِ امام زمان(عج) گره خورده بود.
در ادامه روایت آمده است که پس از آشنایی با مهدیه و چشیدن فضای دعا و توسل، تصمیم گرفته شد تا اول خودِ او به تهران بیاید و مهدیه را ببیند و برای فرزندش جا رزرو کند و سپس، با همراهیِ فرزندش برای حضور در آنجا اقدام کند. برای مدتی، او در خانهای که میانِ جمعیتِ مهدیه وجود داشت، پذیرایی شد و همچنان بر این باور بود که هر مقدار پول لازم باشد، میپردازد، اما شرطی هم وجود داشت: اگر امام زمان(عج) فرزندش را شفا دهد، آنگاه آن کودک مسلمان شود. این شرط توجه به محورِ ایمان و پذیرشِ دین را نشان میدهد و به وضوح گویای چرخشِ فکریِ یک پدر نسبت به امیدی است که از طریقِ دعا و توسل در برابرِ دشواریهای زندگی پدید میآید.
پس از چند روز، در یک جلسهٔ جمعی در مهدیه، از او خواسته شد تا در میان جمعیت بنشیند و برای حاجتهای خود و فرزندش از امام زمان بخواهد. به گفتهٔ مترجم، او جملهای را فرا گرفت و تنها به تکرارِ همان عبارت بسنده کرد: «یا صاحبالزمان، یا صاحبالزمان.» چنین لحظهای، با حضورِ جمعیت و با فضایِ معنویِ مجلس، حالِ مشابهی در حاضران برانگیخت و احساسِ همبستگیِ جمعی را تقویت کرد. کمتر از چهل روز از این ماجرا گذشته بود که نامهای همراه با تصویری از همسر و فرزندِ او برای راوی ارسال شد. در آن تصویر، فرزندِ او در کنارِ عکسِ همسرش دیده میشد و روی تصویرِ فرزند، علامت ضربدر قرار داشت. در کنار عکس نامهای به زبان انگلیسی نوشته شده بود که با ترجمه معلوم شد: «از شما تشکر میکنم. وقتی به کراچی و سپس بمبئی رسیدم، با همسرم تماس گرفتم و از او خواستم به فرودگاه بیاید. وقتی به فرودگاه رسیدم، فرزندم را دیدم که راه میرود؛ همان کودکی که دو سال و نیم فلج بود.» با محاسبهٔ زمانِ این اتفاق، فهمیده میشود که دقیقاً همان ساعتی بوده است که در مهدیه جوان به صدا درآوردنِ عبارتِ «یا صاحبالزمان، یا صاحبالزمان» را به خاطر سپرده بوده است. این روایت به نقلِ مرحوم شیخ احمد کافی، نمونهای از توسل و امید به امام زمان(عج) است و بر اهمیتِ دعا و پناه بردن به حضرت در لحظات دشوار تأکید میکند.
در کنارِ روایتِ رواییِ بالا، باید به نکتههای فرهنگی و اجتماعی نیز توجه کرد. حضورِ یک فرد از دیگاهِ دینِ غیرِ مسلمان یا غیرِ شیعه در فضاهای مذهبیِ ایرانیِ بزرگتر، گویای ظرفیتِ تعامل و احترام به مناسبات دینیِ دیگران است که در چارچوبِ قوانینِ اجتماعیِ کشور، همسو با ارزشهایِ انسانیِ همزیستیِ مسالمتآمیز مینماید. این روایت، اگرچه از منظرِ ایمان و سازگاریِ فرهنگی تفضیل یافته است، اما به طورِ صریح نشان میدهد که فضاهای عمومیِ مذهبی میتوانند محلی برای گفتوگویِ انسانیِ عمیق، و خارج از چارچوبِ تبعیضآمیز باشند. در این راستا، روایتِ یادشده همچنین به تقویتِ باورِ تودهای نسبت به قدرتِ دعا و تقویتِ حسِ همدلیِ اجتماعی میانجامد. به گزارش تیم آرشیو کامل، این داستان با روایتی آرام و با کمترینِ دخل و تصرفِ جانبی، به مخاطبان ارائه میشود تا به دور ازِ هرگونه شایعه یا اغراق، تصویری از زندگیِ معنویِ روزمرهٔ مردمِ با پیشینههای متفاوت ارائه دهد.
در پایانِ این گزارش، ذکرِ نکتهای مهم وجود دارد: هر چند این روایت، نشانگرِ قدرتِ آرامِ ایمان است، اما نباید آن را به عنوانِ مدرکِ پزشکی یا علمیِ شفایِ فرزندِ بیمار دانست؛ این گونه روایتها بیش از هر چیز، بازتابِ تجربهٔ انسانیِ امید و پناه بردنِ به نیروهای فراتاریخیِ جهان است و به لحاظ خبری باید با دقتِ منابعِ اصلی و بدونِ بزرگنمایی منتشر شوند. در عینِ حال، این رویداد نشان میدهد چگونه روایتهای دینیِ مشترک میتواند به تقویتِ حسِ همبستگیِ اجتماعی در جامعهٔ شهریِ پرتنشِ امروزی کمک کند، همچنان که در بسیاری از موارد، فضایِ مذهبی به عنوان محلی برای گفتوگو، همدلی و تسلیت به افرادِ دردمند عمل میکند.
تحلیل حقوقی-اجتماعی درباره روایت
این روایت، به صورت یک نمونهٔ فرهنگی-اجتماعی، نشان میدهد که توسلِ افراد به باورهای دینی مختلف در فضاهای عمومیِ مذهبیِ ایران تا چه اندازه میتواند بافتِ اجتماعی-فرهنگی را همسویی دهد و به تقویتِ همبستگیِ جامعه کمک کند. از منظرِ حقوقی، چنین روایتی باید در چارچوبِ قانونِ اساسی و قوانینِ موضوعهٔ کشور، به ویژه در حفظِ حقوقِ ادیانِ گوناگون، بهطور دقیق تفسیر شود؛ بدین معنا که آزادیِ باور و آیینِ دینیِ افراد، در کنارِ حفظِ حرمتِ مذهبِ غالبِ مردم، باید به صورتِ متقابل و با احترامِ متقابل رعایت گردد. این روایت نشان میدهد که مواجههٔ جامعه با حضورِ افرادِ غیرِ مسلمانِ دارایِ باورهای متفاوت، میتواند به گفتوگو، تربیتِ شهروندیِ مبتنی بر احترام متقابل و پذیرشِ همزیستیِ مسالمتآمیز منجر شود. از منظرِ اجرایی و اجتماعی نیز، چنین روایتهایی میتواند به تقویتِ شبکههای اجتماعیِ حمایتی منجر شود که شاملِ امدادهای معنوی، حمایتهای اجتماعی و پشتیبانی از خانوادههای نیازمند است؛ هرچند این کارها باید از طریقِ کانالهای رسمیِ دولت و نهادهای غیرِ دولتیِ مشروع و با حفظِ انصاف و عدالت انجام گیرد. به صورتِ خلاصه، این روایت به عنوان یک نمودِ فرهنگی از امید و عشقِ خانوادگی میتواند به ترویجِ همدلی و فهمِ متقابل بین اقوام و ادیان کمک کند و به تقویتِ فضایِ امنِ اجتماعی منجر شود؛ اما همواره باید از هرگونه تفسیرِ سیاسی یا تبلیغیِ غیرمجاز پرهیز کرد تا از ابرازِ تعصباتِ دینی که خلافِ قانون است جلوگیری شود.
