صنعت نشر چین در سال ۲۰۲۳: ۲۱۷ هزار عنوان جدید و ۱۲.۵ میلیارد نسخه در یک سال

نگاهی به فراز و فرود صنعت نشر چین در سال ۲۰۲۳ و مقایسه با بازار جهانی

در سال ۲۰۲۳، صنعت نشر چین با مجموعه‌ای از اعداد و شاخص‌هایی که نشان از مقیاس بزرگ و نظم بازار رسمی دارد، توجه تحلیلگران جهانی را به خود جلب کرد. این گزارش با بررسی آمارهای رسمی و از منظر پژوهش‌های داخلی ارائه می‌شود و نشان می‌دهد که چین چگونه با تکیه بر طراحی دقیق عناوین و نظارت مؤسسات انتشاراتی، به یکی از بزرگ‌ترین بازارهای کتاب در جهان بدل شده است. به گزارش تیم آرشیو کامل، آمار منتشر شده حاکی از وجود دو شاخص کلیدی است: عناوین جدید و تجدید چاپ. این دو بخش در کنار هم، تصویری واضح از هر ساله نشر در چین ارائه می‌دهند و نشان می‌دهد که حجم فعالیت‌های نشر در چین تنها به تولید عناوین جدید محدود نمی‌شود بلکه تجدید چاپ‌ها نیز نقش بسزایی دارند.

عناوین جدید، تجدید چاپ و حجم کل عنوان‌ها

براساس داده‌های رسمی، در سال ۲۰۲۳ چین با انتشار ۲۱۷ هزار عنوان کتاب جدید آغاز شد و در کنار آن ۳۲۳ هزار عنوان به صورت تجدید چاپ منتشر شد. مجموع این دو دسته، به تقریباً ۵۴۰ هزار عنوان می‌رسد اگر شمار عناوین جدید و تجدید چاپ‌شده را به‌طور جداگانه در نظر بگیریم. این ارقام نشان می‌دهد که میانگین سالانه شمار عناوین نشر شده در چین به‌طور قابل توجهی بیشتر از بسیاری از بازارهای تک‌عنوانی است، در حالی که تفاوت در تعریف «عنوان» و روش ثبت آمار بین چین و بازارهای دیگر، از جمله آمریکا، نکته‌ای کلیدی در تفسیر این آمار محسوب می‌شود. در نتیجه، اگر منظور از «کتاب منتشرشده در یک سال» اثر یا ویرایش جدید باشد، عدد مناسب برای چین تقریباً ۲۲۰ هزار عنوان است؛ اما اگر تجدید چاپ کتاب‌های موجود نیز به حساب آید، حجم فعالیت سالانه صنعت نشر چین به بیش از نیم میلیون عنوان می‌رسد.

شمارگان و اقتصاد صنعت نشر چین

یکی از جنبه‌های برجسته بازار نشر چین، حجم چاپ و شمارگان بسیار بالا است. در سال ۲۰۲۳ مجموع تیراژ کتاب در چین به حدود ۱۲.۵ میلیارد نسخه رسید. به طور متوسط برای هر عنوان منتشرشده یا تجدیدچاپ‌شده، حدود ۲۳ هزار نسخه چاپ شده است. این میزان تیراژ، در کنار عناوین آموزشی و درسی که در چین بخش اعظم درخواست‌ها را تشکیل می‌دهند، به توصیف دقیق‌تری از ترکیبِ بازار کمک می‌کند. درآمد کل بخش نشر چین در همان سال به حدود ۱۱۹.۲ میلیارد یوان و سود آن به حدود ۲۲.۳ میلیارد یوان رسید. این اعداد، نشان می‌دهند که بازار کتاب چین از نظر حجم فروش و سودآوری، با اتکاء به آموزش عمومی و مواد آموزشی، نقش پایداری در اقتصاد نشر ایفا می‌کند. این ترکیب عددی به لحاظ ساختاری با مدل آمریکاییِ خودناشری تفاوت دارد؛ زیرا چین به صورت عمده بر مؤسسات رسمی نشر و چارچوب‌های نظارتی دولتی متکی است و در نتیجه مدل انتشار کتاب با آمریکا تفاوت محسوسی دارد. این تفاوت، یکی از دلایل اصلی اختلاف‌های ظاهری در مقایسه آمار بین دو کشور است.

طبقه‌بندی موضوعی و تمرکز بازار

نظام آماری چین برای طبقه‌بندی کتاب‌ها به مجموعه‌ای از گروه‌های موضوعی متکی است که موضوعاتی مانند فلسفه، علوم اجتماعی، سیاست و حقوق، اقتصاد، فرهنگ و آموزش، زبان و ادبیات، هنر، تاریخ و جغرافیا و علوم طبیعی را دربر می‌گیرد. آمار رسمی چین نشان می‌دهد که وزن بخش «فرهنگ سنتی و آموزش» در کنار گروه‌های «علمی-ترویجی» رو به رشد است و این تغییرات به‌خصوص در سال‌های اخیر توجهی به متون کلاسیک، فرهنگ تاریخی و توسعه کتاب‌های آموزشی و ترویجی داشته است. در کنار این تحولات، بازار تجاری چین نیز در قالب رشته‌های اقتصاد و مدیریت، روان‌شناسی و خودیاری، زندگی‌نامه و کتاب‌های کودک و علوم طبیعی نقش‌آفرینی می‌کند. با این حال، در بخش‌های عمومی و آموزشی، کتاب‌های درسی مدارس، دانشگاه‌ها و آموزش حرفه‌ای از جایگاه ویژه‌ای برخوردار هستند و تعریف رسمی کتاب درسی نیز گسترده است و شامل منابع آموزشی بزرگسالان می‌شود.

مقایسه، روش‌شناسی و تفاوت‌ها با آمریکا

برای مقایسه با آمریکا لازم است به تفاوت‌های روش‌شناختی توجه شود. آمار آمریکا غالباً از طریق سیستم ISBN و شمارش کل عنوان‌های منتشرشده (که شامل خودناشر بودنِ میلیون‌ها عنوان می‌شود) گزارش می‌شود. در مقابل، آمار چین در چارچوب نظام مجوزدهی و نظارت ملی انتشار می‌شود و به طور قابل توجهی به تصمیمات مؤسسات انتشاراتی رسمی و فرآیندهای مجوزدهی وابسته است. به همین دلیل ممکن است اعداد کل در آمریکا به صورت چندمیلیونی بیان شوند، در حالی که چین با وجود شمار عنوان‌های کمتر، به دلیل تمرکز بر کتاب‌های درسی و نشر آموزشی با شمارگان بسیار بالا، از منظر اقتصاد نشر تفاوت‌های بنیادین دارد. در نتیجه، مقایسه دقیق‌تر نیازمند هم‌ارزی با روش‌های ثبت آمار هر دو کشور و توجه به تفاوت‌های دوره‌های زمانی و تعریف «عنوان» است. به گزارش کارشناسان، حتی با اصلاحِ مقیاس و روش، دو بازار با ویژگی‌های ساختاری متفاوت باقی می‌مانند: چین با تمرکز بر مؤسسات رسمی، حضور آموزش و کتاب‌های عمومیِ مرتبط با فرهنگ ملی و آموزش رسمی، در کنار آمریکا با شیوه‌های متنوع‌تر خودناشری و بازار آزاد نشر. همچنین، رشد فروش اینترنتی، شبکه‌های اجتماعی و تجارت محتوایی در هر دو کشور بر پویایی بازار کتاب تأثیرگذار است، اما چارچوب‌های قانونی و روش‌های پرداخت و بازاریابی تفاوت‌های قابل توجهی دارند.

سهم آموزش و کتاب‌های درسی در بازار چین

آنالیزهای بازار نشر چین نشان می‌دهد که کتاب‌های آموزشی، از جمله کتاب‌های درسی مدارس و دانشگاهی، سهم زیادی از حجم کل نشر را تشکیل می‌دهند. تعریف رسمی «کتاب درسی» به صورت گسترده‌ای گنجانیده می‌شود تا منابع آموزشی برای مدارس ابتدایی تا آموزش عالی و آموزش حرفه‌ای را دربرگیرد. این ویژگی، بازار چین را به سمت مقیاسی سوق می‌دهد که تقاضای آموزشی با وجود تغییرات فناورانه و تغییرات در روش‌های تدریس، همچنان یک نیروی محرکه بزرگ در تولید کتاب است. این موضوع همچنین به تفاوت‌های بازار با آمریکا اشاره می‌کند که در آن Self-publishing و کتاب‌های درسی غیررسمی با شدت بیشتری وجود دارد. با این وجود، کشور چین از طریق نظام‌های نظارت و مجوز و سرمایه‌گذاری در آموزش عمومی، کتاب‌های عمومی، ادبیات و تاریخ را نیز به عنوان بخش‌های پویای بازار حفظ می‌کند. به گزارش تحلیلگران، این ترکیب آموزشی-فرهنگی باعث می‌شود که شمارگان کتاب‌های آموزشی در چین به‌ویژه در دوره‌های تحصیلی و آزمون‌های سطح ملی و محلی، همچنان بالا باقی بماند و در نتیجه اقتصاد نشر چین را به سمت پایداری هدایت کند.

آینده بازار نشر چین و نکات اجرایی برای سایر بازارها

اگرچه آمار سال ۲۰۲۳ نشان می‌دهد که چین با ترکیبی از عناوین جدید و تجدید چاپ و با تیراژ بالا، یک مدل موفقِ انتشار کتاب را پیش می‌برد، اما تحلیلگران تأکید می‌کنند که باید به تفاوت در چارچوب‌های قانونی و نحوه ثبت آمار توجه کرد. در سطح جهانی، با وجود رشد صنعت نشر دیجیتال و ظهور کتاب‌های صوتی و پلتفرم‌های تجارت محتوایی، بازارهای مختلف سطحی از هماهنگی در داده‌ها و معیارهای ارزیابی را می‌طلبند تا مقایسه‌های بین‌رشته‌ای قابل اتکایی ارائه دهند. این نکته می‌تواند برای سایر بازارها، از جمله ایران، به معنای اهمیت داشتن سیستم‌های گزارش‌دهی شفاف‌تر، استانداردسازی معیارها و تقویت شمولیت در گزارش‌های آماری باشد تا بتوان درک واقعی‌تری از روندهای جهانی نشر را ارائه کرد. در کنار این مسائل، حفظ تعادل بین حمایت از آموزش عمومی و تشویق به فرهنگ نشر مستقل، از منظر سیاستگذاری فرهنگی هر کشوری، ارزشمند است.

تحلیل حقوقی و اجرایی درباره بازار نشر چین

از منظر قوانین جمهوری اسلامی ایران و با توجه به اصول حفظ امنیت عمومی و منع از تبلیغ یا ترویج هر گونه رویکرد مغایر با مبانی قانونی، بررسی بازار نشر چین نشان می‌دهد که وجود رویکرد‌های نظارتی و مجوزی در چین به شکل قابل توجهی از بازارهای آزاد در برخی بخش‌ها متمایز است. این مدل می‌تواند به عنوان یک مدل پژوهشی برای بررسی شیوه‌های شفاف‌سازی، نظارت و گزارش‌دهی در بازارهای داخلی ما مطرح باشد. با توجه به قوانین داخلی و چارچوب‌های حقوقی، هر گونه توسعه بازار نشر باید در چارچوب اصول حاکمیتی و ملاحظات فرهنگی و آموزشی باشد. تحلیل دقیق بازار چین در زمینه‌های علمی، آموزشی و فرهنگی نشان می‌دهد که وجود شفافیت در آمار، اعتبارسنجی داده‌ها و انطباق با استانداردهای محلی، می‌تواند به بهبود کیفیت گزارش‌های اقتصادی و فرهنگی در هر کشوری منجر شود، بدون ورود به مباحث سیاسی. همچنین، توجه به دسترسی عادلانه به منابع آموزشی، حفظ حقوق مصرف‌کنندگان و حمایت از حقوق مؤلفان در هر بازار، به عنوان اصول اخلاقی و قانونی قابل توصیه است.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا