تفاوت‌های راهبردی بین جنگ هشت ساله و تحولات اخیر از نگاه سرلشکر صفوی: نقش همسایگان و کارکرد نیروها در ایران

مقدمه‌ای خلاصه به تفاوت‌های بنیادی دو دوره جنگی

به گزارش تیم آرشیو کامل، مقایسه شرایط دو دوره تاریخیِ جنگ هشت‌ساله و درگیری‌های اخیر از منظر فرماندهان ارشد، نشان می‌دهد که تغییرات زمینه‌ای در محور درگیری، ابزارها، و سازوکارهای نیروها به‌طور فاحشی شکل گرفته است. در این گزارش، با حفظ واقعیت‌ها از سخنان سردار سرلشکر سید یحیی رحیم صفوی، دستیار و مشاور عالی فرمانده کل قوا، گشایش‌های دیپلماتیک، تغییر اقلیم اقتصادی، و تأثیر ناپی‌دار فناوری بر نبردها به تفصیل تشریح می‌شود. با وجود استمرار مناقشات منطقه‌ای، هر دو دوره دارای تفاوت‌های ساختاری در هدف‌گذاری، نحوه منابع و کارکرد نیروها بوده‌اند که در ادامه به آنها پرداخته می‌شود.

محور درگیری و نوع جنگ

در جنگ هشت‌ساله که از سال ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۷ به طول انجامید، تمرکز اصلی بر محور تصرف سرزمین و بازپس‌گیری اراضی بود. این جنگ از منظر فناوری و شیوه‌های نبرد، عمدتاً زمینی بود و رقابت بین ارتش‌های منظم برای کنترل مناطق مشخص بود. صفوی در بیان دورهٔ یادشده اشاره کرد که این درگیری به‌طور کلاسیک، شامل عملیات زمینیِ گسترده و جابه‌جایی‌های گستردهٔ نیروها می‌شود و پیش‌ران اصلی آن، اهداف استراتژیک در سطح سرزمین است تا نفوذ و کنترل قلمرو. در مقابل، در درگیری‌های اخیر، از منظر او، ماهیتِ جنگ به سمت هوایی و دریایی-محور با اتکا به فناوری‌های نوین و شبکه‌های اطلاعاتی تغییر یافته است. این جنگ‌ها از نظر ابزار به‌کارگیریِ هواپیماهای متنوع، موشک‌های کروز و بالستیک، و استفاده از سامانه‌های فناورانهٔ اطلاعاتی متمایل است و به‌ندرت صرفاً تپه‌هام خاکی را درگیر می‌کند. این تغییرِ ماهوی، سازوکارهای مأموریتی و مدیریت منابع را نیز به شکل قابل توجهی دگرگون ساخته است.

نقش و جایگاه نیروهای مسلح در دو دوره

در دوران دفاع مقدس، ارتش ایران با سطحی از بی‌ثباتی سازمانی روبه‌رو بوده و در برخی جبهه‌ها، نیروهای سپاه به‌طور گسترده‌ای به عنوان نیروی امنیتی عمل می‌کردند؛ روند تجهیز و آمادگی نیروها از نظر ساختاری چندان مطلوب نبود. در مقابل، در دوران به‌روزتر، صفوی توضیح می‌دهد که جنگ‌های اخیر با بهره‌گیری از فناوری و تمرکز بر شبکهٔ امنیتی و عملیاتیِ پیچیده، به سپاه و نیروهای مسلح امکانات دفاعی جدیدی می‌دهد تا دامنهٔ تهدیدات را به‌گونه‌ای مدیریت کنند که کاراییِ دفاعی کشور حفظ شود و از تمرکز صرف بر نیروهای زمینی فراتر رود. این تغییرات نشان می‌دهد که کارکرد نیروها در دو دوره به‌شدت تفاوت کرده و در حالی که در دوران قدیم نگرشِ تمرکز بر اراضی بود، در دوران جدید، امنیت داخلی، عملیاتِ هوایی-دریایی، و نقش فناوری‌های نوین نقش مرکزی پیدا کرده است.

پوشش دیپلماتیک و حمایت‌های خارجی

طبق گفته‌های صفوی، در سال‌های جنگ هشت‌ساله، غربی‌ها و به‌خصوص ایالات متحده، شوروی و برخی کشورهای اروپایی از عراق حمایت می‌کردند. از سوی دیگر، کشورهای عربی منطقه حدود ۹۵ میلیارد دلار به عراق کمک کردند. این تصمیمات به‌ویژه در کنار وضعیت داخلیِ انقلاب نوپا در ایران، تأثیر قابل توجهی در شیوهٔ نبرد و منابع اقتصادیِ دو طرف داشتند. در برابر، در درگیری‌های اخیر، صفوی اشاره کرده است که روسیه و چین دست‌کم از نظر سیاسی و رسانه‌ای حمایت‌هایی از ایران ارائه کرده‌اند، اما تغییر چندانی در مواضع کشورهای منطقه رخ نداده است. به این ترتیب، در حالی که در دورهٔ گذشته پایگاهی از نیروهای خارجی و حمایتها با بعدهای اقتصادی گسترده وجود داشت، در زمان حاضر تنش‌ها با سطح دیگری از پیچیدگیِ دیپلماتیک و ارزیابیِ راهبردی مواجه است. این تفاوت‌ها، از منظر تحلیلگران، می‌تواند نتیجه‌های متفاوتی در پایداریِ سیاست‌های منطقه‌ای و پاسخ‌گوییِ اقتصادی-دیپلماتیک جمهوری اسلامی داشته باشد.

زنجیرهٔ اقتصادی و زیرساخت‌های منطقه‌ای

صفوی به ظرفیت‌های اقتصادی و دیپلماتیک ایران اشاره می‌کند و بر این نکته تأکید می‌ورزد که ایران می‌تواند از حضورش در چارچوب‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای بهره‌برداری کند. از منظر زیرساختی، وی به پروژه‌های کریدور شمال–جنوب و راه‌آهن زاهدان–چابهار اشاره می‌کند و امید دارد که تا پایان سال جاری این پروژه‌ها به بهره‌برداری برسد. همچنین برای راه‌آهن رشت–آستارا نیز داده‌هایی وجود دارد که این خط‌آهن ظرف زمانی کوتاهی عملیاتی خواهد شد. این پیشرفت‌ها، به‌ویژه با توجه به اقلیم‌های مرزی و بازارهای همسایه، می‌تواند به تقویت اتصال کشور با همسایگان و ارتقای سطح عبور و مرور کالا کمک زیادی کند. با وجود این، توضیحات صفوی نشان می‌دهد که در کنار این پروژه‌های زیرساختی، ایران می‌تواند از طریق بهبود کریدورها به شکلِ مؤثر از فشارهای تحریمی عبور کند و به نوعی به استقلال اقتصادی و دیپلماتیک در سطح منطقه دست یابد. این رویکرد، طبق گفتهٔ مقامات، می‌تواند به‌عنوان یک ساختارِ استراتژیک در برابر تحریم‌ها عمل کند و همزمان با تقویتِ جایگاهِ ایران در سازمان‌های منطقه‌ای، بهبودِ صادرات و توازن تجاری را به همراه داشته باشد.

جمع‌بندی فنی و تحلیل عملیاتی

نکته‌های مهم در بیانِ صفوی، تفاوتِ ماهویِ رویکردها و ابزارهای به‌کار رفته در دو دوره است. جنگِ گذشته بر منعطف‌ترین و در عین حال ساده‌ترین قالبِ زمینی استوار بود، اما درگیری‌های اخیر با اتکا به فناوری‌های پیشرفته، تشکیلاتِ هوایی-دریایی و شبکه‌های اطلاعاتی، بازتعریفِ نقشِ نیروهای مسلح و کارآمدیِ استراتژی‌ها را ضروری ساخته است. از منظر اقتصادی و دیپلماتیک، حضور ایران در چارچوب‌های منطقه‌ای و همکاری با همسایگان از یکسو و تقویتِ همکاری‌های فناوری و زیرساختی از سوی دیگر می‌تواند به بازتعادلی در مواجهه با فشارهای external و تحریم‌ها منجر شود. به‌رغم تفاوت‌های هدف-درگیری، هر دو دوره نشان می‌دهند که ایران به سمت تقویتِ توازنِ بین امنیت داخلی، بازوهای دفاعی و امکاناتِ دیپلماتیک حرکت می‌کند. این نکته‌ها می‌تواند راهگشای تصمیم‌گیران در مدیریتِ آیندهٔ تهدیدها و فرصت‌های منطقه‌ای باشد.

تحلیل نهایی: چارچوب اجرایی و امنیتی در ایران

در تحلیل نهایی، به‌رغم وجود تفاوت‌های آشکار میان دو دورهٔ جنگی، نکتهٔ کلیدی این است که سازوکارهای اجرایی و امنیتیِ جمهوری اسلامی ایران باید با رعایت اصول قانونی و ملاحظات امنیتیِ اجرایی تقویت شود. این به معنای هماهنگیِ بیشتر میان نیروهای مسلح، مدیریتِ بهینهٔ فناوری‌های نوین، و تقویتِ ظرفیت‌های دیپلماتیکِ اقتصادی است تا از فرصت‌های سیاسی و اقتصادیِ منطقه بهره‌برداری بهتری شود و از هرگونه تهدیدِ داخلی یا خارجی با کمینهٔ مخاطره‌ها جلوگیری گردد. این رویکرد نه تنها به حفظِ ثباتِ داخلی کمک می‌کند بلکه می‌تواند سطحِ همکاری‌های منطقه‌ای را بهبود بخشد و به کاهشِ فشارهای تحریمیِ خارجی تا حدودی یاری رساند. در این راستا، رعایتِ قانونِ اساسی جمهوری اسلامی، شفافیتِ تصمیم‌گیری‌های اجرایی، و پاسخگوییِ مستمر به نهادهای قانونی کشور از اهمیت بالایی برخوردار است تا هیچ‌گونه خروجِ از چارچوبِ قانونی اتفاق نیافتد و امنیتِ ملی به‌صورت پایدار حفظ شود.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا